آموزش مهارت های زندگی

درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی

آموزش مهارت های زندگی

درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی

برخیز که باد صبح نوروز در باغچه می‌کند گل افشان

برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان

برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان

حکایتی از مولانا

پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز

آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟

 
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است !
پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...
 
نتیجه گیری  مولانا از بیان این حکایت:‌

 
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

چگونه دوستان خوبی داشته باشیم؟

ارتباط و دوستی با دیگران برای شما قدرت، اطمینان خاطر و سرخوشی می آورد و فرصتهای بیشتری را در زندگی روزمره نصبیتان میکند.
می خواهید روابط اجتماعی قویتری ایجاد کنید، آدمهای بیشتری را بشناسید و در نتیجه دوستان بیشتری داشته باشید، دوستان فعلی بیشتر به شما اعتماد کنند و روابط صمیمانه تری با آنها برقرار کنید، تلاشهای زیادی کرده اید و وارد گروههای اجتماعی مختلفی شده اما به نتیجه دلخواه نرسیده اید، این پنج نکته ساده اما مهم را هم در روابط خود رعایت کنید، مطمئن باشید اوضاع بهتر خواهد شد.
۱ – دل زنده باشید
دوستان شما دغدغه ها و مشکلات شخصی زیادی دارند، قرار نیست هر وقت با آنها روبرو می شوید یا تماس برقرار می کنید تبدیل به «گوش»ی شوند که باید داستان همه گرفتاری ها، شکست ها، تنشها یا حقوقی که از شما ضایع شده را بشنوند! سعی کنید شخصیتی پر انرژی داشته باشید، با شوخی های دست اول منحصر به خودتان شخصیتی گشاده رو و طناز را به جمع معرفی کنید، این کار هم به بهبود روحیه شما کمک می کند و هم شما را با دوستانی جدید آشنا می کند که می توانند هنگام عبور از مسیر مشکلات روزمره ای که در زندگی همه وجود دارد با روشهایی بهتر همراهتان باشند.
۲ – گوش کنید، قرار نیست همیشه شما حرف بزنید
بگذارید آنها هم گاهی در مورد دیدگاه ها، عقاید، نظرات، دغدغه ها، ترسها و موفقیتها و شکست هایشان با شما صحبت کنند، کمی تحمل، سکوت و تنها شنیدن و همراهی چیزی است که شما را دوست خوب دیگران می کند. البته اگر متوجه شدید که در زمینه عنوان سختی ها و ناملایمات زندگی زیاده روی می کنند خواندن نکته اول همین مطلب را به آنها توصیه کنید!
۳ – خسیس نباشید، دوست جدیدی پیدا کرده اید؟
چرا او را از بقیه دوستان خود مخفی می کنید؟ نباید بترسید که او از گروه دوستان شما خوشش نیاید با برعکس دوستان قدیمی شما را از معاشرت با او منع کنند؟ اگر شما گروه دوستی منسجم تر و بزرگتری داشته باشید مطئمن باشید که اوقات خوش بیشتری خواهید داشت، نگران اتفاقات بدی که هنوز نیافتاده اند نباشید.
۴ – زبان به دهان بگیرید
در مورد اسرار یکی از دوستان خود بین بقیه صحبت نکنید، معمولا چنین مسائلی دوباره به گوش دوستی که درباره او رازداری نکرده اید می رسد و شما صمیمیت و اعتماد او را از دست خواهید، از طرف دیگر بقیه افرادی هم که شنونده داستانهای ممنوعه شما بوده اند دیگر اطمینان کمتری به شما خواهند داشت و درنتیجه شما بازنده مطلق خواهید شد!
۵ – در گروه دوستی به دوستانتان این اطمینان را بدهید که معاشرت با آنها برای شما افتخار آمیز است
مهم نیست که این موضوع را دائم به زبان بیاورید و لازم نیست تن به کارهایی بدهید که از آنها ناراضی هستید،خوش قولی، از خود گذشتگی های کوچک، کمک به آنها در شرایط سخت و در دسترس بودن شما باعث می شود که آنها شما را مهمترین دوست خود بدانند

می خواهید راست را از دروغ تشخیص دهید؟

وقتی یک نفر دروغ می گوید اغلب نشانه هایی در رفتار و حرکات او وجود دارد که با توجه کردن به آنها می توانیم بفهمیم که او در حال دروغ گفتن است.

