آموزش مهارت های زندگی

درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی

آموزش مهارت های زندگی

درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی

خانم....شماره بدم !!

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!

ماجرای عشقی آهو

آهو خیلی خوشگل بود . یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟

آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.

پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.



شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.

حاکم پرسید : علت طلاق؟

آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی , تو مثل مانکن ها می مونی.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟

الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟

الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.

حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.



:نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.

نتیجه گیری عاشقانه : مواظب باشید 
وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند

خداوندا…”هرگز کسی رابه آنچه قسمتش نیست عادت نده”

دلمان که میگیرد،تاوان لحظه‌هاییست که دل می بندیم.


خداوندا…”هرگز کسی رابه آنچه قسمتش نیست عادت نده” 

یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته

یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته
در وسط ذکر هنوز تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت
راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف میکند
اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه
حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر
حقتعالی میکند
تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همانگونه که
استادش گفته بود کامل میکنه
این ترکه کسی نبود جز علامه طباطبایی

اگر عصبانی هستید اینها را مصرف کنید

روزانه افراد با تنش‌های مختلف محیطی روبرو بوده که مغز انسان در مواجهه با این عوامل استرس‌زا، واکنش‌های مختلفی را اعمال نموده که در نهایت روی عملکرد خود مغز، سایر ارگان‌ها و رفتار فرد نمود می‌یابد. این واکنش‌های عصبی از سوی فرد گاهاً با عصبانیت تظاهر می‌یابد.

