در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:
۱- ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.
۲- ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.
۳- ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.
۴- ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.
۵- ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.
۶- ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.
۷- ابروهای نزدیک به چشمها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.
۸- ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.
۹- ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.
۱۰- ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرأت و نشاط و شادمانی است.
۱۱- ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.
به طور کلی می توان گفت:
ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت، ابروهای بلند: نشانه اراده، ابروهای بالا : نشانه جرأت و ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.
خون شما، فقط از بیماری های پنهان تان خبر نمی دهد. شاید برای تان جالب باشد که بخشی از خصوصیت های آزاردهنده همسرتان، در خونش نهفته است و به همین دلیل است که به راحتی قابل اصلاح شدن نیست!
خون شما، فقط از بیماری های پنهان تان خبر نمی دهد و شما با یک آزمایش خون، فقط از کم و کاستی های بدن تان با خبر نمی شوید. بعضی از پژوهشگران می گویند که گروه خونی تان می تواند خلق و خوی شما را هم تحت تاثیر قرار دهد و بعضی های دیگر می گویند آدم شناسی با توجه به یک آزمایش خون، ادعایی است که باید به درستی اش شک کرد. اما در این شماره، ما باورهای گروه اول را در اختیار شما می گذاریم و قضاوت در مورد آن را به خود تان می سپاریم. شاید برای تان جالب باشد که بخشی از خصوصیت های آزاردهنده همسرتان، در خونش نهفته است و به همین دلیل است که به راحتی قابل اصلاح شدن نیست!
● A؛ منظم و دلسوز
مدیران باهوش اما پر اشتباه
اعضای این گروه خونی رهبرانی باهوش و مقتدر هستند اما اشتباهات زیادی را هم مرتکب می شوند. لیندن جانسون، ریچارد نیکسون و هیتلر همگی از رهبران بزرگ سیاسی جهان هستند که به دلیل اقتدار شان نامشان در تاریخ ماند ولی نتوانستند تا پایان حمایت مردم را به خود جلب کنند و فجایع یا بحران هایی را با نام خود در تاریخ ثبت کردند.
اگر گروه خونی همسر شما A باشد، باید بگوییم که او فردی مشکل پسند و منظم است. او عاشق هماهنگی و موقعیت های شفاف است و بیشتر از صاحبان هر گروه خونی دیگری از قانون پیروی می کند. چنین فردی مدام به فکر سر و سامان دادن اوضاع است و حتی لباس پوشیدن و آرایش موهایش هم، همیشه مرتب به نظر می رسد. محققان می گویند صاحبان گروه خونی A دلسوزترین آدم های جهان هستند اما در عین حال، افرادی کمال گرا بوده و دوست دارند همیشه در شرایط از پیش تعیین شده و منظم قرار بگیرند.
بررسی ها روی گروه خونی افراد نشان داده شغل پلیسی، از هر کاری برای آنها مناسب تر است زیرا این افراد به جزئیات اهمیت فوق العاده ای می دهند و از بایگانی و نگهداری اسناد هم لذت می برند.
اگر با یکی از دارندگان این گروه خونی روبه رو هستید، خوشحال باشید. زیرا این افراد به راحتی از دست شما عصبانی نمی شوند و به شکل عجیب و غریبی خویشتندار هستند. این افراد وظیفه شناساند و حتی اگر بی قانونی بیداد کند، از زیر مسئولیت هایشان شانه خالی نمی کنند. با چنین فردی شما می توانید یک زندگی آرام و پر از اطمینان داشته باشید. متعلقان به این گروه خونی، به شدت فداکار هستند و می توانیم آنها را به عنوان صادق ترین افراد جهان معرفی کنیم. البته اگر فرد اجتماعی و برون گرایی باشید، باید بدانید این افراد درست برعکس شما هستند. آنها تودار هستند و کمی سخت تر از دیگران با جمع خودمانی می شوند. درست است که افراد متعلق به گروه خونی A هزار و یک خصوصیت مثبت دارند اما اگر می خواهید یکی از آنها را برای یک عمر زندگی انتخاب کنید باید بدانید که فردی انعطاف ناپذیر است و هیچ مهارتی در پس انداز پول و پیشرفت مالی ندارد.