اما اگر از این دستورالعمل استفاده می کنید قبل از اینکه قضاوت کنید و عکس العمل نشان دهید، به یاد داشته باشید که احتمال اشتباه هم وجود دارد و علاوه براین ، ممکن است طرف مقابلتان دلایل منطقی و معقولی برای دروغش داشته باشد.

دستورالعمل :
۱ – گاهی حرکات صورت و بدن مشخص می کند که یک نفر در حال دروغ گفتن است .فرد دروغگو معمولا” در هنگام دروغ گفتن به چشمان شما نگاه نمی کند ، کمی بی قرار است و مثل کسانی که استرس دارند و ناراحت هستند رفتار می کند.

۲ – حرفهای فرد دروغگو معمولا” پر از تناقض است برای مثال او در زمانهای داستانهایی که تعریف کرده است دچار اشتباه می شود و یا در به یاد آوری جزئیات دچار مشکل می شود . او حتی ممکن است برخی جزئیات را که قبلا” تعریف کرده بیاد نیاورد و یا باهم اشتباه بگیرد.
۳ – اگر فرد مقابل سعی می کند همه سئوالات شما را بدون کم و کاست پاسخ دهد و روی پاسخ هایش پافشاری می کند ، به او شک کنید .این حالت دفاعی افراطی نشان دهنده آن است او سعی دارد چیزی را پنهان کند.
۴ – اگر این فرد بدون دلیل شما را به دورغگویی و فریبکاری متهم می کند باز هم باید به او شک کنید . در واقع فرد دروغگو همه را مثل خودش می بیند.
۵ – به ندای درونی خودتان گوش دهید . گاهی انگار به ما الهام می شود که فرد مقابل در حال دروغ گفتن است . اما تا وقتی مطمئن نشدید قضاوت و نتیجه گیری نکنید در عوض سعی کنید برای حدستان شواهد محکمی پیدا کنید.
۶ – می توانید مستقیما” از طرف مقابلتان سئوال کنید که آیا دروغ می گوید ؟ معمولا” فردی که در حال دروغ گفتن است وقتی متوجه می شود دروغش فاش شده ، احساس بدی به اودست می دهد وحتی ممکن است تصمیم بگیرد حقیقت را بگوید.
۷ – وقتی کسی سعی می کند علت دروغ گفتنش را به شما توضیح دهد صبور باشید و با دقت به حرفهای او گوش کنید . شاید او به خاطر ناراحت نکردن شما و یا ترس از عصبانیت شما ، دروغ گفته باشد.
۸ – شاید خود شما طوری رفتار کرده باشید که آن شخص مجبور شده به شما دروغ بگوید. آیا شما معمولا” از شنیدن حقیقت ناراحت می شوید و اطرافیانتان معمولا” نمی توانند حقیقت را به شما بگویند؟

عطر زدن هم فوت و فن دارد!

فراموش نکنید در انتخاب عطر، فرمول نهایی به شامه قوی شما و درک صحیح از شرایط و مد بستگی دارد و چون عطری که انتخاب می کنید در برقراری ارتباط با دیگران موثر است، باید در انتخاب آن دقت و توجه داشته باشید.

بعضی افراد دوست دارند عطر بزنند اما بعد از استفاده از آن، احساس رضایت نمی کنند. این موضوع دلایل مختلفی دارد زیرا عطرزدن هم فوت و فن های خاص خود را دارد و اگر از بوی عطری که دیگران می زنند خوشتان می آید، اما وقتی خودتان عطر می زنید راضی نیستید، شاید نکته های مهم در مورد استفاده از عطر را نمی دانید….

عطر ترکیبی از روغن های ضروری معطر یا ترکیب های آروماتیک ثابت کننده و محلول هاست و برای معطر کردن بدن استفاده می شود. معمولا ترکیب های اصلی عطر یا به صورت مصنوعی ساخته یا از منابع گیاهی یا حیوانی استخراج می شود.
داستان عطر از اوایل تمدن بشری و عهد باستان شروع می شود اما عطرهای مدرن و صناعی از قرن ۱۹ به بعد، پا به میدان رقابت با عطرهای طبیعی و سنتی گذاشتند.
جالب این است که بدانید عطرهای اولیه در مصر، روم و ایران باستان ریشه دارند.
چگونه عطر مخصوص خودمان را انتخاب کنیم؟
انتخاب عطر، نشانه و نماد وضعیت کلی شخصیت آدم هاست. عطر افرادی که اصول عطرزدن را بلد هستند، به نوعی مثل امضای آنهاست. اگر شما هم چنین تمایلی دارید، باید مراحلی را بگذرانید تا عطر مناسبی انتخاب کنید.