قندها و کربوهیدرات‌های پیچیده
تمامی کربوهیدرات‌ها (اعم از ساده و پیچیده)، مغز را تحریک می‌کنند تا سروتونین بیشتری تولید کند. برای تنظیم میزان سروتونین بهتر است کربوهیدرات‌های پیچیده مصرف شود که آرام‌تر هضم می‌شوند. بهترین منابع این مواد، غلات و نان‌های سبوس‌دار است. مصرف قندها همچنین باعث تولید ترکیبات شیمیایی به نام اپیوئیدها در بدن می‌شود. اپیوئیدها ترکیبات آرام‌بخشی هستند که نه تنها خاصیت ضد درد دارند، بلکه بر روحیه هم اثر مطلوب می‌گذارند. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد مصرف حتی مقدار کمی قند، قدرت یادگیری و حافظه انسان را بهبود می‌بخشد و مصرف ۱ تا ۲ قطعه کوچک شکلات در روز می‌تواند تأثیر خوبی بر روحیه فرد داشته باشد.
چربی‌های ضدافسردگی
چربی‌ها، به ویژه چربی‌های غیراشباع مانند اسیدهای چرب امگا – ۳ و امگا – ۶ در ساختمان سلول‌های عصبی به کار می‌روند به همین دلیل مصرف مقادیر مناسبی از روغن‌های گیاهی مایع مانند روغن ذرت، سویا، کانولا، روغن زیتون و همچنین روغن ماهی برای سلامت و عملکرد سیستم عصبی ضروری است. مطالعات جدید نشان می‌دهد که مصرف روغن ماهی و یا مکمل اسیدهای چرب امگا – ۳ در پیشگیری و درمان افسردگی و پریشانی تأثیر شگفت‌انگیزی دارد.
پروتئین، پیش‌ساز ناقلین عصبی
زیر واحدهای اسیدآمینه پروتئین‌ها منبع سرشاری از پیش‌سازهای ناقلین عصبی چون سروتونین، دوپامین و GABA می‌باشد. در این بین به خصوص می‌توان به اسید آمینه تریپتوفان، گلوتامات و تیروزین اشاره نمود که به ترتیب پیش‌ساز سروتونین، دوپامین و GABA می‌باشند و به وفور در پروتئین‌های حیوانی و گیاهی پراکنده‌اند.
ویتامین‌های روحیه بخش
ویتامین‌های E و C: آسیب‌هایی که اکسیدان‌ها به سلول‌های مغز وارد می‌کنند می‌تواند منجر به ناهنجاری‌های عصبی و افسردگی شود. به همین دلیل استفاده از ویتامین‌های E و C که آنتی‌اکسیدان‌هایی قوی هستند در حفظ سلامت سیستم عصبی بسیار مفید خواهد بود. انواع میوه‌ها و سبزی‌ها منابع غنی ویتامین C می‌باشند (به ویژه فلفل، مرکبات، گوجه فرنگی و کلم بروکلی). ویتامین E نیز در روغن‌های گیاهی به وفور یافت می‌شود. اما مهم‌ترین ویتامین‌هایی که کمبود آن‌ها باعث ناکارآمدی مغز انسان می‌شود، عبارتند از: ویتامین گروه B (به ویژه ویتامین‌های B1,B6,B9,B12).
ویتامین B12 :‌
کمبود این ویتامین سبب رفتارهای روانی، جنون، کاهش حافظه و هذیان‌گویی می‌شود. منابع غذایی آن عبارتند از جگر، قلوه، شیر، پنیر، تخم مرغ و ماهی، گوشت قرمز و مرغ.
ویتامین B1:
علائم کمبود این ویتامین عبارتند از افسردگی، بداخلاقی، کاهش تمرکز و حافظه و احساس خستگی. این ویتامین در غلات صبحانه نخود فرنگی، تخمه آفتابگردان، ارزن، جوانه گندم، کنجد، سویا و آجیل (به خصوص بادام هندی، بادام و گردو) موجود است.
ویتامین B6 :
کمبود این ویتامین موجب جنون و افسردگی می‌شود و منابع غذایی آن عبارتند از جوانه گندم، آرد جو، آجیل (مخصوصاً گردو)، حبوبات، (سویا، عدس و لوبیا)، جو، موز، بادام زمینی، کره بادام زمینی، آووکادو، گندم و کشمش.
اسیدفولیک :‌
علائم کمبود اسیدفولیک خستگی مزمن، پریشانی، بی‌خوابی فراموشی و گیجی می‌باشند. منابع غذایی آن عبارتند از مخمر، لوبیا، کلم بروکلی، کاسنی، حبوبات (به خصوص نخود)، سویا، سبزی‌ها (مخصوصاً اسفناج، کلم و بامیه)، بادام، چغندر، هویج،‌ گردو،‌ برنج قهوه‌ای و ذرت.
ویتامین ‌B3 :
علائم کمبود ویتامین B3 کاهش حافظه، آشفتگی‌های روحی، افسردگی و اضطراب بوده و منابع غذایی آن عصاره مخمر، مخمر آب جو، پنیر، بادام زمینی، کره بادام زمینی، کنجد، برنج قهوه‌ای، آرد سبوس‌دار، جوانه گندم، نان سبوس‌دار، جو و حبوبات (به خصوص نخود) می‌باشند.
بیوتین :
علائم کمبود آن بی‌حالی شدید،‌ پریشانی، افسردگی و پرخوابی بوده و در تخم مرغ، جگر، گل کلم،‌ قارچ، موز، هندوانه، توت فرنگی و بادام‌زمینی به مقدار زیادی وجود دارد.
مواد معدنی، تقویت کننده اعصاب
یکی از مواد معدنی که در سلامت جسمی و روحی تأثیر زیادی دارد، آهن است. آهن اکسیژن را از ریه به بافت‌ها و اندام‌های بدن می‌رساند و کم‌خونی ناشی از فقر آهن، اکسیژن رسانی به بافت‌ها، از جمله مغز و اعصاب را مختل می‌کند. به علاوه، آهن در ساخت و عملکرد میانجی‌های عصبی نیز دخالت دارد. غذاهای غنی از آهن مانند جگر، گوشت، مرغ، ماهی و حبوبات هستند و بهتر است همراه منابع ویتامین C مصرف شوند تا آهن آن‌ها بهتر جذب گردد. در مقابل، دریافت این غذاها به همراه چای جذب آهن را کاهش می‌دهد.
روی و مس نیز از عناصر معدنی هستند که در رشد و تکامل سیستم عصبی انسان اهمیت ویژه‌ای دارند.
مصرف مقادیر کافی سلنیوم نیز برای بهبود حالات روحی افراد توصیه می‌شود؛ چرا که کمبود سلنیوم باعث عصبانیت، پرخاشگری، افسردگی و تحریک پذیری می‌گردد. مصرف سلنیوم در افراد مسن کارایی مغز را افزایش می‌دهد. غذاهای حیوانی مانند گوشت، مرغ و ماهی غنی از روی، مس و سلنیوم هستند.
منیزیم نیز در بهبود خلق و خو و حالات عصبی نقش شناخته‌شده‌ای دارد.
بیوفلاونوییدها، هدیه گیاهان
این ترکیبات طبیعی که به وفور در میوه‌ها و سبزی‌ها، چای سیاه و سبز، شکلات و … یافت می‌شوند، به واسطه خاصیت آنتی‌اکسیدانی خود از سیستم عصبی در برابر آسیب‌ها محافظت می‌کنند. همچنین، از بسیاری بیماری‌های عصبی جلوگیری کرده و در بهبود روحیه و خلق و خو موثر هستند.
درمان با داروهای گیاهی
سنبل‌الطیب، که بعضی وقت‌ها مسکن طبیعی نامیده می‌شود، همیشه برای منظم کردن سیستم عصبی، تسکین تنش، خشمگینی، خستگی و استرس عصبی و دل‌شوره استفاده شده است. سنبل‌الطیب به عنوان یک آرامش‌بخش، اعتیادآور نیست و به همراه داروهای خواب آور برای درمان بی خوابی بسیار مفید می‌باشد.
سال‌ها schisandra berry (نوعی توت) در داروهای چینی به عنوان احیاگر مجدد حس‌ها استفاده می‌شده است. schisandra berry تحمل فیزیکی و تمرکز روحی را افزایش می‌دهد و در این زمان اعصاب را آرام می‌کند و اضطراب را از فرد دور می‌کند. توصیه می‌شود این داروهای گیاهی در طول روز یا قبل از خواب به صورت دم‌کرده (سنبل‌الطیب با گل گاو زبان) به میزان یک لیوان کوچک یا کپسول استفاده شود.

