یک روز سوراخ کوچکی در پیله پروانه ظاهر گشت
او نشست و ساعتهای متمادی به تلاش غریزی بدن پروانه گرداگرد آن روزنه کوچک را تماشا کرد
به نظر می رسید که تولد پروانه خارج از تواناییش میباشد و با کوشش و تقلای فراوان تنها توانست قسمتی از بدن خود را از آن سوراخ کوچک بیرون بکشد
پس از مدتی اینگونه تصور می شد که آن پروانه هیچ حرکتی نمی کند و دیگر نمی تواند ادامه دهد و انگار هرگونه حرکتی متوقف شد
بنابراین مرد تصمیم گرفت کاری کند تا شاید به پروانه کمکی کرده باشد !
او یک قیچی برداشت و با دقت بسیار شروع به بریدن بقایای پیله کرد
بعد از این کار پروانه به راحتی از سوراخ پیله ای که توسط مرد بزرگتر شده بود بیرون آمد
اما چیزهایی عجیب بود!
پروانه بدنی متورم اما کوچک با دوبال چروکیده و ناتوان داشت
مرد همچنان منتظر ماند و با نگرانی پروانه را تماشا میکرد
او انتظار داشت بالهای پروانه بزرگ و پهن شود تا بتواند این بدن چاق را در پرواز تحمل کند
اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد
زیرا؛ در حقیقت پروانه مابقی عمر خود را به خزیدن به اطراف با بالهای چروکیده و تن ورم کرده گذراند و از آنجا که از تجدید قوا برای دوره زندگیش ناتوان بود هرگز قادر به پرواز نبود !
آنچه این مرد با مهربانی و شتاب خود انجام داد سبب این اتفاق بود
سوراخ کوچکی که در پیله وجود داشت حکمت خداوند متعال بود و تنیدن پیله و تلاش پروانه برای خلاصی از آن روشی است که طبیعت برای جاری ساختن مایع موجود در بدن پروانه به بالهایش در نظر گرفته است تا بدینوسیله پروانه بتواند زمانی که از پیله خلاصی یافت، به پرواز در آید
جالبتر اینکه خدا محدودیت را برای پیله و تلاش برای خروج را برای پروانه بوجود آورده است.
بدینصورت که در زمان خروج از پیله مایع خاصی از بدنش به شریان های ظریف بالهایش ترشح می شود و او را قادر به پرواز می کند
بعضی اوقات تلاش و کوشش و تحمل مقداری سختی در مقابله با مشکلات زندگی دقیقا همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم.
اگر خداوند این قدرت را به ما می داد که براحتی و بدون هیچ مانعی به اهداف خود برسیم و بدون هیچ ستیز و تقلایی آرزوهایمان را تحقق بخشیم شاید چنین توانایی و اراده ای که اکنون داریم نداشتیم.
اگر عبور از جریان زندگی بدون مواجه شدن با موانع مختلف صورت می گرفت، ما بی تحرک و ضعیف می ماندیم و پرواز را که همانا دستیابی به اهداف متعالی انسانیت است را هرگز تجربه نمی کردیم ...
هیچوقت از ریسک کردن نهراسیم. چرا که به ما این فرصت را خواهد داد ، تا شجاعت را یاد بگیریم . فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشهای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ لاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما چهار توپ شیشه ای، به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید: " آن چهار توپ شیشهای عبارتند از خانواده ، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است " در خلال ساعات رسمی روز ، با کارایی وافر به کارتان مشغول شوید و بموقع محل کارتان را ترک کنید. برای خانواده و دوستانتان نیز وقت کافی بگذارید و استراحت کامل و مکفی داشته باشید. سریعترین راه برای دریافت عشق ، بخشیدن آن است
به دلیل تنوع و تفاوت عادت های غذایی در کشورهای مختلف، رژیم غذایی استانداردی برای تعیین جنسیت جنین وجود ندارد. اما طبق تحقیقات می توان از تعادل یون های منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلسیم در بدن استفاده کرد.
زمان شروع برنامه غذایی
برای شروع رژیم، حداقل دو پریود ماهانه قبل از تاریخ پیش بینی شده برای بارداری، مورد نیاز است، یعنی حداقل 2 ماه قبل از بارداری.
رژیم باید تا زمانی که بارداری با انجام تست های آزمایشگاهی دقیقاً مشخص شود، ادامه داشته باشد.
اجرای این رژیم های غذایی در چه مواردی ممنوع است؟
ابتدا باید مطمئن شوید که ممنوعیتی برای اجرای رژیم نداشته باشید.
مثلاً رعایت رژیم غذایی برای پسردار شدن در موارد: فشار خون بالا، ناراحتی های قلبی و نارسایی های کلیوی ممنوع است.
رعایت رژیم غذایی برای دختردار شدن در موارد: اختلالات عصبی، بالا بودن کلسیم خون و نارسایی های کلیوی ممنوع است.
