فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
X
تبلیغات
رایتل
آموزش مهارت های زندگی
درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی 
قالب وبلاگ

همسری که خوش خلق،مهربان، صادق و باگذشت باشد؟ ما را در زندگی موفق تر و خوشبخت تر کند؟ از همه جهت با ما همخوانی و تناسب داشته باشد؟ ما را به انجام کارهای خیر یا عام المنفعه تشویق کند، استعداد و توانایی هایمان را شکوفا و آرزوهایمان را برآورده کند؟ یا... .

تعاریفی که ما از همسر مناسب داریم، غیر از آنهایی که مسائلی مادی، شغلی، تحصیلی و نظایر این را در بر می گیرد، عمدتاً در این عبارت خلاصه می شوند:«همسری با گذشت که رابطه ی خوبی با ما دارد و ما را تشویق به انجام کارهای خیر می کند»!

به نظر می رسد این دیدگاه، نسبت به همسر ایده آل، معمولاً از اینجا ناشی می شود که متأسفانه بیشتر ما هدف اصلی زندگی خود را فراموش کرده ایم و گمان می کنیم هدف از زندگی، تنها ازدواج موفق و داشتن همسر خوب، و در نهایت انجام کارهای خیر و مثبت است و موفقیت و شکوفایی تنها در همین مفاهیم خلاصه می شود. البته اینها همه در جای خود چیزهای خوب و مثبتی هستند، اما آیا هدف زندگی انسان، منحصر به همین هاست.

طرح کلی و اصلی پازل زندگی ما چیست؟

زندگی ما انسان ها بی شباهت به یک پازل بزرگ نیست؛ پازلی که قطعات و اجزای آن را انتخاب ها و تصمیم های ما در زندگی رقم می زنند. این پازل بزرگ هم در نهایت یک تصویر واحد و مشخص را نشان می دهد؛ بنابراین، تنها قطعه یا قطعاتی به کارمان می آیند که به تکمیل و تشکیل طرح نهایی کمک کنند و هر قطعه جدید هر چقدر هم زیبا و جالب باشد، اگر تناسب و هماهنگی لازم را با طرح نهایی و سایر قطعات نداشته باشد، بهتر است به سرعت کنار گذاشته شود. مهم ترین عاملی که در انتخاب قطعه درست به ما کمک می کند این است که سیمای کلی و نهایی پازل را بدانیم. بدین ترتیب قدرت تشخیص مان بیشتر می شود و راحت تر می توانیم تشخیص دهیم قطعات بی شماری که از جوانب مختلف به ما عرضه می شوند، متعلق به پازل هستند یا نه؟
اینک به نظر شما هدف اصلی انسان، یا طرح و سیمای اصلی پازل بشر چیست؟ گمان نمی رود به سادگی بتوان به این پرسش پاسخ داد، چون طرح کلی پازل را کسی نمی داند، مگر آن که خود، طراح بزرگ همه پازل ها باشد. به همین دلیل بایدبه کلام الهی و به تعلیمات پیامبران و اولیا مراجعه کنیم تا طرح اصلی پازل را تشخیص دهیم؛

قرآن میفرماید ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات/56)

جن و انس را خلق نکردم مگر برای عبادت کردن(شناخت پیدا کردن)

یعنی تسلیم محض او در برابر خالق هستی

این همان طرح کلی و هدف زندگی انسان است.

تسلیم، یعنی خود را از ابعاد و از همه جنبه ها در اختیار خداوند قرار دادن. در این حالت، که بالاترین مرتبه انسانیت است، انسان هیچ نیست جز آن که خداوند می خواهد و هیچ کاری نمی کند جز آنچه خواست و فرمان اوست. در این حالت او نی تو خالیست که توسط خداوند نواخته می شود. چنین انسانی دارای بزرگ ترین قدرت ها و خارق العاده ترین توانمندی هاست که از این نیروی بزرگ و قدرت عظیم، جز به اذن خداوند بهره ای نمی گیرد.
با توجه به ابتدای بحث، باید گفت هر آنچه ما را به آفریدگار هستی و تسلیم محض نزدیک کند و از خودخواهی، خودبینی و مشغولیت به خود و چیزهای نظیر این باز دارد، برکت آور است.

از یک دیدگاه، برکت یعنی کیفیت؛ کیفیتی که به شکل تصاعدی، بالاتر می رود و بنابراین تردیدی نیست که در ازدواج هم بتوان به برکت، یعنی افزونی کیفیت در ابعاد گوناگون دست پیدا کرد. منتها باید دید چه خصوصیت هایی در یک فرد، باعث برکت دار شدن ازدواج با او می گردد.