اولین گام، درک و شناخت نوع عطرهایی است که با شخصیت شما تناسبی ندارند و اصلا با موقعیت و مشخصات ظاهری تان، هماهنگ نیستند. با این شناخت می توانید عطرهایی انتخاب کنید که شخصیت شما را کامل تر کنند نه اینکه با خصوصیات شخصی تان منافات داشته باشند. مثلا اگر شخصیتی آرام و ملایم دارید، استفاده از عطرهای تند با بوهای ماندگار، اصلا با روحیاتتان سازگار نیست و اطرافیان را در برخورد با شما گیج و سردرگم می کند!

مرحله اساسی دیگر این است که عطرها و رایحه هایی که دوست ندارید، کنار بگذارید و تحت هیچ شرایطی حاضر نشوید از آنها استفاده کنید. اگر واقعا عطری را دوست ندارید یا بهتر است بگوییم اگر از ته دل، عاشق عطری که انتخاب می کنید، نیستید، هیچ وقت نمی توانید عطر اصلی یا همان عطر امضایی خودتان را پیدا کنید. اگر عطری که انتخاب کرده اید هیچ تاثیر مثبتی روی خودتان ندارد، پس استفاده از آن اصلا توصیه نمی شود. عطر شما باید قبل از همه روی خودتان تاثیر عمیق و مثبت داشته باشد.

سومین مرحله که بسیار مهم و در انتخاب عطر امضایی قابل اهمیت است، این است که عطری انتخاب کنید که در زمره عطرها و مارک های شناخته شده در صنعت عطرسازی باشد، بنابراین از آزمون و خطا برای انتخاب عطر استفاده نکنید و به عطرهایی اعتماد کنید که معتبر باشند.

منظور از عطر امضایی و هویتی این نیست که تا آخر عمر فقط از یک یا دو عطر خاص استفاده کنید، بلکه باید در طول زندگی با توجه به شرایط و دوران خاص، عطر انتخاب کنید.

فراموش نکنید در انتخاب عطر، فرمول نهایی به شامه قوی شما و درک صحیح از شرایط و مد بستگی دارد و چون عطری که انتخاب می کنید در برقراری ارتباط با دیگران موثر است، باید در انتخاب آن دقت و توجه داشته باشید. اگر بوی عطرتان دیگران را آزار دهد، مطمئن باشید به مشکل برمی خورید.
عطری انتخاب کنید که با رایحه طبیعی پوست بدنتان هماهنگ باشد. عطر انتخابی شما هر چه باشد، باید آنقدر لطیف و نافذ باشد که به «حریم خصوصی» دیگران تجاوز نکند و در عین حال به قدر کافی دلنشین باشد که دیگران را در اطراف شما نگه دارد. عطر باید شخصیت شما را بالا ببرد و در کل بر آراستگی عمومی شما بیفزاید.

اگر پوست شما خشک است، باید بیشتر عطر بزنید زیرا چربی روی پوست یا خشک بودن آن می تواند رایحه عطر را افزایش یا کاهش دهد. وقتی هوا سرد است نیز باید بیشتر عطر بزنید. چون هوای سرد، رایحه عطر را تضعیف می کند. وقتی می خواهید عطر جدیدی بخرید به اینکه روی بدن دیگری چه بویی می دهد، اکتفا نکنید بلکه روی پوست خودتان آن را امتحان کنید. پوست هر فرد در مورد رایحه های مختلف، واکنش های مختلفی نشان می دهد و اثر عطر در همه یکسان نیست.

در طول یک سال، فقط از یک عطر استفاده نکنید. در فصل های مختلف، عطرهای متفاوتی بزنید تا ببینید کدام یک در هوای گرم و سرد، بهترین تاثیر را دارند. درجه حرارت هوا روی شدت رایحه عطر تاثیر دارد.

قانون و منطق

دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد
به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟
استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمی توانستم یک استاد باشم.
دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم، اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول می کنم
در غیر اینصورت از شما می خواهم به من نمره کامل این درس را بدهید.
استاد قبول کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست،
منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟

استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل درس را به آن دانشجو بدهد.
بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید
و شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال دارید و با یک خانم 35 ساله ازدواج کردید
که البته قانونی است ولی منطقی نیست.
همسر شما یک معشوقه 22 ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیست
و این حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید آن درس را رد می شد
نه قانونی است و نه منطقی !!!!