● O؛ رقابت جو و ریسک پذیر
مدیران مقتدر یا مافیای مخرب
رونالد ریگان، ملکه الیزابت و پسرش پرنس چارلز، همه از اعضای این گروه خونی هستند و نمونه های خوبی برای نشان دادن اقتدار افراد این گروه خونی به شمار می روند. البته اقتدار آنها همیشه در مسیر درست هدایت نمی شود و تاریخ نشان داده که برجسته ترین اعضای گروه های بزرگ مافیا هم دارندگان گروه خونی O هستند. یکی از معروف ترین این افراد، آل کاپون است و بوی جورج، ستاره موسیقی ساختارشکن راک هم یکی دیگر از آنهاست که بعد از مشهور شدن با مصرف زیاد مواد مخدر رسوایی برپا کرد.
این گروه چه در رشته های ورزشی وارد شوند و چه در کسب و کار شان، همیشه در خط مقدم هستند. عاشق رقابت هستند و می توانند در هر گروهی، مثل یک مدیر خوب و مقتدر عمل کنند.
آنها افرادی هدفمند هستند و خوب می دانند که برای چه چیزی تلاش می کنند؛ البته ریسک پذیر بودنشان هم در این مسیر همراهی شان می کند و چون درک خوبی از سلسله مراتب اجتماعی دارند، بعد از حضور در یک موقعیت، می توانند نظر مثبت دیگران را به خود جلب کنند.
افراد صاحب این گروه خونی، خوشبین و وفادارند و میانه ای هم با عصبانیت ندارند. البته نباید فراموش کرد که بی نهایت حسود هستند و مدیریت بحران خوبی هم ندارند و به جای آن ترجیح می دهند از موقعیت های آشفته فرار کنند. درست است که آنها عاشق قدرت هستند اما همین ویژگی می تواند از اعضای این گروه، افرادی طماع بسازد.
● B؛ ساختارشکن و نوآور
عاشق تمرکز و جنگ
جالب اینجاست که اعضای این گروه خونی، سهم زیادی در میان ورزش هایی که نیاز به تمرکز زیاد دارد، دارند. در میان موفق ترین گلف بازان جهان، کسانی مثل جک نیکولاوس و قهرمانان ژاپنی مثل جومبو زاکی و ایسائو را می توانیم ببینیم. آنها در جنگ هم می توانند فرماند هانی خلاق باشند و کسانی مثل ناپلئون بناپارت، مارشکال رومل و ژولیوس سزار همگی از صاحبان این گروه خونی بوده اند.
جمعیت دارندگان این گروه خونی زیاد نیست اما می توانیم آنها را در دسته جالب ترین آدم های روی زمین جا دهیم. افراد این گروه خونی را هرکسی نمی تواند تحمل کند اما خصوصیات جالبی دارند که در اوج پیچیده بودنشان، آنها را زیبا تر جلوه می دهد. این افراد به شدت رک هستند و دوست دارند زود سر اصل مطلب بروند. آنها کار زیادی با ساختارهای پیچیده اجتماعی ندارند و زیاد هم در قید و بند آداب و تشریفات نیستند. آنها به قوانین اهمیت زیادی نمی دهند و گرچه این ویژگی یکی از خصوصیات منفی آنهاست اما باعث می شود این افراد در نوآوری و پدید آوردن راه و رسم های تازه، همیشه در صف اول باشند.آنها بی قید و بند هستند و افرادی انعطاف پذیر به شمار می روند. اما پیچیدگی های آنها، چیزی از توانایی خارق العاده شان در تجسس کم نمی کند، بلکه تنها به خلاقیت شان می افزاید. این افراد تیزهوش هستند اما هرگز نمی توانید آنها را کنترل و وادارشان کنید که منظم شوند. این افراد تمایل زیادی به یک شغل مادام العمر ندارند و در اوج تکبر، آسان گیر هستند. افراد گروه خونی B آشپزهای خارق العاده ای هستند و به شکم شان بیش از حد اهمیت می دهند. آنها علاقه ای به زرق و برق ندارند و زندگی را راحت تر از دیگران می بینند. چنین افرادی می توانند به راحتی و با سخنانشان شما را شیفته خود کرده و به یک عشق ماجراجویانه دعوت تان کنند. اما یادتان نرود که آنها می توانند به راحتی بی وفایی کنند، گاهی هم افرادی تنبل و حتی دم دمی مزاج می شوند.