هر چقدر همسر ما، تحصیل، شغل، خانواده یا هر چیز دیگرمان، ایده ال باشد، هر چقدر ما را به انجام امور خیر سوق دهد و هر چه با ما مناسب و برایمان دلنشین باشد، اگر ما را به خداگرایی و تسلیم در برابر خداوند سوق ندهد، اگر ما را به طرح نهایی زندگی مان نزدیک نکند و هدف اصلی حیات ما را برنیاورد، برکت حقیقی ندارد.

گر چه برخی از ما برکت را تنها در افزونی مال و ثروت می دانیم و برخی نیز در افزایش علم و دانش، و عده ای در داشتن خانواده و فرزند و... اما برکت واقعی محدود به اینها نیست.

متأسفانه، بیشتر ما در درک خیر و برکت، ظاهربین و شرطی شده هستیم و باورهای غلط داریم. فرضاً اگر کسی با تمام قوا، انرژی و توان خود را صرف رفاه ظاهری خانواده اش کند، از نظر ما کار خیری انجام داده، اما واقعا اینطور است؟ البته اگر این کار، منیت او را کاهش دهد و خانواده را هم به آرامش سازنده برساند، کار خیر است. اما از کجا معلوم که خانواده یا نزدیکان ما، با این رفاه اضافه به رشد برسند و خودخواه تر و تن پرورتر نشوند؟ از کجا معلوم که این روش در راه رفاه دیگران، منیت ما را کم کند و برعکس، بدان نیفزاید و ما را مغرورتر نکند و انرژی و توان ما را در راهی که مطلوب نیست به هدر ندهد؟ بسیاری از کارهای خیر، ظاهر خیر دارند و یا بسته به شرایط زیست ما خیر یا شر تلقی می شوند و اگر باطناً به قصد جلب نظر و نزدیکی به خداوند نباشند، اصلا خیر تلقی نمی شوند و تأثیر مثبتی بر تکمیل پازل زندگی ما ندارند. هدف از خدمت به مردم و نیکی به آنها و انجام کارهای خوب نیز جز این نیست که رضایت خداوند را به خود جلب کنیم.

کسی که زندگی را وسیله ای برای رسیدن به خواسته های شخصی اش می داند، کسی که به انواع ترفندها، همسرش را در خدمت خود قرار می دهد، کسی که منیت ما را در نظرمان می آراید و رسیدن به لذت های ظاهری و خواسته های شخصی مان را بزرگ جلوه می دهد، کسی که ما را به خودش یا به خودمان مشغول می کند، آگاهانه یا ناآگاهانه اصالت را به برآوردن خواسته های مادی، شخصی و ظاهری می دهد، و رفته رفته از یادت می برد که خدایی هست و اوست که رؤیایی باطنی در تو قرار داده که باید محقق شود، همسر مناسبی برای ما نیس

 

[ یکشنبه 13 شهریور 1390 ] [ 14:09 ] [ محمد شاه بنده ]

ده جمله کلیدی برای جذب زنان هنگامیکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میکنید، برداشت او این خواهدبود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است. اما یک هشدار:این سؤال به همسر شما مجوز…

“روز خوبی داشتی؟”
هنگامیکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میکنید، برداشت او این خواهدبود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپریام کرده است. اما یک هشدار: این سؤال به همسر شما مجوز آن را خواهد داد که چند ساعتی در مورد کوچکترین اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت نماید. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه که در فکر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد که شما پذیرا، مشتاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهید تا خودش را خالی نموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد کرد.

“نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی”
همانطور که مشخص است، این به او می رساند که شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیگری به چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا که شما به همسر خود اطمینان میدهید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد کرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فکر نمیکنید؟

“در مورد [ هر چیزی ] چه احساسی داری؟”
پرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد که شما خالصانه برای احساسات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می باشند. با این حال بدانید که خود را در دام گفتگویی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید کرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نکنید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یک فرد است. وقتی همسرتان در می یابد که شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نیز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگر قبلا فقط فردی جذاب بشمار می آمدید، اکنون همانند جواهری در چشم او جلوه خواهید کرد. متوجه منظورم می شوید؟

“تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی”
قرار دادن او از بین همتاهایش بر سکوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتماد بنفس وی شده و سبب می گردد تا همسر شما در تصوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی کند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گذشته از اینکه باعث می گردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور کند، این جمله کوتاه به همسرتان تفهیم میکند که شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی که دوستانش پیش شما هستند، کمتر احساس نگرانی خواهد کرد.