نسخـه جدیـد وصیت لقـمان به پسـرش

پسـرم!
گروهـی هستنـد که اگـر احترامشـان کنـی تـو را نـادان می داننـد
و اگـر بی محلیشـان کنـی از گـزندشان بی امانـی ... پس در احتـرام ، انـدازه نگهـدار.


پسـرم!
سخت تریـن کـار عالـم محکـوم کـردن یک احمـق است.
خـون خـودت را کثیـف نکـن.


پسـرم!
با کسـی که شکمش را بیشتـر از کتـاب هایش دوست دارد، دوستـی مکـن.


هـان ای پسـرم!
در پیـاده رو که راه می روی، از کنـار بـرو. ملت می خواهنـد از کنـارت رد شوند.


پسـرم!
در خیـابان که راه می روی، کیـفت را سمت جـوی آب بگیـر، زیـرا کیـف قـاپ زیـاد شده است.


پسـرم!
وقتـی در تاکسی کنـار یک خانـم می نشینـی، جمـع و جـور بنشیـن تا آن بیچـاره احسـاس ناراحتـی نکنـد.


پسـرم!
موقـع رانندگـی خـودت را جـای کسـی بگـذار که دارد از خـط عابـر پیـاده رد می شـود،پس حـق تقـدم را رعایت کن.


پسـرم!
اگـر کسانـی از سـر نادانـی به تـو خنـدیدند، تو بـرای شفایشـان گریـه کـن.


پسـرم!
در تاکسـی با تلفـن همـراه بلنـدبلنـد صحبـت نکـن.


پسـرم!
هیـچ گـاه دنبـال به کرسـی نشـاندن حـرفت مبـاش و همـه جـا سـر هـر صحبتـی را بازمکـن.
بگـذار تـو را نـادان بداننـد.


پسـرم!
اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت.
مخاطب دائمی یک رسانه بودن، آدم را به حماقت می کشاند.


پسـرم!
اگر هواپیمای خطوط ایران را سوار شدی، آیت الکرسی بخوان
سه بار موقع بلند شدن و سه بار موقع نشستن.


پسـرم!
اساتیـد را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس، اگر نه، خود دانی ...


پسـرم!
در ضمن، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن.
مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.


فـرزندم!
اینقدر SMS بازی نکن، با اینکار فقط درآمد مخابرات را زیاد می کنی.


پسـرم!
راه تو را می خواند ... اما تو باور مکن.


پسـرم!
دانشگاه کسی را آدم نمی کند ... علم را از دانشگاه بیاموز، ادب را از مادرت.


هـان ای پسـرم!
اگر دکتر یا مهندس شدی، موقع معرفی خود، از این پیشوندها قبل از اسم خود 
استفاده نکن، زیرا آن نشانه کمبود شخصیت توست.


پسـرم!
می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری.
یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان.


هـان ای پسـرم!
خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان ... خواستی فرنگ بروی برو ...
اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو، اگر رفتی از مملکتت ...


پسـرم!
در فیس بوک عضو شو و این وصیت نامه را برای دوستانی که برمی گزینی یا تو را برمی گزینند “شر” کن

درد و دل های خدا

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد
که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2) 
افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم
و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30)


و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)
و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87)

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی
که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24)
و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی
و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73)


پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند،
و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است
و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)
تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی
و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم
تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118)

وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی،
تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام 63-64)

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی
و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای. (اسرا 83)


آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3)
غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)

پس کجا می روی؟ (تکویر 26)
پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6)
مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنند
و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید
و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود
که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48)


من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد
و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم
و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که
به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) 
من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم (قریش 3)

برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر 28-29)
تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

به شستشو نیاز داری؟ (فوق العاده زیبا)


A little girl had been shopping with her Mom in Wal-Mart.
She must have been 6 years old, this beautiful red haired, freckle faced image of innocence.
دختر کوچکی با مادرش در وال مارت مشغول خرید بودند.
دخترک حدوداً شش ساله بود.
موی قرمز زیبائی داشت و کک و مک های صورتش حالت بیگناهی به او می داد 


It was pouring outside. The kind of rain that gushes over the top of rain gutters,
so much in a hurry to hit the earth it has no time to flow down the spout.
We all stood there, under the awning, just inside the door of the WalMart.
در بیرون باران بسختی می بارید. از آن بارانهایی که جوی ها را لبریز می کرد و آنقدر شدید بود
که حتی وقت برای جاری شدن نمی داد. ما همگی در آنجا ایستاده بودیم.
همه پشت درهای وال مارت جمع شده بودیم و حیرت زده به باران نگاه می کردیم