● AB؛ طناز و منطقی
مدیران ماندگار مذهبی
کولی ها اصلی ترین صاحبان این گروه خونی هستند و حساسیت شگفت انگیز روحی شان هم می تواند نشانه ای برای عضویت شان در این گروه باشد. اما در میان AB ها، سرگروه های مذهبی را هم مشاهده می کنیم. برای مثال بودا، سن فرانسیس و مهاتما گاندی همگی از اعضای این گروه خونی بوده اند و آرامش فوق العاده شان هم گویای تعلق شان به این گروه است.
آمارهای سال ۸۵ می گوید که جمعیت این گروه خونی در ایران تنها ۴۲/۷ درصد است اما این گروه کم جمعیت را می توانیم فرهیخته ترین گروه جمعیتی بدانیم. آنها عاشق علم هستند و افراد منطقی، حساس و آرام به حساب می آیند. این افراد بسیار خونسرد و خویشتندار هستند اما مراقب باشید که از این خصوصیت شان سوء استفاده نکنید و بار زیادی را روی دوش شان نیندازید. افراد دارای گروه خونی AB می توانند آشوب هایی را آرام کنند. آنها می توانند دیگران را با روحیه طنزی که دارند نقد کنند و با قهقهه های شان جمعیت را سرحال بیاورند. آنها تاجران خوبی هستند؛ اگر خواستگاری با گروه خونی AB دارید، می توانید امیدوار باشید که با پشتکارش، خیلی زود پیشرفت کند. آنها حسابدارهای خوبی می شوند و به این رشته بیشتر از سایر مشاغل علاقه دارند. گرچه صاحبان گروه خونی A افرادی وقت شناس هستند، اما AB ها نیز در رتبه دوم وقت شناسی قرار دارند.
اگر با فردی از این گروه خونی روبه رو هستید، باید بدانید که نه به گذشته فکر می کند و نه به آینده دور؛ برای او حال و آینده نزدیک در اولویت قرار دارد و با تمام وجود در زمان زندگی می کند.
شناختن فردی از این گروه خونی آسان نیست زیرا او نه فردی خودمانی است و نه محافظه کار بودنش می گذارد که از حال و هوایش سر در بیاورید. اما این افراد هنرمندان خوبی نیز هستند و از آنجا که محاسبه گر خوبی هستند، می توانید حساب زندگی را به راحتی به دستشان بسپارید
اغلب زوجهای جوان حتی اگر در گذشته، بهترین دخترها و پسرها برای خانوادههایشان بودند، در زندگی مشترک با همسرشان، دچار اختلاف میشوند.
کسی نمیتواند ادعا کند که تا به حال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجیده است. بعضیها به خاطر جر و بحثهایی که پیش میآید، احساس میکنند که ازدواجشان موفق نبوده است. با این حال، خود را ناگزیر به سازش با همسر میدانند؛ اما اختلاف آنها، مثل آتش زیر خاکستر، باقی میماند. در این موارد، لازم است هر یک از زوجین فقط این سؤ ال را از خود بپرسند که «چقدر برای بهبود روابطمان زحمت کشیدیم»؟
اغلب ما در برابر این سؤال، ابروها را بالا انداخته، با چشمانی از حدقه بیرون زده و قیافهای حق به جانب، میگوییم : « خیلی ». حقیقت امر این است که ما زحمتهایمان را حساب شده نکشیدیم.