 
او در مورد خودش احساس خوبی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یک احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یک همسر حسود این سخن را مدرکی برای متهم نمودن شما به اینکه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد.

” تو واقعا زرنگ و باهوشی”
با تصدیق نمودن هوش و ذکاوت وی، این معنی را می رسانید که علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فکر توانمندش نیز شده اید. همسر شما با شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همسرتان این مسئله را که شما فقط به فکر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فکر کنید را تحسین خواهد کرد. زنها عاشق مردان صمیمی و خوش قلب می باشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذکاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشکار نماید

در روابط زناشویی بسیار خوب هستی”
بیان این جمله باعث می گردد همسرتان احساس کند که یک الهه است. شنیدن این عبارت به همسر شما تفهیم می کند که روابط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد که احساس نماید واقعا می داند که چگونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: تحسین و تمجید از عملکرد او نشانگر این است که شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نمودن خود نگاه نکرده، بلکه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار میدهید.

“می خواهم همه عمرم را با تو سپری کنم”
این جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج ندارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید که ریسک کردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت.

 
هنگامیکه این جمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سرکیف می گردد. جملات دیگری که تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها کمتر می باشد، عبارتند از: ” فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال کنی” و ” من دوست ندارم با هیچ کس دیگری جز تو باشم.”

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همه زنها عاشق شنیدن جملاتی حاکی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمئن باشید که بعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.

“تو بهترین دوست منی”
به او می گویید که چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنسی می اندیشید و به این معنی است که برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید کارهایی را بهمراه او انجام دهید که مردان دیگر ممکن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنیدن این جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جملات شما را در نظر وی بجای یک فرد عادی که مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تبدیل میکند. این شما را به ابتدای لیست خواستگاران پرتاب میکند چراکه شما به مهمترین نکته اشاره کرده اید: دوستی و رفاقت.

“تو یک مادر ایده آل خواهی شد”
اغلب زنها به دنبال این هستند که روزی بچه دار شوند. همچنین اکثرا با خود کلنجار می روند که آیا در این راه موفق خواهد بود یا خیر. با گفتن این جمله به او اطمینان می دهید که حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسکین وی می شوید. بیان این کلمات از زبان شما به عنوان یک همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: اینگونه بطور غیر مستقیم به همسر خود می فهمانید که مایلید از او بچه دار شوید. واضح است که این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.

“تو زندگی منو کامل می کنی”
این به او می گوید که تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بیان این عبارت به مفهوم آن است که شما همسر خود را بصورت کامل پذیرفته اید و اینکه او به صورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لذت بخش غیر قابل تصوری بوجو آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله اساسا می گوید که شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند.

اشاره باشکوه
“دوستت دارم”این جمله “دو کلمه ای” معروف و کوتاه که همگی ما برایش اهمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته باشد. اگر ازدواج کرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تکرارش نمایید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گفتن این عبارت بهمسرتان باعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد که همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگر در بین شما کسانی تا حال این جمله را به همسرشان نگفته اند، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان کنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی که عکس العمل او را می بینید

[ یکشنبه 13 شهریور 1390 ] [ 13:41 ] [ محمد شاه بنده ]

قدرت و صلابت یه مرد در پهن بودن شونه هاش نیست

بلکه در این هست که چقدر میتونی به اون تکیه کنی و اون میتونه تو رو حمایت کنه.

قدرت و صلابت یه مرد این نیست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه

بلکه در اینه که چه جملات ملایمی رو میتونه تو گوشات زمزمه کنه.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا رفیق داره

بلکه در این هست که چقدر با فرزندان خودش رفیق هست.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه قدر در محیط کار قابل احترام هست

بلکه در این هست که چقدر در منزل مورد احترام هست.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چقدر دست بزن داره

بلکه به این هست که چه دست نوازشگری میتونه داشته باشه.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا زن عاشقشن

بلکه به این هست تنها عشق واقعی یه زن باشه.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه وزنه سنگینی رو میتونه بلند کنه
بلکه بستگی به مسائل و مشکلاتی داره که از پس حل اونا بر بیاد.



زیبایی یه زن به لباسهایی که پوشیده... ژستی که گرفته
و یا مدل مویی که واسه خودش ساخته نیست.