We waited, some patiently, others irritated because nature messed up their hurried day.
ما منتظر شدیم، بعضی ها با حوصله، و سایرین دلخور، زیرا طبیعت برنامه کاری آنها را به هم زده بود

I am always mesmerized by rainfall.
I got lost in the sound and sight of the heavens washing away the dirt and dust of the world.
Memories of running, splashing so carefree as a child came pouring in as a welcome
reprieve from the worries of my da
باران همیشه مرا سحر می کند. من در صدای باران گم شدم.
باران بهشتی گرد و غبار را از دنیا می زدود و پاک می کرد.
خاطرات بارش، و چلپ چلپ کردن بیخیال در باران در دوران کودکی به اندرون
من سرریز شد و به تکرار آن حاطرات خوشامد گفتم

Her little voice was so sweet as it broke the hypnotic trance
we were all caught in, 'Mom let's run through the rain
صدای کم سن و سال و شیرین دخترک آن حالت افسون زدگی که ما را در بر گرفته بود
در هم شکست. گفت: مامان، بیا زیر بارون بدویم

she said.
'What?' Mom asked.
مادر گفت: چه؟
'Let's run through the rain!' She repeated.
دخترک تکرار کرد: بیا زیر بارون بدویم
'No, honey. We'll wait until it slows down a bit,' Mom replied.
مادر جواب داد
نه عزیزم. ما صبر می کنیم تا بارون آهسته بشه

This young child waited a minute and repeated: 'Mom, let's run through the rain..'
دختربچه لحظه ای صبر کرد و تکرار کنان گفت: مامان، بیا از زیر بارون رد بشیم
'We'll get soaked if we do,' Mom said.
مادر گفت: اگر برویم خیس خواهیم شد
'No, we won't, Mom. That's not what you said this morning,
' the young girl said as she tugged at her Mom's sleevs
دخترک درحالیکه آستین مادرش را می کشید گفت
این اون چیزی نیست که امروز صبح می گفتی

'This morning? When did I say we could run through the rain and not get wet?'
امروز صبح؟ من کی گفتم که اگر زیر بارون بدویم خیس نمیشیم؟
'Don't you remember? When you were talking to Daddy about his cancer,
you said, ' If God can get us through this, He can get us through anything! ' '
یادت نمیاد؟ وقتی داشتی با پدر در مورد سرطانش حرف می زدی.
تو گفتی، اگر خدا می تونه ما رو از این مخمصه نجات بده، پس در هر حالت دیگه ای هم ما رو نجات خواهد داد

The entire crowd stopped dead silent.
I swear you couldn't hear anything but the rain.
We all stood silently. No one left. Mom paused and thought for a moment about what she would say.
تمامی حاضرین سکوتی مرگبار اختیار کردند.
قسم می خورم که غیر از صدای باران چیزی شنیده نمیشد.
همه در سکوت ایستاده بودند. هیچکس آنجا را ترک نکرد.
مادر لحظاتی درنگ کرد و به تفکر پرداخت. باید چه بگوید؟ 

Now some would laugh it off and scold her for being silly.
Some might even ignore what was said. But this was a moment of affirmation in a young child's life.
A time when innocent trust can be nurtured so that it will bloom into faith.
ممکن بود یک نفر او را بخاطر احمق بودن مسخره کند و بعضی ها ممکن بود به آنچه او گفته بود بی تفاوت بمانند.
اما این لحظه ای تثبیت کننده در زندگی این دختر بچه بود.
لحظه ای که باوری سالم می توانست به ایمانی محکم تبدیل شود

'Honey, you are absolutely right. Let's run through the rain.
If GOD let's us get wet, well maybe we just need washing,' Mom said.
مادر گفت: عزیزم، تو کاملاً درست می گوئی. بیا زیر باران بدویم.
اگر خداوند اجازه بده که ما خیس بشویم، خب، فقط به یک شستشو احتیاج خواهیم داشت

Then off they ran. We all stood watching,
smiling and laughing as they darted past the cars and yes,
through the puddles. They got soaked.
و سپس آن دو دویدند.
ما همه ایستادیم و درحالیکه آنها از کنار اتومبیلها می گذشتند تا به ماشین خود برسند
و از روی جوی های آب می پریدند نظاره می کردیم. آنها خیس شدند 