عاقبت ازدواج کردن با شوهر برنامه نویس!

شوهر : سلام،من Log in کردم.

زن : لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر : Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر : Syntax Error, Abort, Retry, Cancel

زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر : File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر : Sharing Violation, Access Denied

زن : می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.
شوهر : Data Type Mismatch

زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر : By Default

زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.
شوهر : Hard Disk Full

زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟
شوهر : Unknown Virus Detected

زن: خب مادرم چی؟
شوهر : Unrecoverable Error

زن: و رابطه تو با رئیست؟
شوهر : The only User with Write Permission

زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟
شوهر : Too Many Parameters

زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.
شوهر : Program Performed Illegal Operation, It will be Closed

زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!
شوهر : Close all Programs and Logout for another User

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.
شوهر : Its now Safe to Turn off your Computer

120 سال زنده باشی

آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟
برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا ...

در ایران و در زمان ماقبل هجوم اعراب به ایران سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یکروز اضافه کنند (که البته اضافه هم میکردند) هر 120 سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یکبار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد. که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی

وصیت خردمندانه

روزی پدری هنگام مرگ فرزندش را فراخواند و گفت فرزندم تو را چهار وصیت دارم و امیدوارم که در زندگی به این چهار توجه کنی:
اول اینکه اگر خواستی ملکی بفروشی ابتدا دستی به سرو رویش بکش و بعد بفروش
دوم اینکه اگر خواستی با فاحشه ای همبستر شوی سعی کن صبح زود به نزدش بروی
سوم اینکه اگر خواستی قمار بازی کنی سعی کن با بزرگترین قمار باز شهر بازی کنی
چهارم اینکه اگر خواستی سیگار یا افیونی شروع کنی با آدم بزرگسالی شروع کن

مدتی پس از مرگ پدر او تصمیم گرفت خانه پدری که تنها ارث پدرش بود را بفروشد پس به نصیحت پدرش عمل کرد
و آن ملک را با زحمت فراوان سروسامان داد پس از اتمام کار دید خانه بسیار زیبا شده و حیف است که بفروشد پس منصرف شد.

مدتی بعد خواست با فاحشه معروف شهر همبستر شود .طبق نصیحت پدر صبح زود به در خانه اش رفت.
اما چون صبح زود بود و فاحشه فرصت نکرده بود آرایش کند دید که او بسیار زشت است و منصرف شد.