برای پسردار شدن چه باید خورد؟
برای پسردار شدن باید از مواد غذایی حاوی سدیم و پتاسیم بالا استفاده کرد و مصرف کلسیم محدود گردد. مواد غذایی زیر توصیه می شود:
مرکبات- زردآلو- آناناس- موز- هلو- گلابی- سیب- گوجه سبز- آلو- خیار- خرما- گیلاس- تمشک- توت فرنگی- انجیر- خربزه- آب میوه و سبزی- حبوبات- کنگرفرنگی- گوجه فرنگی- پیاز- چغندر قرمز- زیتون- قارچ- کلم- ذرت- نخودسبز- سیب زمینی- سبوس- گندم- شاه بلوط- تره شاهی- کنسرو ماهی- ژامبون- کره- ماء الشعیر- کلوچه- نوشابه گازدار- نقل- قهوه- چای- مایونز.
برای دختر دار شدن چه باید خورد؟
برای دختر دار شدن باید از مواد غذایی حاوی کلسیم بالا استفاده شود و مصرف سدیم و پتاسیم محدود گردد. مواد غذایی زیر توصیه می شود :
پنیر سفید- ماست – شیر – تخم مرغ – بادام و بادام زمینی بدون نمک – گردو – لوبیا سبز – مارچوبه – کاهو سبز – ماکارونی – گوشت 100 گرم در روز – ماهی که با بخار پخته شده باشد و آبش کاملاً گرفته شده باشد
بـرخـلاف زنـان کـه اسـاتـیـد مـسـلم هـنـر دوپــهلوگری هستـند، اغـلب مـردان آنــچه که مقصودشان است را میگـویند و آنچه را که میگویند مقصودشان است. صحـبـتــهای آنان رک و راست و بی پرده میباشد. از طـرف دیگر زنان بخصوص هنگام گفتگو عموما زیرک تـر و پیچیده تر هستند. به همین خاطر است که تفسیر زبان جسـمانـی زنان از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. خواه باور کنید یا نه، زنان دائما از طریق زبان جسمانی خود در حال ساطع نمودن علائمی هستند که نمایانگر اندیشه و خواسته شان در آن هنگام است. تنها راه حل، رمز گشایی این علائم میباشد، که بخصوص در روزهای آغازین آشنایی که هنوز یکدیگر را نمی شناسید، مفید خواهد بود. نشانههای جسمانی زیر را چک کنید تا متوجه شوید مفهوم حرکات چشمها و پاها زمانی که لبان همسرتان بسته است چیست. علائم تمایلات عاطفی: علائم تمایلات عاطفی همانند علائم دلربایی است، فقط کمی شدیدتر و با افت و خیز بیشتر. تماسهای چشمی افزایش یافته و طولانی تر میگردد. مردمک متسع شده بیانگر بیداری احساس است. برخی حالتها و ژستها نیز میتواند نشانه واضحی باشد. معمولا اینگونه رفتار علنی در زمانی است که زن و شوهر با یکدیگر تنها باشند. دل ربایی: تشخیص زنانی که سعی در جلب توجه شوهرشان دارند آسان است، در حقیقت تمامی جلوههای زبان جسمانی و حرکات بدنی آنها دچار تحولی شگرف میگردد. در ابتدا آنها بسمت شوهرشان متمایل شده و تماسهای چشمی بسیاری برقرار میکنند. آنان بیش از معمول خندیده و دائما لبخند میزنند، صرفه نظر از اینکه گفته شوهرشان بامزه بوده باشد یا خیر. آنها لبهای خود را به هم میفشارند. در کل چهرهشان سرزندهتر است. زنان دلربا همچنین حالت بیتابی و بیقراری بیشتری دارند و معمولا این حالت از لمس کردن جواهرات، چرخاندن حلقه و کشیدن گردنبند مشخص میگردد. علت هیجانات عصبی است؛ چون ضربان قلب آنها نسبت به حالت عادی اندکی بیشتر شده و برای رهایی از تنش نیاز به روزنه ای پیدا میکنند. ممکن است با موهایشان نیز بازی کنند و دستشان را بطور غیر معمول روی دست دیگر قرار دهند که ممکن است نشانگر این باشد که مایلند شوهرشان به همان صورت دست او را بگیرد. عکس العمل شما: اگر همسرتان اغلب یا تمامی نشانههای دلربایی فوق را بنمایش گذاشت، احساس اطمینان نموده و با جدیت و دلگرمی حرکت کنید. اساسا، اعمال وی چراغ سبزی برای شما جهت شروع کاری ( شستن ظرفها! ) میباشد. بی علاقگی: علائم فیزیکی که حاکی از فقدان علاقه خیلی زیاد شبیه معکوس نشانههای دلربایی هستند. برای مثال اگر با دختری در دومین