_ آیا تا به حال سعی کردهایم که ریشه اختلافات را پیدا کنیم و مسائلی را که سد راه خوشبختی ماست، برطرف کنیم؟
_ آیا تا به حال خواسته هایمان را در کفه ترازوی ذهنمان گذاشتهایم تا ببینیم کدام ارزش را باید فدای ارزش دیگر کنیم؟
_ آیا تا به حال فکر کردهایم که ما میتوانیم با کمی سعی و تلاش، زندگی مشترکمان را سرشار از شادی، عشق و محبت کنیم؟
نارضایتیهای کوچک
نارضایتیهای کوچک را دست کم نگیریم؛ چون اغلب همینها هستند که سد راه خوشبختی هستند؛ مثل بگو مگوها، نیش زدنها، دخالتها، ناسازگاریها، ناکامیها، غرورها و منت گذاشتنها. اگر در برابر این مسائل کوچک از خود گذشت نشان دهید، راههای جدیدی برای دوست داشتن زندگی و همسرتان باز خواهد شد و به یک نیروی فزاینده مثبت، دست خواهید یافت. در این جا برای نمونه، چند راه را به شما یادآوری میکنیم؛ سعی کنید راههای دیگر را خودتان کشف کنید.
منظور کردن کارهایی که برای همسرتان انجام دادهاید یا حتی گذشتی که به خاطر او کردهاید، برای هر یک از طرفین، همیشه وسوسهانگیز است. این وسوسه را بشناسید و آن را از خود دور کنید. این مسئله، یکی از مواردی است که جرقه اختلافات زوجین را فراهم میکند. ما نباید توقع داشته باشیم که همسرمان به خاطر هر کاری که انجام میدهیم، از ما قدردانی کند. اگر زوجین، توقع قدردانی داشته باشند، نتیجه آن، ناخرسندی و به رخ کشیدن کارهایی است که در طول روز انجام میدهند و اگر یکی از زوجین این کار را انجام دهد، طرف مقابل نیز قطعاً تحریک شده، به دفاع از خود میپردازد.
ما نباید از اینکه برای خوشبختیمان کاری انجام دادهایم، ناراضی باشیم؛ از این که من بچهها را به مدرسه رساندم؛ خانه را من تمیز کردم؛ خرید را من کردم؛ بچهها را من حمام بردم و… . منظور کردن این کارها، به معنی نارضایتی ما از آنهاست و بیگذشت بودنمان را نشان میدهد و در این صورت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، همسرمان فکر میکند که بر سر او منت میگذاریم و مهمتر اینکه یادآوری این کارهای به ظاهر سخت، آن هم به طور دائم باعث میشود که نسبت به همسرمان، احساس خشم کنیم و کم کم عشق و محبت در زندگی کم رنگ میشود و کنایه زدنها شروع شود و هر روز بیشتر از روز قبل، نیروی خود را به خاطر این مسائل بیارزش، از دست میدهیم و عادت میکنیم که هر روز، فهرست بلند بالایی را از کارهایی که انجام دادهایم، به رخ همسرمان بکشیم؛ کارهایی که وظیفه ماست و نشانه گذشت ماست.
در این مواقع، – هر گاه احساس کردید نسبت به همسرتان خشمگین هستید – وقتی که احساس کردید کار نادرستی انجام داده یا حتی کاری را که میبایست انجام میدادید، انجام ندادهاید، لحظهای صبر کنید و آن عشقی را که بینتان هست، به یاد بیاورید؛ لبخندی بر لب بیاورید و عصبانیت را به مرور زمان و با تمرین، از فهرست عادتهایتان حذف کنید. در این صورت، تأثیر آن را در همسرتان خواهید دید. این کار، گامی بزرگ در جهت بهبود روابط خواهد بود و هر روز، علاقهتان به زندگی مشترک و شریک زندگیتان، بیشتر خواهد شد.