زیبایی یه زن باید از چشماش دیده بشه

به خاطر این که چشماش دروازه ی قلبش هستند، جایی که منزلگه عشق میتونه باشه.

زیبایی یه زن به خط و خال صورتش نیست

بلکه زیبایی واقعی یه زن انعکاس در روحش داره.

محبت و توجهی که عاشقانه ابراز میکنه
هیجانی که در زمان دیدار از خودش بروز میده
زیبایی یک زن هست
چیزی که با گذشت سالیان متمادی افزایش پیدا میکنه

[ یکشنبه 13 شهریور 1390 ] [ 13:31 ] [ محمد شاه بنده ]
She sends the following message:
My love,
If you're sleeping, send me your dreams.
If you're smiling, send me your smile.
If you're crying, send me your tears.
I love you.

He Replied :
I'm in the toilet,
What should I send you?
منبع : funiran1
[ شنبه 12 شهریور 1390 ] [ 17:17 ] [ محمد شاه بنده ]

W:Come help with the garden.

Husband:What do u think I am?a gardener?

W:Come fix the toilet faucet.

H:What do u think I am?a plumber?

W:Come fix the door handle.

H:What do u think I am?a carpenter?

The husband went out....but when he came back,he saw that everything is fixed...the garden...toilet faucet...& the door handle. He asked his wife
who had done it?

The wife said: its the neighbour's son,but he gave me 2 options...
Either to make him a hamburger or have sex with him...

Husband:I'm sure,u gave him a hamburger!!

Wife:What do u think I am?? McDonalds ?


[ چهارشنبه 9 شهریور 1390 ] [ 20:58 ] [ محمد شاه بنده ]

خیلی از مردهایی که به این تصویر تبدیل می شوند، هرگز نمی دانند که گره کارشان کجاست. شاید اگر می دانستند که مرد ایده آل در نظر خانم ها چه معنایی دارد، هیچ وقت حاضر نمی شدند که از آن اسب پایین بیایند و از شاهزاده بودن استعفا دهند. اگر شما هم یکی از این مردها هستید بهتر است بیشتر با دنیای همسرتان آشنا شوید و بدانید که مرد ایده آل در نظر خانم ها چه نشانه هایی دارد.

خانه داری هم بلد است
هیچ چیز برای یک زن سخت تر از این نیست که چند روز همسرش را با یک خانه تمیز تنها بگذارد و بعد از برگشتن، یک خانه بمب خورده را تحویل بگیرد. برای زن های امروزی ناتوانی در اداره خانه و سر در نیاورن از امور خانه داری، نشانه بی دست و پایی است. آن ها دوست دارند همسرشان گاهی آشپزی کند، برخی کارهای خانه را به عهده بگیرد و مثل یک شاه تمام مسئولیت ها و خستگی ها را به دوش همسرش نیندازد.

به من نیاز دارد
زن ها احتیاج دارند که به آن ها اثبات کنی تو عزیزترین و تنها شخص بااهمیت در زندگی من هستی. دوست دارند در سخت ترین لحظات زندگی مردشان نقش یک ناجی را بازی کنند و از این که همسرشان نخستین خبرها را به آن ها می دهد و مهم ترین تصمیم ها را در کنار آن ها می گیرد، احساس غرور می کنند. آن ها دوست ندارند بزرگ ترین مسئولیت شان انجام کارهای خانه باشد بلکه می خواهند در مورد تصمیمات مهم زندگی شان نظر بدهند و تصمیم بگیرند و در کنار همسرشان برای حل مشکلات او قدم بردارند.

گاهی مرا لوس می کند
میان این همه دلیلی که برای خستگی وجود دارد، زن ها دوست دارند، کمی خستگی در کنند. آن ها از این که گاهی مردشان لوس شان کند، مسئولیت شان را به عهده بگیرد و اجازه دهد که مانند یک بچه، ذهنی آرام و آزاد داشته باشند، لذت می برند. زن ها از این که همسرشان همیشه متوقع باشد و هر از چند گاهی اجازه آرام بودن را به آن ها ندهد بیزارند.

آزادی ام را ندیده نمی گیرد
زن ها هم مثل مردها از این که بعد از ازدواج در یک غار زندگی کنند بیزارند. آن ها مردی را دوست دارند که برای دیدن دوستان شان تشویق شان کنند و رابطه آن ها را با دوستان شان محدود نکنند. مردی که امکان یک شب شام خوردن همسرش با دوستانش را فراهم نمی کند و با روی باز از این موضوع استقبال نمی کند، هیچ شباهتی به یک مرد رویایی ندارد.