جلسه آشنایی در حال گپ زدن باشید و او مرتبا نگاهش را بجای شما به چیزهای دیگر معطوف نماید، یا به شما علاقمند نیست یا دختری خجالتی است. اگر کاملا آرام بوده و درعین حال بندرت لبخند بزند، احتمالا جذب شما نشده است. بخاطر داشته باشید که گفتگوی سرزنده و حتی نیمه عصبی و ژستهایی که با انقباض اعضای بدن همراه باشد نشانه گرایش است، بنابراین رفتار خشک و بی روح عکس آنرا نشان میدهد. نشانههای دیگر بی علاقگی میتواند دور شدن نسبت به شما و جمع کردن دستها بصورت متقاطع میباشد. عمل جمع کردن دستها بصورت متقاطع بطور واضح بیانگر این است که او از لحاظ فکری و جسمی گرایشی به شما ندارد. عکس العمل شما: در چنین شرایطی راه حل بخصوصی وجود ندارد. چند بار سعی کردن برای بدست آوردن دل او به کسی صدمهای نمی زند. اگر چه از هر 10 مورد 9 مورد بینتیجه باقی میماند، بنابراین زیاد خودتان را خسته نکنید. احساس ناسازگاری: اگر همسرتان از قصد و منظور شما و یا از احساساتش نسبت به شما، و یا کاری که باید در یک موقعیت خاص انجام دهد مطمئن نباشد، علائمی از خود ساطع میکند که بیانگر احساس ناسازگاری و دودلی در وی میباشد. برای انطباق یافتن با احساسات ناسازگار، جسمش علائمی ناسازگار از خود منتشر میکند، ترکیبی از علائم دلربایی و بیعلاقگی که در بالا عنوان شد. به عنوان مثال ممکن است در ابتدا به شما خیره شده و ناگهان روی برگرداند و یا احتمال دارد روی صندلی متمایل به شما بنشیند و زمانی که شما نیز برای تکرار عمل او کمی به جلو حرکت میکنید، طوری رفتار نماید که گویی ناگهان تصمیمش عوض شده و با کمرویی به طرف عقب صندلی برگردد. این یعنی او هنوز نمیداند که چگونه در مورد شما فکر میکند. عکس العمل شما: در چنین شرایطی موضوع را تحمیل نکنید. آرام حرکت کنید، دوستانه و با صمیمیت ولی نه آنچنان دلبرانه. به او فرصت دهید تا خودش را با شما تطبیق دهد. عصبانیت : اغلب مردم هنگام دیدن عصبانیت میتوانند آنرا تشخیص دهند، اما گونههای از خشم وجود دارند که به وضوح انواع معمولی نمیباشند. مثلا خشمی که توسط باریک کردن چشمها و یا محکم بسته نگاه داشتن دهان ابراز میگردد که ممکن است با کج نمودن سر و گره کردن محکم مشت همراه شود. همچنین ممکن است همانند نشانه بیعلاقگی دستهایش را بصورت متقاطع جمع کند ولی هنگام عصبانیت محکم تر و مشخص تر است. اگر دست به کمر ایستاد، این نیز یک علامت خیلی خیلی بد و خطرناک میباشد. برخلاف انواع زبان جسمانی که در بالا ذکر شد، این نوع رفتار معمولا مدتی پس از آشنایی اولیه اتفاق میافتد نه در مرحله آغازین آشنایی. هرچند احتمال دارد مزه آن را در همان ابتدا نیز بچشید که در این صورت بدانید که عصبانیت او نه بخاطر شما بلکه بخاطر چیز یا شخص دیگری است. عکس العمل شما: زنـی که قبلا رنجیده خاطر شده، تمایل به نشان دادن بیعلاقگـی و بیتوجهی دارد.به او کمی فرصت دهید تا به تدریج عصبانیتش فروکش کند. تفسیر علائم مختلط : بیاد داشته باشید که زبان جسمانی زنان اغلب علائم مختلط ساطع میکنند. برای مثال برخی زنان برای دلربایی از شوهرشان حتی اگر بصورتی رمانتیک به او علاقه داشته باشند، از سخنان طعنه آمیز و تحقیر کننده استفاده میکنند. اگر همسرتان با حرفهایش به شما توهین و بی احترامی میکند، اما همه علائم دلربایی را از خود نشان میدهد، برخلاف پیغام ظاهری، 90 درصد احتمال دارد به شما علاقمند باشد. بـرخـلاف زنـان کـه اسـاتـیـد مـسـلم هـنـر دوپــهلوگری هستـند، اغـلب مـردان آنــچه که مقصودشان است را میگـویند. به همین خاطر است که تفسیر زبان جسـمانـی زنان از اهمیت زیادی برخوردار میباشد.