توقع نداشته باشید همسرتان بینقص باشد
وقتی به همسرتان میگویید « چرا این طور هستی »، یا « چرا خودت را عوض نمیکنی »، از او توقع دارید که چه جوابی به شما بدهد؟ خودتان را جای او بگذارید؛ اگر کسی از شما این سؤال را بپرسد، چه جوابی میدهید؟ اغلب ما فکر میکنیم که عملکردمان درست است و شاید ذاتاً نمیتوانیم خودمان را اصلاح کنیم. وقتی چنین سؤالی را از همسرتان میکنید، او تصور میکند که آن کسی نیست که شما میخواستید و در انتخابتان اشتباه کردید و این مسئلهای نیست که از ذهن کسی بیرون برود و نباید توقع بهبود روابط را بعد از زدن چنین حرفهایی داشت. بعضیها این سؤالات را از همسرشان نمیپرسند؛ بلکه اینها را به جای اینکه از همسرشان بپرسند، از خودشان میپرسند که این هم به مراتب بدتر است؛ زیرا در این صورت، خودمان فکر میکنیم که اگر او شخص دیگری بود، آن وقت من خوشبخت بودم و اوست که باید عوض شود و هیچ راه دیگری نیست.
حال اگر فکر میکنید که جواب خوشبختی شما در شخص دیگری است، کاملاً اشتباه میکنید؛ چون هیچ کسی را در دنیا نمیتوانید پیدا کنید که با تمام عقاید شما موافق باشد و این طبیعی است؛ پس با نظام طبیعت نجنگید؛ بلکه در کنار آن زندگی کنید و خودتان را با چیزی که هست، وفق دهید. شما میتوانید بار مسئولیتی را که از او توقع دارید، از دوشش بردارید و روابط را اصلاح کنید. در این صورت، با ایجاد صمیمیت، کم کم به چیزهایی که میخواستید، میرسید؛ به همسرتان وقت بدهید تا خواستههای شما را کشف کند و حتی اگر زحماتش برای برآورده کردن این خواستهها نتیجهای نداد، او را دوست بدارید و به وجودش افتخار کنید.
به نظر شما خنده دار نیست که کسی را با تمام وجود دوست داشته باشید، ولی به خاطر مسائل کوچکی، مثل ریختن خمیردندان روی سنگ دستشویی یا پرتاب کردن جورابها در اطراف خانه و یا نشستن ظرفهای آشپزخانه، محبتتان تبدیل به خشم شود؟ آیا اینکه شما جورابی را از گوشه خانه بردارید یا خمیردندان ریخته شده یا ظرفهای نشسته را بشویید، کار خیلی سختی است؟ اصلاً چرا فکر نمیکنید که شما هم عادتهای این چنینی دارید؟ بنابراین، بهتر است که اول عادتهای خودمان را کشف کنیم و اگر هم عادت بدی را در همسرمان کشف کردیم، مشکل او را مشکل خودمان بدانیم.
بخششتان با جان و دل باشد
آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا عذرخواهی مشکل است و هیچ میدانید که عذرخواهی در زندگی زناشویی، چقدر میتواند اختلافات بیهوده را از بین ببرد؟ علت این که بعضیها از عذرخواهی فرار میکنند، این است که میترسند طرف مقابلشان عکسالعملی نشان بدهد که موجب پشیمانیشان شود. بعضیها وقتی همسرشان از آنها عذرخواهی میکند، چنان قیافه حق به جانبی میگیرند که موجب دل شکستگی و آزردگی او میگردند. وقتی همسرمان از ما عذرخواهی میکند، باید خیلی موءدبانه و از ته دل، او را ببخشیم و کارهای ناپسندی مثل زیر لب حرف زدن، آه کشیدن یا کنایهزدن را کنار بگذاریم؛ حتی بحث را ادامه ندهیم و به این ترتیب، به دلخوریها، تلخیها و واکنشها پایان دهیم تا همسرمان تأثیر مثبت عذرخواهیاش را لمس کند. بنابراین، اگر همسرتان از شما عذرخواهی کرد، راه را برایش هموار کنید و با قلبی باز، او را ببخشید و با این کار، بخشش را به او هم یاد دهید.