خودرای نیست
نظر نخواستن در مورد اتفاقات زندگی یکی از آزاردهنده ترین رفتارهای مردانه است. زن ها دوست دارند در جریان تمام اتفاقاتی که در خانه شان یا در مورد زندگی شان می گذرد قرار گیرند و نظرشان را در مورد آن ها اعلام کنند. حتی دعوت کردن مهمان بدون اطلاع یک زن می تواند موضوعی غیرقابل بخشش تلقی شود و یک قهر یا دلخوری چند ساعته یا چند روزه را باعث شود. یک واژه کلیدی دیگر در زندگی زناشویی «ما» است. تحقیقات نشان داده، استفاده از این کلمه بیش از هر واژه دیگری می تواند همسران را تحت تاثیر قرار دهد، رفتارها و احساسات منفی از قبیل خشم را کم کند و استرس های زندگی مشترک را کاهش دهد. در مقابل، استفاده از کلماتی که از جدایی و من محوری حکایت می کنند در بحث های روزانه می توانند نارضایتی از زندگی مشترک را بالا ببرند و جدایی عاطفی را موجب شوند.

مرا حمایت می کند
حتی اگر این موضوع چندان هم واقعی نباشد زن ها دوست دارند تصور کنند که همسرشان یک سوپرمن است. آن ها به دنبال مردی هستند که در هر شرایطی حمایت شان می کند. از لحظه رد شدن از خیابان گرفته تا به وجود آمدن یک دردسر بزرگ، آن ها به این حمایت احتیاج دارند. شاید این موقعیت ها در جهان واقعی چندان اتفاق نیفتند اما خانم ها به این حاشیه امن احتیاج دارند و از این که فکر کنند همیشه کسی برای نجات شان حضور دارد لذت می برند.

به ظاهرم توجه می کند
مردی که با ورود به خانه هیچ تغییری را متوجه نمی شود یک مرد وحشتناک است. زن ها دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند و برای آن ها توجه به ظاهرشان مهم ترین مصداق این اتفاق است. از خرید یک روسری جدید یا پوشیدن یک بلوز تازه گرفته تا تغییر رنگ مو و آرایش همگی اتفاقاتی هستند که یک زن دوست دارد شوهرش در نخستین نگاه از آن ها با خبر شود. از طرف دیگر زن ها دوست دارند ظاهرشان مورد ستایش قرار بگیرد و فکر کنند که در نگاه همسرشان زیباترین و آراسته ترین زن جهان جلوه می کنند.

برای تفریح برنامه ریزی می کند
یک بلیت هواپیما یا رزرو کردن هتل بدون اطلاع او می تواند بهترین هدیه برای یک زن باشد به خصوص برای زنی که شاغل است. یک استراحت چند روزه اتفاقی حذف نشدنی است و اگر همسرش بتواند بدون آن که مستقیما با او در این مورد صحبت کند، از برنامه کاری اش آگاه شود و برنامه یک سفر کوتاه و تفریحی را بچیند، رویایی ترین اتفاقی است که می تواند بیفتد.

هوایم را دارد
زن ها از این که کنترل شوند و کسی با حسادت مدام دنبال شان باشد، بیزارند اما تماس های محبت آمیز بین روز و پیامک هایی که در مورد حال شان می پرسد می تواند در نظر آن ها نشان دهنده عشق همسرشان باشد. آن ها دوست دارند در طول روز و حتی از راه دور هم مورد توجه قرار گیرند و از این که همسرشان به موضوعی بیشتر از آن ها مشغول باشد یا این که حتی برای چند ساعت فراموش شان کند، بیزارند.

رفتارش با من فرق می کند
زن ها خاص بودن را دوست دارند. آن ها می خواهند که رفتار مردشان با همسرش کاملا متفاوت از رفتار او با زنان دیگر باشد. شیوه نگاه کردن، میزان صمیمیت و جنس خنده ها و شادی هایی که شوهرشان در حضور زنان دیگر دارد از نظر آن ها باید کاملا متفاوت از رفتارهایی باشد که با او دارد. زن ها هیچ بدشان نمی آید که این موضوع را به رخ اطرافیان شان بگیرند و در مهمانی ای که همین زنان دیگر حضور دارند، دست همسرشان در دست آن ها قرار گیرد.