عکس العمل شما: همسرتان آماده است، بنابراین با مهربانی پاسخ او را بدهید. با او صمیمیت بیشتری برقرار کنید، رفتارش را تکرار نمایید و تماسهای چشمی را افزایش دهید.
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود لذت ببرید.
سلامتی
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- با این 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- از نماز و دعا کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
شخصیت
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید، شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته ی شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد.
19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی به مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. گاهی مخالفت هم وجود دارد.
جامعه
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری، شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
زندگی
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید و زشت دوری بجویید.
34- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
35- هر موقعیتی، خوب یا بد، گذراست.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید.
38- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید
پژوهش در باره آنچه موجب موفقیت ازدواج می شود، نشان می دهد که در ازدواج های موفق افراد این نه کار را به خوبی انجام می دهند:
۱) تمایز عاطفی از خانواده ای که در آن رشد کرده اند، نه در حد قهر(یا جدایی)، بلکه تا حدی که هویت فرد از هویت والدین و خواهران و برادرانش متمایز باشد.هشدار: گاهی اوقات، نادانی بهتر است. بعد از به دست آوردن این علم، ممکن است با فهمیدن اینکه کسی به شما دروغ میگوید، آزرده خاطر شوید. تعاملات و واکنشهاتکنیکهایی که در زیر درمورد تشخیص دروغ و دروغگو برایتان معرفی میکنیم، معمولاً توسط پلیس و نیروهای امنیتی استفاده میشود. این تکنیکها برای مدیران، کارفرماها و افراد عادی برای استفاده در موقعیتهای روزمره که تشخیص دروغ از راست به جلوگیری از قربانی شدن برای دسیسه و فریب کمک میکند، مفید است.
علائم دروغگویی
زبان بدن دروغگویی:
- حالت فیزیکی فرد محدود و خشک میشود، دستها حرکت چندانی ندارند. سرعت حرکت دستها و پاها حین دروغ گفتن کندتر میشود.
- کسی که دروغ می گوید، از برخورد چشمی با شما اجتناب میکند.
- دروغ گو دستهای خود را به صورت، گلو یا دهانش میمالد. لمس کردن یا خاراندن بینی یا پشت گوش هم اتفاق میافتد.
ژستهای احساسی و تناقض- زمان و مدت ژستها و حالات احساسی سرعت عادی خود را از دست میدهد. ابراز احساسات با تاخیرمواجه میشود و ممکن است طولانیتر از حالت عادی ادامه پیدا کند و بعد ناگهان متوقف شود.
- زمان بین ژستهای احساسی و کلمات متناقض است. مثلاً کسی وقتی هدیهای دریافت میکند میگوید، "خیلی دوستش دارم." و بعد از گفتن جمله لبخند میزند به جای اینکه همزمان با گفتن جمله این لبخند را نشان دهد.
- ژستها و حالات با بیانات لفظی مغایر است. مثلاً وقتی میگوید، "دوستت دارم" اخم میکند.
- وقتی فرد قصد وانمود کردن حالتی دارد، حالات او به حرکات دهانی محدود میشود به جای اینکه کل چهره او را تحت تاثیر قرار دهد. مثلاً وقتی کسی به حالت طبیعی لبخند میزند، این لبخند روی کل صورت او تاثیر میگذارد.
- فرد مرتکب دروغگویی، حالت دفاعی به خود میگیرد. فرد معصوم چنین واکنشی نخواهد داشت.
- فرد دروغگو در مواجهه با فرد مقابل خود که از او بخاطر دروغش پرس و جو میکند، احساس ناراحتی میکند و ممکن است سر یا بدنش را از او برگرداند.
- فرد دروغگو ممکن است ناخودآگاه اشیائی (کتاب، فنجان قهوه و امثال آن) را بین شما و خودش قرار دهد.
زمینه لفظی و محتوا
- دروغگو ممکن است از کلمات خود شما برای پاسخ به سوالتان استفاده کند. وقتی از او میپرسید، "آخرین شیرینی را تو خوردی؟" دروغگو جواب میدهد، "نه من آخرین شیرینی را نخوردم".
- دروغگوها گاهی اوقات با بیان عبارات و جملات مستقیم از بیان دروغ اجتناب میکنند. به جای اینکه مستقیماً چیزی را رد یا انکار کنند در لفافه سخن میگویند.
- فرد متهم به دروغگویی معمولاً بیشتر از حد طبیعی حرف میزند و برای متقاعد کردن شما جزئیات غیرضروری به آن اضافه میکند. آنها از سکوت و مکث میان صحبتها احساس ناراحتی میکنند.
- دروغگو با لحنی یکنواخت و خسته کننده حرف میزند و معمولاً از ضمایر استفاده نمیکند.
- کلمات او به آهستگی بیان میشوند و گرامر و ساختار جملههایش ممکن است مشکل دار باشد.