مدتی بعد نیز خواست قمار بازی کند.پس از پرسوجوی فراوان بزرگترین قمار باز شهر را پیدا کرد.
دید او در خرابه ای زندگی میکند و حتی تن پوش مناسبی هم ندارد.وقتی علتش را پرسید قمارباز بزرگ گفت همه داراییم را در قمار باخته ام .....در نتیجه از این کار هم منصرف شد.

اما زمانی که دوستانش سیگار برگی به او تعارف کردند که با آنها هم دود شود بیاد وصیت پدر افتاد و نپذیرفت تا با مرد پنجاه ساله ای
که پدر یکی ازدوستانش بود شروع کند ولی وقتی او را نزدیک به موت یافت که بر اثر این دود کردنها و مواد مخدر بود

خدا را شکر کرد که او آلوده نشده و به پدر رحمت فرستاد

مبنای محاسبه نوروز

مبنای محاسبه نوروز یا روز سرآغاز سال در گاهشماری هجری خورشیدی، زمان تحویل خورشید به برج حمل یا نقطه اعتدال بهاری است

از آنجا که لحظه تحویل در هر ساعتی از شبانه روز می تواند باشد، نوروز به نحوی محاسبه می شود که ساعت صفر بامداد آن نسبت به لحظه تحویل سال همواره میانگین است. یعنی تحویل سال بین نیمروز قبل یا پس از آن قرار می گیرد. از اینرو آخرین ظهر سال قبل و ظهر نوروز دو مرز تحویل و فاصله آن دو شبانه روز تحویل (24 ساعت) خواهد بود.

مرز زمانی تحویل سال در تقویم رسمی ایران به اعتباری با توجه به افق نصف النهار پنجاه و دو نیم درجه شرقی بعد از لحظه ظهر (حدود 12 و 7 دقیقه و 8±15 ثانیه) می باشد.

تاریخچه

محاسبهٔ سال خورشیدی تا پیش از پیدایش تاریخ جلالی در سال 467 یا 471 به این ترتیب بود که سال را به دوازده ماه سی روزه تقسیم می کردند که جمعاً 360 روز می شد. پنج روز باقی مانده را در پایان آبان ماه یا اسفندماه بر آن می افزودند که جمعاً 365 روز می شد. با این حال پنج ساعت و 48دقیقه و 45/51 ثانیه باقی می ماند. این زمان در هر چهار سال، یک روز می شد و از آنجا که در محاسبه نمی آمد، روز اول فروردین در فصول سال تغییر می کرد. این ماه های خورشیدی نیز در آن زمان، مانند ماه های قمری در فصول سال متغیر بود یعنی نوروز در آغاز فروردین واقعی، یعنی نقطه آغاز اعتدال ربیعی قرار نداشت.

زمانی که یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی در سال 632 میلادی به تخت نشست، روز نخست سال، یعنی اول فروردین در آن تاریخ، مطابق بود با 16 حزیران (ژوئن)؛ مطابق با 27 خرداد. پس از آن با محاسبه بالا، روز نوروز یا اول فروردین، هر چهار سال، یک روز به عقب می آمد.

در سال 467 ق، روز نوروز مطابق 12 حوت یا اسفند بود. در این سال، ملکشاه سلجوقی، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقیقی از سال خورشیدی انجام دهند و روز اول فروردین را معین کنند. بر اساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازنی، اخترشناس مرو، عوض آن که بر اساس محاسبه قبلی، روز واقعی 12 اسفند اول فروردین دانسته شود، اول فروردین را 18 روز جلوتر برده و در ابتدای اعتدال بهاری، یعنی فروردین واقعی قرار گرفت. در محاسبه جدید، هر سال را در چهار نوبت، 365 روز محاسبه کرده (دوازده سی روز به ضمیمه پنج روز که در آخر ماه آبان یا اسفند افزوده می شد) و سال پنجم را 366 روز محاسبه کردند. البته پس از هر هشت دوره چهارساله، سال پنجم را 366 قرار می دادند. در این محاسبه آن پنج ساعت و اندی نیز در محاسبه می آمد. بدین ترتیب، روز نوروز به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند. بنابراین، نخستین سالی که روز اول فروردین آن دقیقا مطابق آغاز زمان اعتدال بهاری بود، سال 467 یا 471 بوده است.