غافلگیرم می کند
فراموش کردن مناسبت های مهم و هدیه نخریدن برای شان یک افتضاح واقعی است. زن ها از یک هفته قبل از این مناسبت ها به این فکر می کنند که چطور قرار است غافلگیر شوند و چقدر همسرشان برای این هدیه خریدن وقت گذاشته است. دست خالی بودن در چنین روزی یا پرداختن وجه نقد به جای هدیه ای که با ذوق، وسواس و عشق خریده شده است هر زنی را ناامید می کند. گذشته از مناسب ها، زن ها عاشق دریافت هدیه های بی مناسبت هستند. آن ها دوست دارند هر از گاهی مردشان عشقش را با چنین بسته ای ابراز کند و به او بگوید که هنوز هم برایش ارزشمند است.

قدرم را می داند
در زندگی زناشویی یک واژه کلیدی وجود دارد: «متشکرم». گرچه امروزه اغلب زن و شوهرها از معجزه این کلمه باخبر شده اند اما خیلی ها هم بدون ابراز تشکر نسبت به همسرشان، تنها به این که او این واقعیت را می داند اکتفا می کنند. تحقیقات نشان می دهد، زن و شوهرهایی که از طرف همسرشان مورد قدردانی قرار می گیرند، هم رابطه زناشویی لذت بخش تری دارند و هم از زندگی مشترک شان احساس رضایت بیشتری می کنند

منبع : http://1doost.com

[ چهارشنبه 9 شهریور 1390 ] [ 20:53 ] [ محمد شاه بنده ]

1- زن ها دوست ندارند میهمان نا خوانده داشته باشند, بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی

 آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

2- با همسر خود در هر کاری موافقت کنید , خواهید دید که زندگی چقدر راحت تر می شود!

3- هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید؟

4- وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف

 کنید!

5- وقتی اوضا قمر در عقرب است, لبخند را فراموش نکنید . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید

 یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

6-از تلاشهای همسرتان نشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.

7- به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است. مادری بسیار خوب , عروسی بهتر از دیگر عروسها و

 اگر به این طرز فکر ادامه دهید , او همین طور خواهد شد.

8- خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلبازی کنید . اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی

 مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد و گرنه ممکن است نتیجه خوبی ندهد.

9- همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

10- به جای هدایای گران بها, وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید .. نشان دهید که به او توجه دارید, حتی

 پس از یک روز کار سخت!

برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

11- بدانید زمانی که همسرتان از سردرد شکایت می کند, چاره درد او قرص مسکن نیست,بلکه یک لبخند است.

12- زیباترین واژه در دنیا شاید"متشکرم" باشد ولی با این حال همه شوهران دنیا می دانند که هرگز نباید از

 همسرشان انتظار تشکر داشته باشند! اگر به او گردن بند الماس بدهید, مطمئنا می گوید که زمرد را بیشتر

 دوست دارد!

13- هرگز با همسرتان نجنگید, چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن

 دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید

[ دوشنبه 23 خرداد 1390 ] [ 18:36 ] [ محمد شاه بنده ]

بهترین نعمات و اتفاقات را نصیب شما کند.همیشه لبخند بر لب داشته باشید. با تبسم هم خود آرام می گیرید و

 هم اعتماد به نفس را در وجودتان پرورش می دهید. تبسم و خندیدن موجب ترشح هورمونی در مغز می گردد که

 ترشح آن هنگام درد سبب تسکین درد می شود و احساس خوبی را در شما ایجاد می کند.

تنفس عمیق را تمرین کنید. بیشتر افراد افسرده و بدبین بدون استثنا تنفس سطحی دارند. هنگام دم و بازدم

 عمیق اکسیژن بیشتری به مغز می رسد و کارایی مغز و چاره جویی و تدبیر و خلاقیت آن دو چندان می شود.

 همچنین تنفس عمیق ارامش عضلانی و روحی را به همراه دارد.

به سلامتی خود توجه داشته باشید. توجه به نیازهای جسمی و روحی باعث می شود که سالم و پر انرژی

 باشید و همین مسئله شما را برای روبرو شدن با حوادث تلخ زندگی آماده می سازد. کلام و سخنانی که بر زبان

 می آورید , بر احساس و طرز تفکرتان تاثیر می گذارد. کلام منفی احساس منفی را در شما به وجود می آورد.

 بنابراین هیچگاه نگویید که من ادم ضعیف و بی اراده ای هستم....