سایر علائم دروغ:
- اگر باور دارید که کسی دروغ میگوید، موضوع صحبت را سریع عوض کنید. فرد دروغگو خیلی از این مسئله استقبال میکند و بحث جدید را با آرامش و اشتیاق بیشتری دنبال خواهد کرد. فرد دروغگو علاقه زیادی به عوض شدن بحث دارد درحالیکه کسی که حقیقت میگوید از این تغییر ناگهانی موضوع بحث گیج میشود و دوست دارد که بحث قبلی را باز دنبال کند.
- دروغگو برای اجتناب از یک موضوع خاص به شوخی و خنده روی میآورد.
نکته پایانی:
مشخص است که داشتن یک یا دو مورد از این علائم کسی را دروغگو نمیکند. رفتارهایی که در بالا ذکر شد را باید درمقایسه با رفتارهای نرمال شخص مورد نظر بسنجید
من هرگز نمی توانم در کنکور قبول شوم؛ من اصلا هیچ استعدادی ندارم؛ من از لحاظ هوش و حافظه جزو افراد متوسط پایین جامعه هستم؛ من دیگر این کار را شروع نمی کنم، زیرا اگر موفق نشوم همه به دیده حقارت به من نگاه خواهند کرد».
این جملات را شاید بارها و بارها از اطرافیان خود شنیده ایم و اگر خوب حافظه خود
را به کار گیریم شاید در برهه هایی از زمان به ذهن خودمان این افکار رسوخ کرده
باشند.
شکست، آن کابوس شب های امتحان، آن قاتل رویاهای برنده شدن و روی سکوهای قهرمانی
رفتن در نظر خیلی از افراد، سراسر همه زشتی و کراهت است. ولی انسان های بزرگ به
جای له شدن و خمیدن در زیر پاهای شکست، آن را زیر پا گذاشته و از آن نردبان ترقی
ساخته اند.
در این باره انیشتین می گوید؛ «کسی که هرگز مرتکب اشتباه نشده باشد هرگز برای
رسیدن به چیزی تلاش نکرده است». شکست واقعی از دیدگاه ماری پیکفورد تنزل به مرتبه
های پایین نیست، بلکه پایین ماندن و عدم تلاش برای رسیدن به بالا ست.
شکست ها و مشکلات همان چیزهایی هستند که هنری کیزر به آنها به عنوان فرصت هایی
برای یادگیری می نگرد و رابرت اف. کندی در این باره می گوید؛ آنهایی که جرات شکست
های بزرگ را دارند به پیشرفت های بسیار بزرگی هم نائل می شوند.
پس مشکلات جزو لاینفک زندگی هستند و انسان به موفقیت نمی رسد جز در سایه تلاش و
خداوند بزرگ خلاصه و عصاره زندگی را در دو جمله به انسان تفهیم فرموده است؛ «لقد
خلقنا الانسان فی کبر؛ ما نوع انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم. سوره بلد
آیه ۴» و «لیس للانسان الا ما
سعی؛ انسان هیچ چیزی به دست نمی آورد جز با تلاش».
می گویند که ادیسون برای ساختن باتری، ۲۵ هزار روش مختلف را به کار گرفت. از او در مورد احساسش درباره این
تجارب همراه با شکست سوال شد، او در جواب گفت؛ «اکنون بعد از این ۲۵ هزار روش، من می دانم که چرا با
هر کدام از آنها باتری ساخته نشد ولی آیا شما نیز می دانید؟»
روان شناسان همیشه در پی پاسخ به این پرسش بوده اند که چرا این همه تفاوت در واکنش
افراد به شکست ها وجود دارد؟ چرا یکی در پی شکست خود را می بازد و احساس حقارت می
کند و دیگری تا رسیدن به نتیجه دلخواه استقامت می کند. یک پاسخ آنها به این سوال،
تفاوت عزت نفس افراد بوده است. عزت نفس به معنی تایید شخص توسط خودش است و یکی از
مولفه های مهم خودمختاری به شمار می رود؛ یعنی شخص تا چه اندازه از آزادی عاطفی
برخوردار است و تا چه حد قادر است به معیارهای درونی اش پاسخ دهد.
افکار و احساسات افراد درباره خودشان به عنوان یک جنبه مهم عزت نفس مطرح است و
نشان دهنده یک جنبه مهم زندگی روان شناختی است. عزت نفس در نوع واکنش افراد به
مشکلات تاثیر انکارناپذیری دارد. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند قضاوت های
مثبت در مورد خود دارند و صفات مثبت را به خود نسبت می دهند و به هنگام شکست کمتر
از پریشانی هیجانی رنج می برند. آنها در مورد خودشان به این نحو می اندیشند که
توانایی بالایی دارند و از عهده مسائل برمی آیند و نیز انتظار موفقیت در آنها
بالاست.