سال قمری، به عنوان سالشمار پذیرفته شده در آیین های دینی در دین اسلام پذیرفته شده و در میان مردم و کتاب های تاریخی مرسوم بوده است. در کنار آن، سال خورشیدی به دلیل ثبات آن در تعیین فصول، همیشه به عنوان سال مورد استفاده در کشاورزی و خراج و جز آن، اهمیت خود را حفظ کرده و در تقویم ها محاسبه و یاد می شده است. تطبیق این دو روز شمار با یکدیگر در فرهنگ های مختلف همیشه مورد بحث واقع شده و راه حلهای مختلفی برای آن عرضه شده است. سیری از این تطبیق ها در میان تاریخ قمری و خورشیدی را تقی زاده مورد بحث قرار داده است. (مقالات تقی زاده، ج 10، گاه شماری در ایران قدیم، فصل پنجم، ص 153به بعد).

در سال 1304 خورشیدی (1343 قمری، مطابق 1925 میلادی) در ایران، تقویم خورشیدی به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شد. محاسبه پیشین که دقیق بود، مراعات شد و تنها بجای افزودن پنج روز به سال، شش ماه نخست سال را سی و یک روز، و پنج ماه دوم را سی روز و اسفند را بیست و نه روز قرار دادند که هر چهار یا پنج سال، سی روز محاسبه می شود. سالی که اسفند آن سی روز بود، کبیسه نامیدند (در یک دورهٔ 33 ساله، 8 سال کبیسه وجود دارد، یعنی در هر دوره، یکبار بجای هر چهار سال، بعد از پنج سال کبیسه می شود.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مبنای محاسبه سال خورشیدی بوده و سال قمری نیز در کنار آن به عنوان تقویم دینی مورد تأکید قرار گرفت. قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان نیز سال خورشیدی را به عنوان نقویم رسمی پذیرفته است

چند راه نزدیک شدن آدمها به همدیگر:

• یاد بگیرید بدهید و بگیرید. یک رابطه سالم درمورد هر دو نفر است، نه اینکه یک طرف چقدر میتواند از آن دیگری بگیرد (یا به او بدهد).

• احساسات آشکار. یک رابطه خوب و حمایت کننده به افراد امکان میدهد جزئیات خودشان را با هم در میان بگذارند--چیزهایی که دوست دارند و چیزهایی که دوست ندارند، نگرانیها، آرزوها، لحظاتی که به آن افتخار میکنند، ناامنی ها، ترسها و ضعفهایشان.

• گوش دادن و حمایت کردن. وقتی دو نفر همدیگر را دوست دارند، وقتی طرفمقابل احساس ترس یا عدم امنیت میکند، از او حمایت و پشتیبانی میکنند. آنها هیچوقت، حتی وقتی با آنها مخالفت میکند، طرفمقابلشان را تحقیر نکرده و اذیت نمیکنند.

دادن، گرفتن، آشکار کردن و حمایت کردن یک روند دوطرفه است: یک نفر جزئیاتی از خود را مطرح میکند، دیگری چیز دیگری را درمیان میگذارد و بعد فرد اول برای بیشتر درمیان گذاشتن جزئیات مربوط به خود احساس امنیت بیشتری میکند. به این ترتیب، اعتماد و حمایت دوطرفه  کمکم در رابطه ایجاد میشود و هر طرف میداند که وقتی اوضاع زندگی سخت شود، طرف مقابلش کنارش خواهد بود. هر دو طرف برای آنچه که هستند احساس پذیرفته شدن کرده و حس میکنند کسی دوستشان دارد.

شور و مجذوبیتی که زوج در ابتدای رابطه حس میکنند گم نشده است. فقط کمی فرق کرده است. در روابط بادوام و سالم، زوجها احساس میکنند که آن شور و هیجان هرازگاهی میآید و میرود اما نزدیکی بینشان همیشه برقرار است.

اما گاهی اوقات یک زوج نزدیکی خود را از دست میدهد. برای بزرگسالها رابطه گاهی تبدیل به چیزی میشود که متخصصین آن را «عشق توخالی» مینامند. این یعنی نزدیکی و مجذوبیتی که یک روز احساس میکردند از بین رفته است و دو طرف فقط به خاطر حس تعهد کنار هم مانده اند. اما این مشکل معمولاً برای نوجوانان پیش نمی آید و روابط آنها معمولاً به دلایل دیگر بر هم میخورد