آموزش مهارت های زندگی

درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی

آموزش مهارت های زندگی

درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی

لبخند بزن

با قلب تو هر چه کرد؛ لبخند بزن! گر سوخته ای زدرد؛ لبخند بزن! گر دشنه ی دوست سینه ات را بشکافت، فریاد نزن زدرد؛ لبخند بزن! گر قلب تو پر زخون شده باکی نیست! ور رنگ رخ تو زرد؛ لبخند بزن! هر چه به دلت می گذرد باز مگوی، بر جای بمان چو مرد؛ لبخند بزن! بگذار که از روی تو شرمنده شوند در زیر نگاه سرد؛ لبخند بزن!هرگز هوس رهایی از دام مکن، بی همهمه باز گرد!!! لبخند بزن! ای مهره ی بازیچه ی دست تقدیر! در بازی تخته نرد؛ لبخند بزن! با اینکه تو را توان این معرکه نیست درصحنه ی این نبرد؛لبخند بزن!!!!!

از خستگی اگر گریستی هرگز زانو نزن

از خستگی اگر گریستی هرگز زانو نزن

زیرا قانون طبیعت اجبار به برخاستن دوباره است

پس چون درختان باش که ایستاده میمیرند...

«کورش بزرک»

براستی حضرت علی که بود

علی کسی بود که :طلحه و زبیر، به بهانه حج، مدینه را ترک کردند تا در مکه به عایشه بپیوندند و جنگ راه بیندازند. به آن دو گفت “میدانم حج نمی روید!
 اما با این وجود نه جلو رفتنشان را گرفت، نه به جرم فتنه گری در خانه حبسشان کرد، و نه اصلا بر سابقه جهادشان خط کشید.
علی کسی بود که : شب جنگ جمل، زبیر را صدا زد و با ذکر خاطره برادری سابقشان و سابقه جهادشان با هم در محضر پیغمبر، دل او را لرزاند
و از جنگ منصرفش کرد ،سلاحش “کلمه” بود.
علی کسی بود که :سعد ابن وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه خرابش کرد، نه در خانه حبسش کرد و نه حتی علیهش سخن گفت.
علی کسی بود که:میگفت نباید چیزی را از شما پنهان کنم جز در جنگ.
علی کسی بود که :مردم که میگفت فقط مسلمانها را نمی گفت.
خودش به صراحت گفت که “مردم یا با ما همدین اند یا همنوع” یعنی حرمت و حقوق همه باید محفوظ باشد.
علی کسی بود که :به قاضی چنان امنیت و استقلالی داده بود که علیه خودش حکم کرد!
صورتش را نزدیک آتش می برد و می گفت بچش علی، این سزای حاکمیست که مردمش را فراموش کند.

برخورد صحیح با همسر

اگه همونطوری که با تلفن همراهتون برخورد می‌کنید با همسرتان بر خورد کنیدخوشبخترین فردِ دنیا خواهید بود...!
1.اگر هر روز شارژش کنید با یه بوس و بغل...!
2.باهاش در روز از همه بیشتر صحبت کنید...!
3.پایِ صحبت‌هایش بشینید...!
4پیغام‌هایش را بگیرید...!
پول خرجش میکردید...!
براش زیور آلاتِ تزئینی یا لباس خوشگل بخرید...!
دورش یک محافظ محکم بکشید...!
در نبودش احساسِ کمبود کنید...!
حاضر نباشید کسی‌ نزدیکش بشه حتی...!
مطالبِ خصوصیتون رو به حافظه اش بسپرید...!
همیشه و همه‌جا همراهتان باشه حتی در اوج تنهایی‌...!
و اگه همیشه همراهِ اولتان باشه ......
با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست...!

آدم باید از اون جنس باشه.......!

پشت ویترین مغازه ها
جنس هایی هست که خیلی گرونن
یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه
اما گاهی یه گوشه ای، یه چیزی میذارن، که شاید کهنه باشه، شایدم معمولی!
اما روش نوشته " فروشی نیست "
آدم باید از اون جنس باشه.......!
 

دوست یعنی

- دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه- دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه- دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه- دوست یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه- دوست یعنی تنهایی هام رو می سپارم دست تو چون شک ندارم می فهمیش- دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ؛ اما بدون شمارش و حساب و کتاب- دوست یعنی من از بودنت مفتخر و سربلندم نه سر به زیر و شرمنده ادعا نمی کنم که همیشه به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که لحظاتی که به یادشون نیستم هم دوستشون دارمحالا از خودت بپرس تو دوستی؟ یا که خربزه پوستی؟

موضوع ِ انشا : « خوش بختی »

موضوع ِ انشا : « خوش بختی »
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ــــــــــــــــ بـه نام خــــدا ـــــــــــــــ
خوش بختی یعنی قلب مادرت بتپد.
ــــــــــــــــــــ پایان

ما نوکر وارباب توئی مهدی جان

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است


لب تشنه اگر آب نبیند سخت است


ما نوکر وارباب توئی مهدی جان


نوکر رخ ارباب نبیند سخت است