همیشه شکست می خورم....آدم خجالتی هستم و غیره. تصویر ذهنی خود را دگرگون کنید و یک تصویر

 امکاناتی برای لذت بردن از آنها وجود دارد. در زندگی به دنبال کسب موفقیت باشید. پیروزی و کسب موفقیت هر

 چند کوچک در زندگی برای رضایت داشتن از زندگی بسیار موثر است. حتما شما هم بعد  از هر پیروزی و

 موفقیتی احساس می کنید که دنیا به رویتان لبخند می زند و وجودتان از شور و شعف انباشته می شود. پس

 برای رسیدن به اهدافتان و موفق شدن تلاش کنید تا بتوانید نسبت به زندگی دید خوبی داشته باشید.

به خدا توکل کنید . اعتماد و توکل به یک موجود عالی و بلند مرتبه همواره مانند یک سوپاپ اظمینان عمل می

 کند. کسانی که از خدا طلب هدایت و کمک می کنند, در بدترین شرایط زندگی همواره به تغییر و دگرگونی و نجات

 از وضعیت اسفبار خود امیدوار هستند. اگر انسانی بدبین هستید که فکر می کنید سرنوشت بدی گریبانگیر تان

 شده است , به خداوند توکل کنید. اعتماد به خدا یک نیروی عظیم را در وجودتان بیدار می کند و هر گونه ترس و

 احساس شکست را در شما از بین می برد. هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید با خود بگویید:

(( امروز به خدا توکل می کنم و اداره امور را به  او می سپارم.))

[ دوشنبه 23 خرداد 1390 ] [ 18:27 ] [ محمد شاه بنده ]

زندگى زناشویى، تشکلى است که بر پایه محبت، بنا نهاده شده و این امر، نقشى حیاتى را در آن بازى مى کند؛ عنصرى که خداوند متعال از آن به عنوان نشانه اى از خود نام برده است. اگر چه اندکى از این سرمایه را خداوند در ابتداى زندگى زناشویى به زن و مرد عطا فرموده، ولى باید آن را چون نهالى دانست که لازم است حفظ و بارور شود


محبت

محبت، انسان را به سوى همشکلى و همسانى با معشوق مى کشاند و این علاقه که در اعماق جان انسان است، باعث مى گردد تا محب به صورت محبوب در آید. همسر هر فرد، مى تواند مهم ترین محبوب و همراه او باشد. اگر در انتخاب همسر، محور، ایمان و حب پروردگار باشد، مى توان امیدوار بود که این ازدواج، منجر به زندگى اى شود که هدف و شالوده آن، رسیدن به قرب الهى است و این که زن و مرد، هر دو تصمیم بگیرند که این عشق و علاقه زمینى را نردبانى سازند براى دست یافتن به رضاى پروردگار».

اکنون به چند روش براى ابراز محبت و افزایش مهر و عطوفت بین همسران، اشاره خواهیم کرد:

 

زن مطیع، فرمانرواى قلب شوهر است

یکى از مهم ترین و حیاتى ترین حس هایى که مردان به آن علاقه دارند، حس مالکیت و مدیریت است. از سوى دیگر، براى حفظ کیان خانواده، لازم است زنى که به زندگى و شوهر خود علاقه مند است، از شوهر خود اطاعت کند و بداند که اگر در تمام شئون زندگى، مطیع او باشد، مهرش چنان در دل مرد نفوذ مى کند که حاضر است براى زن و زندگى اش، هر فداکارى و ایثارى انجام دهد و بهترین حس ها را به همسر خود بدهد و بدین ترتیب است که هم مرد راضى است و هم زن.

 

زنان به کارهاى کوچکى هم که مردان برایشان انجام مى دهند، امتیاز مى دهند

اغلب مردان چنین تصور مى کنند که باید کارى بزرگ و حیرت آور براى همسر خود انجام دهند تا مورد تحسین و قدردانى او واقع شوند و این تصور، باعث مى گردد تا مرد دست به کارى نزند که خشنودى زن را برانگیزد؛ مگر زمانى که بتواند کار بزرگى انجام دهد؛ در حالى که زنان براى کارهاى به ظاهر کوچک مردان نیز امتیاز قائل هستند. براى مثال، یک مرد مى تواند براى سالگرد ازدواج یا تولد همسرش، یک متن محبت آمیز بنویسد و یا هدایاى کوچکى مانند عطر، شکلات یا شیرینى مورد علاقه همسر و یا گل تهیه کرده، به همسرش بدهد و آن گاه معجزه این کار خود را در ایجاد و افزایش علاقه بین خود و همسرش، به تماشا بنشیند.