مشغلههایتان را از روابطتان جدا کنید
کار، همیشه هست و هیچ وقت، تمامی ندارد. اگر شما برنامهریزی درستی نداشته باشید، در طول روز، برای کارهایتان وقت کم میآورید؛ اما برنامهریزی درست، آن است که در آن، برای خانه، خانواده و همسرتان هم وقت بگذارید. سعی کنید ساعاتی را در روز با همسرتان تنها باشید؛ با هم خلوت کنید و به خلوت همدیگر پا بگذارید. سعی کنید هیچ وقت کار و خستگی ناشی از کار را با خودتان به منزل نیاورید. وقتتان را تنگ و خودتان را خسته نشان ندهید. اگر به همسرمان بگوییم که سخت در حال تلاش هستیم؛ تنها نتیجهاش این است که همسرمان در آخر فهرست کارهایمان قرار میگیرد و گاهی هم فراموش میشود و برای بعضیها حتی ممکن است ناخودآگاه از این فهرست حذف شود!
کارهای فراموش شده را خودتان انجام دهید
همسر شما آدم آهنی نیست؛ بلکه مثل همه انسانهای معمولی، ممکن است خسته شود و یا کاری را فراموش کند. در این صورت، نباید او را سرزنش کنید. اینکه بگوییم « چرا برای دستشویی حوله نگذاشتی » یا « چرا ظرفها را نشستی »، ممکن است کار را به یاد او بیاورد؛ ولی آیا او همیشه یادش میرود که این کارها را انجام دهد؟ مسلماً نه. بعضیها اعتقاد دارند که باید نوع گفتارمان را درست کنیم؛ مثلاً میتوانیم چنین بگوییم: « حوله دستشویی کجاست » یا « قرار بود برای دستشویی حوله بگذاری » که البته روش خوبی است و باعث میشود تا طرف مقابلمان هم عکسالعمل خوبی نشان بدهد و در مقام دفاع از خودش بر نیاید؛ ولی یک روش بهتر هم وجود دارد و آن اینکه اگر واقعاً وقتش را داریم، خودمان این کار را انجام دهیم.
چه ایرادی دارد که ما کاری را که همسرمان فراموش کرده، انجام دهیم. اشتباهات همسرتان را به دوش بگیرید؛ ولی نه با آزرده دلی؛ بلکه با اشتیاق. اگر ظرفهای ظرفشویی، شما را آزار میدهند، آنها را بشویید. شاید خیلیها بگویند که با این کار، دیگر همسرمان کارهایش را انجام نمیدهد؛ اما بر عکس، اگر شما دست از سرزنش و نکوهش بردارید، با کمال تعجب میبینید که برخورد همسرتان بهتر میشود و شور و علاقه بیشتری برای انجام قسمتی از کارهایی که بر دوش دارد، از خودش نشان میدهد. با برطرف نمودن این مشکلات کوچک و پیش پا افتاده، شما میتوانید فکرتان را صرف جنبههای مهمتر روابطتان کنید و به ارتباطی صمیمی فکر کنید. شما میتوانید همدرد همسرتان باشید و عشق، محبت و شادی را به او هدیه کنید.
من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم زیرا درگیر دوست داشتن کسی هستم, که مرا دوست دارد!!!
شوهر دیر از سر کار میاد
زن: معلوم نیست با کدوم دختری بوده
شوهر زود میاد
زن: کار نمیکنه که
شوهر گرسنه است
زن: کارد تو شکمش بخوره
شوهر سیر است
زن: معلوم نیست با کی کوفت کرده لامصـــب
شوهر میره خونه مامانش
زن: فقط به فکر مامانشه
شوهر میره خونه ی مادر زن
زن: باز دوباره رفتی یه جا تلپ بشی
شوهر ماشین میخره
زن : فقط بلده واسه این چیزا پول خرج کنه
شوهر ماشین نداره
زن: گدای خسیس یه ماشین نمیخره ![]()
و این داستان ادامه دارد…