They were followed by a few who screamed and laughed like children all the way to their cars.
And yes, I did. I ran. I got wet. I needed washing
آن دو مانند بچه ها جیغ می زدند و می خندیدند و بطرف اتومبیل خود می رفتند.
و بله، منم همین کار رو کردم. خیس شدم. باید لباسهام رو می شستم 

Circumstances or people can take away your material possessions,
they can take away your money, and they can take away your health.
But no one can ever take away your precious memories...So,
don't forget to make time and take the opportunities to make memories everyday.
شرایط یا مردم می توانند آنچه به شما تعلق دارد را از شما بگیرند،
می توانند پول شما، و سلامتی شما را از شما بدزدند.
اما هیچکس قادر نیست خاطرات طلائی شما را بدزدد.
پس، فراموش نکنید که وقت بگذارید و از این فرصت های هر روزه خاطراتی شیرین بسازید.

To everything there is a season and a time to every purpose under heaven.
برای هر چیزی زمانی هست و برای هر منظوری هم زمانی معین شده است
I HOPE YOU STILL TAKE THE TIME TO RUN THROUGH THE RAIN.
امیدوارم شما هنوز هم وقت برای دویدن زیر باران داشته باشید
They say it takes a minute to find a special person,
an hour to appreciate them, a day to love them, but then an entire life to forget them
می گویند برای یافتن یک شخص بخصوص فقط یک دقیقه، و برای یافتن ارزش او یک ساعت،
و برای دوست داشتن آنها یک روز، و برای فراموش کردن آنها تمامی عمر لازم است 

Send this to the people you'll never forget and remember to also send it to the person
who sent it to you. It's a short message to let them know that you'll never forget them.
این ایمیل را برای کسانی که هرگز فراموششان نمی کنی،
و همچنین برای کسی که این ایمیل را برای تو فرستاده بفرست.
این یک پیام کوتاه است تا به آنها بگویی که هرگز فراموش شان نخواهی کرد

If you don't send it to anyone, it means you're in a hurry.
اگر این ایمیل را برای کسی نفرستی، معلوم می شود که سخت گرفتاری
Take the time to live!!!
از زمانی که زنده هستی بهره ببر
Keep in touch with your friends, you never know when you'll need each other
با دوستانت در تماس باش. شما هرگز نمی دونین کی به هم محتاج میشین
and don't forget to run in the rain
و فراموش نکن که زیر باران بدوی

شهرت ظرفیت میخواهد

یکى از بهترین دروازه بانان فوتبال جهان دروازه بان تیم ملى اسپانیا
که در رئال مادرید صاحب رکوردهاى عجیب و غریبى شده،
هفته قبل کارى کرد که قلب همه انسان هاى عاطفى را لرزاند. 
ظاهراً «ایکر» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به یک رستوران رفته بود که در آنجا
با یک نوجوان ۱۳ ساله که دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود،
پسرک بیمار به محض دیدن دروازه بان افسانه اى اسپانیا به سراغ او مى رود و مى گوید:
«آقاى کاسیاس ... در روز بازى با پرتغال، تو به این خاطر موفق شدى پنالتى ها را دریافت کنى
که من و بقیه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنایى، برایت دعا کردیم!» 

ایکر کاسیاس که به سختى جلوى اشکش را مى گیرد از پسرک تشکر مى کند
و نام و آدرس مدرسه را از او مى گیرد و ... فردا ظهر حوالى ظهر،
ناگهان «کاسیاس بزرگ» وارد مدرسه مذکور مى شود و در میان بهت وحیرت مسئولان مدرسه
- و شادى زاید الوصف شاگردان آن مدرسه - به بچه ها مى گوید:
« من آمدم اینجا تا براى دعاهایى که در حقم کردین که پنالتى را بگیرم، شخصاً از شما تشکر کنم!»

بچه هاى مدرسه که از خوشحالى سر از پا نمى شناختند، اطراف «ایکر» حلقه مى زنند
و با او عکس مى اندازند و امضا مى گیرند و ... که ناگهان یکى از بچه ها به او مى گوید:
« آقاى کاسیاس تومیتونى پنالتى مرا هم بگیرى؟»
ایکر نیز بلافاصله از داخل ماشینش لباس هاى تمرین را درآورده و برتن مى کند
و همراه بچه ها به زمین چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه به بچه ها این
فرصت را مى دهد که هرکدام به او یک پنالتى بزنند و ...
ایکر کاسیاس ۲ ساعت و نیم در آن مدرسه مى ماند تا تک تک بچه هاى بیمار آن مدرسه به او پنالتى بزنند.