پاسخ های هیجانی افراد به شکست اعم از شادی، اندوه، یاس و... از عقاید شان درباره
عملکردشان تاثیر می پذیرد. برای پیش بینی واکنش هیجانی افراد در مقابل شکست در یک
موقعیت باید سطح عزت نفس آنها و عملکردشان در آن موقعیت را در نظر بگیریم.
یعنی اگر عزت نفس فرد بالا باشد و عملکرد خوبی هم داشته باشد واکنش هیجانی بهتر و
معقولانه تری خواهد داشت و عکس. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند از تاثیرات
منفی شکست راحت تر جدا می شوند، زیرا آنها عقیده دارند که صفات و توانایی های
بسیار دیگری دارند و این مسئله توضیح می دهد که چرا آنها به هنگام شکست کمتر احساس
پریشانی و استیصال می کنند.
در مقابل افرادی که از عزت نفس پایین برخوردارند جنبه های منفی شکست را بزرگ کرده
و بیش تعمیم دهی می کنند با شکست در یک حوزه و در یک جنبه آنها به این نتیجه می
رسند که در هیچ چیزی استعداد ندارند. در مقابل افراد برخوردار از عزت نفس بالا،
شکست خود را در یک جنبه با استفاده از هنرها و استعدادشان در جنبه های دیگر جبران
می کنند. بر اساس تحقیقات تفاوت رفتار والدین منجر به تفاوت عزت نفس در افراد می
شود.
● والدین؛ سازندگان عزت نفس فرزندان
والدین نقش بسیار مهمی در شکل گیری بسیاری از خصوصیات فرزندان شان دارند. بسیاری
از والدین یک عشق پایدار نسبت به فرزندان شان دارند و این محبت بستگی به خوب بودن
و خوب انجام دادن کارها به وسیله فرزندان ندارد یعنی آنها مهر و محبت نامشروط را
نثار فرزندان شان می کنند. همان چیزی که راجرز از آن تعبیر به توجه مثبت نامشروط
می کند. والدین افراد برخوردار از عزت نفس بالا به موفقیت های فرزندان شان افتخار
می کنند و شکست های آنها را با شکیبایی می پذیرند. فرزندان این والدین به عنوان
افرادی شناخته می شوند که در کودکی به عشق و محبت مادر خود مطمئن بوده اند.
در مقابل افرادی که از عزت نفس کم برخوردارند خصوصیات یک والد تقبیح کننده و تنبیه
کننده را درونی کرده اند که به طور بسیار سخت گیرانه نسبت به اشتباهات و شکست
هایشان حساس است و به هنگام موفقیت فرزندانش خوشحالی کمی را نشان می دهد.
این افراد بسیار زیاد مستعد حساسیت درباره شکست ها و رد شدن ها، داشتن تحمل کم در
مقابل ناکامی ها، نیاز به داشتن یک زمان طولانی برای بهبود ناامیدی ها و داشتن یک
نگاه بدبینانه به زندگی هستند.پس می توان گفت که آمادگی برای خصوصیاتی مثل ناامیدی
یا در مقابل آن امیدواری به تجارب خاص و بخصوص رفتار والدین وابسته است.
● قدم برداشتن در راه موفقیت؛
برای رسیدن به موفقیت و نحوه واکنش در مقابل شکست ها، روان شناسان توصیه هایی چند
دارند؛
یافتن استراتژی و راهبرد؛ موفقیت شامل ۲۰ درصد مهارت و ۸۰ درصد استراتژی و راهبرد است. برای مثال می دانیم که چگونه مطالعه
کنیم ولی مطلب مهمتر طرح و برنامه برای مطالعه است.
یافتن ریشه مشکلات؛ افراد نمی دانند چگونه با مشکلات کنار بیایند زیرا آنها آرامش
خود را از دست داده و روی مشکل تمرکز نمی کنند؛ اول باید دلایل ریشه ای مشکل را
پیدا کرد و بعد روی راه حل ها متمرکز شد.
● پرسیدن سوالاتی از خود هنگام مواجهه با شکست؛
- چگونه می توانم از مشکل در جهت پیشرفت استفاده کنم؟
- چگونه می توانم به آن از دریچه دیگری نگاه کنم؟
- در هر چیزی جنبه های مثبت می توان یافت جنبه مثبت این مشکل چیست؟
- آیا من واقعا برای راه حل آن تلاش کرده ام؟
- و در نهایت برای بالا بردن عزت نفس و در نتیجه بهبود واکنش های افراد به شکست
باید افراد را تشویق کرد که روی صفات مثبت شان متمرکز شوند و به این مسئله اعتقاد
داشته باشند که می توانند بسیاری از کارها را به خوبی انجام دهند
1)احساس گناه را از خود دور کنید.
مهمترین عاملی که به اعتمادبهنفس شما آسیب وارد مینماید، احساس گناه است. وقتی
که با توبهٔ حقیقی، خداوند شما را میبخشد، شما چرا خودتان را نمیبخشید! سالها
پیش اشتباهی را مرتکب شدهاید، ولی بار سنگین آن را هنوز به دوش میکشید، از این
لحظه، این بار سنگین را به زمین بیندازید و خودتان را سبک کنید. بنابراین اگر
احساس گناه را از خود دور کنید، اعتمادبهنفس شما زیاد میشود و زمانی که اعتمادبهنفس
شما زیاد شد بهراحتی میتوانید از گناه فاصله بگیرید.
۲) ”اقتدار“ و ”قاطعیت“ داشته
باشید
از امروز تمام کارهای خود را با قاطعیت انجام دهید. بعد از اینکه به درستی تصمیم
خود مطمئن شدید، قاطعانه پیش بروید. حرف زدن و راه رفتن شما باید همراه با اقتدار
باشد. اگر کلام شما با تردید همراه باشد، تردید خود را به مخاطب القاء کرده و در
نهایت، مؤثر نخواهید بود.
۳) از یادآوری شکستهای قبلی
خود پرهیز نمائید
هرگز به شکستهای قبلی خود فکر نکنید. فقط از آن پیام و درس بگیرید و بعد آن را
فراموش کنید. اگر خاطرهٔ شکست در یک سخنرانی را برای خود یادآوری کنید، شکستهای
گذشته، اعتمادبهفنس شما را تضعیف میکند.
۴) عبارتهای تأکیدی مثبت را
برای خود تکرار کنید
قبل از خواب میتوانید عبارتهای زیر را در ذهن خود تکرار کنید و با همین جملهها
به خواب بروید به زودی تأثیر معجزهآسای تکرار این جملهها را خواهید دید:
”اعتمادبهنفس من روز به روز بیشتر و بیشتر میشود“ یا ”من اشرف مخلوقات هستم و
اعتمادبهنفس من عالی است“.
۵) عاشق خود، کار خود و خدای
خود باشید
خودتان را در هر شرایطی که هستید، بپذیرید. به فرض، اگر قد شما کوتاه است، خودتان
را بپذیرید. هرگونه که باشید، روح خداوند در شما جاری است و توجه به همین نکته
اعتمادبهنفس شما را زیاد میکند. اگر عاشق خدای خود باشید و خود را وابسته به یک
نیروی برتر بدانید، بهطور حتم همیشه اعتمادبهنفس دارید. بهکار خود علاقهمند
باشید و اگر به هر علتی از شغل خود احساس نارضایتی میکنید، سعی نمائید دیدگاه خود
را نسبت به آن عوض کنید.
۶) تبسم را فراموش نکنید
سعی کنید در هر شرایطی، تبسم بر لب داشته باشی. تبسم، نشانهٔ بارز اعتمادبهنفس و
سلامت روان است. بهطور حتم، کسی که هنر و علم ”مدیریت“ و ”نفوذ“ را بداند، هیچ
لزومی ندارد که امور خود را با ”علم“ اداره کند. گفته شده پیامبر اسلام (ص) در
تمام مدت زندگی خود متبسم بودهاند.
اگر شما تمرین کنید، میتوانید در هر شرایطی تبسمی بر لب داشته باشید. تبسم، نماد
خوشروئی است و خوشروئی از نشانههای مؤمن است.
۷) مبهم حرف نزنید
اگر بهاصطلاح ”مِنُمِن“ کنید، به دیگران اعلام کردهاید که من اعتمادبهنفس لازم
را ندارم. بلند، روان و رسا صحبت کنید. علاوه بر این، صراحت بیان داشته باشید و به
”روشنی“ و ”وضوح“ اعلام کنید که چه میخواهید با منظورتان چیست. حاشیه نروید و به
اصل مطلب بپردازید. این اقدامها اعتمادبهنفس را تقویت میکنند.
۸) مطالعهٔ خود را زیاد کنید.
کسیکه زیاد مطالعه میکند و اطلاعات زیادی بهدست میآورد، خودش را یک سر و گردن
از دیگران بالاتر میبیند و این یعنی همان اعتمادبهنفس.
۹) آراستگی ظاهر خود را حفظ
کنید
اگر شما ظاهر آراسته و مرتبی داشته باشید، اعتمادبهنفس بیشتری خواهید داشت. سعی
کنید به وضع ظاهری خود چه در لباس خانه و چه در لباس رسمی توجه داشته باشید. اگر
ظاهر مطلوبی نداشته باشید، به حضور در جمع علاقهٔ زیادی نخواهید داشت. گاه یک لک
بر پیراهن شما ممکن است شما را از شرکت در یک جلسهٔ مهم بازدارد!
۱۰) آرامش خود را حفظ کنید
مضطرب و عجول بودن، از اعتمادبهنفس شما خواهد کاست. سعی کنید آرامش خود را در همه
حال حظ کنید. به سرعت کارهای خود را انجام دهید، ولی آرامش خود را از دست ندهید.
حتی در میدان جنگ هم اگر آرامش داشته باشید، راهحلیابی برای شما آسانتر خواهد
بود. اگر آرامش خودتان را از دست بدهید، ممکن است شمال و جنوب را هم گم کنید. پس
یادتان باشد: ”آرامش، اعتمادبهنفس میآورد“.
۱۱) در مقابل آئینه بایستید و
از خود تعریف کنید
این کار در کسب اعتمادبهنفس، بسیار مؤثر است. هر روز صبح چند دقیقه این کار را
انجام دهید. سعی کنید هنگام نگاه کردن در آینه به موارد مثبت چهرهٔ خود نگاه کرده
و از آن تعریف کنید.
۱۲) در حال زندگی کنید
اگر د رحال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه نمائید، فردای شما
هم تضمین خواهد شد. چرا که فردای شما محصول عملکرد صحیح ”امروز“ شما است. اگر عمر
خود را در حسرت دیروز یا نگرانی فردا سپری کنید، لحظهها را از دست خواهید داد و
این به معنی از دست دادن فردا نیز میباشد.
۱۳) دست دادن خود را محکمتر
کنید.
بهاصطلاح ”شل“ و ”وارفته“ دست ندهید. بهخصوص اگر نظامی هستید، محکم و قدرتمند
دست بدهید و همچنین گرم و صمیمانه
۱۴) به موفقیتهای خود نگاهی
بیندازید
از موفقیتهائی که تاکنون داشتهاید، برای خود لیست تهیه کرده و همراه خود داشته
باشید و هرگاه احساس عدم اعتمادبهنفس کردید، نگاهی به آن بیندازید.
۱۵) به خودتان تبریک بگوئید
حتی از گفتن جملههائی مانند ”شببخیر“ و ”دوستت دارم“ نیز به خود امتناع نوزید.
حتی برای خودتان جشن تولد بگیرد به خودتان اهمیت بدهید.
۱۶) همیشه مبلغی پول با خود
داشته باشید
وجود مقداری پول در جیب و کیف شخصی شما اعتمادبهنفستان را زیاد میکند. تاکنون
شاید این موضوع را تجربه کرده باشید.
۱۷) نیروی نگاه خود را تقویت
نمائید
افراد نظامی بهخصوص آنهائی که در مشاغل فرماندهی بودهاند، ناخودآگاه نیروی نگاه
قدرتمندی دارند، اگر میخواهید به این مرحله برسید، تمرین مؤثر زیر را انجام دهید:
چیزی شبیه یک ساچمهٔ سیاه را در وسط یک سینی قرار دهید و سعی کنید با نگاه خود از
فاصله ۲ متری آن را حرکت دهید.
۱۸) ”نه“ گفتن
را یاد بگیرید.
بسیاری از افراد، قدرت ”نه“ گفتن را ندارند و این موارد برای آنان مشکلهائی ایجاد
نموده است. امید که از این دسته انسانها نباشید. اگر پیشنهاد یا درخواستی به شما
میشود که میل ندارید آن را بپذیرید، با قاطعیت اما با احترام بگوئید ”نه“
۱۹) فکر کنید که اعتمادبهنفس
بینظیری دارید
هرگز این فکر را به خود راه ندهید که اعتمادبهنفس ندارید. همیشه سعی کنید نسبت به
خود فکرهای مثبت و والائی داشته باشید. اگر خودتان فکر کنید که اعتمادبهنفس
ندارید، چهطور انتظار دارید که دیگران فکر کنند شما اعتمادبهنفس دارید! فراموش
نکنید که به هر چه فکر کنید، به سرتان میآید. اگر فکر کنید که کاری را نمیتوانید
اجام دهید، بهطور حتم نمیتوانید و اگر فکر کنید میتوانید کاری را انجام دهید بهطور
حتم میتوانید. آنچه مهم است، فقط افکار شما است.
۲۰) سرعت راه رفتن خود را
بیشتر کنید.
کسیکه اعتمادبهنفس دارد گامهای مستحکم برمیدارد و هدفمند راه میرود. قوی،
قدرتمند و پرانرژی باشید.
۲۱) سر خود را بالا نگاه دارید
این کار باعث میشود:
▪ جریان خون از قلب به مغز (خون شریانی) و از مغز به قلب (خون وریدی) به آسانی
انجام پذیرد.
▪ حجم ریهها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود.
▪ راههای هوائی از قبیل نای، نایژهها، حلق و بینی تا حدودی در یک امتداد قرار
گیرند و تنفس، راحتتر شود.
▪ میدان دید بیشتر شود.
▪ به برازندگی ظاهر شخص کمک میکند.
▪ از همه مهمتر، اعتمادبهنفس شخص را زیاد می