محبت، مانند سیم برقى است که از وجود محبوب به محب وصل مى گردد و صفات محبوب را به وى منتقل مى سازد و این جاست که انتخاب محبوب، اهمیت مى یابد. به نظر مى رسد که همسر هر فرد، مى تواند مهم ترین محبوب و همراه او باشد

 

اسم همسرتان را نیکو و به بهترین حالت صدا بزنید

به خاطر داشته باشید که اسم یک شخص براى او، شیرین ترین و مهم ترین کلمات در تمام زبان هاست. اشخاص به قدرى به اسم خود علاقه دارند که مى کوشند به هر قیمت که شده، در خاطرها بماند. یکى از موجبات جلب محبت، نام بردن اشخاص با عناوین احترام آمیز و اسم هایى است که طرف مقابل آنها را دوست دارد. بعضى همسران به اشتباه فکر مى کنند از آن جا که با همسر خود صمیمى هستند، لازم نیست اسم او را به احترام صدا بزنند؛ در حالى که باید به خصوص در بین افراد دیگر، اسم همسرتان را به نیکى ببرید. این کار، یکى از راه هاى جلب محبت همسران مى باشد. پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله نیز در حدیثى یکى از راه هاى جلب محبت افراد را صدا کردن و خواندن آنها به محبوب ترین نام هایى که دوست دارند، دانسته است.

 

آقایان، پیام هاى دیدارى را دریافت مى کنند و خانم ها پیام هاى شنیدارى را دوست دارند

مردان، زنانى را دوست دارند که به سلامت و زیبایى خود اهمیت مى دهند. زنان باید سعى کنند با برخى فعالیت هاى جسمانى، نظیر قدم زدن و نرمش، بر سلامت و زیبایى طبیعى و خدادادى خود بیفزایند تا بیشتر مورد توجه همسران خود قرار بگیرند. باید توجه داشت که اگر زنى، خود حس خوبى نسبت به خود نداشته باشد، همسرش به طبع نمى تواند حس خوبى نسبت به او داشته باشد؛ پس زن، باید زیبایى را از درون خود بجوید؛ صرف نظر از این که چقدر تلاش مى کند تا زیباتر به نظر آید. همواره این را باید به خاطر داشت که زیبایى، از درون تراوش مى کند. هنگامى که از درون، احساس خوبى داشته باشید، خوب از خودتان مواظبت کرده، عزت نفس زنانه تان را بیشتر مى کنید و یقیناً این در بیرون نیز نمایان مى گردد.

در مقابل، زنان، پیام هاى سمعى را بیشتر دوست دارند؛ مثل این که همسرشان به آنها بگوید تا چه حد آنها را دوست دارند و از آنها حمایت مى کند. پس مردان باید سعى کنند محبت نهفته در دل خود را با گفتن جمله «دوستت دارم» به همسرشان، آشکار و عیان سازند.

 

مردان باید روحیه همیشه متغیر و متموج زنان را درک کنند

مردان باید توجه داشته باشند که زنان، حالت متغیر دارند و روحیه شان مدام در حال تغییر است؛ گاهى شاد و گاهى بسیار غمگین، گاهى امیدوار و گاهى مأیوس و ناامید مى باشند. دانستن این نکته براى مردان، امرى مهم و ضرورى است. اگر مرد از این حالت زن آگاه باشد، هرگز از تغییر روحیه اى که یکى از علل آن، تغییرات هورمونى زن است، نگران نمى شود؛ بلکه سعى مى کند همسر خود را درک کند و به او کمک کند تا روحیه خود را باز یابد.

 

زنان شاد، خرسند و سرزنده، روشن کننده دل هستند

با خودتان تعهد کنید که باور داشته باشید در جایگاه خود، فرد قابل احترام و مهمى هستید. اگر عزت نفس نداشته باشید، به احتمال فراوان، هیچ کس دیگر هم به شما احترام نمى گذارد. عزت نفس، از صادق بودن با خود سرچشمه مى گیرد. ممکن است در ابتداى زندگى، ویژگى هاى جسمانى از اهمیت بیشترى برخوردار باشند؛ اما پس از مدتى، این اهمیت رنگ مى بازد و آن چه مهم و ضرورى است، ویژگى هاى شخصیتى زن است. زنانى که همیشه شاد هستند و در مورد خود احساس خوبى دارند، بیشتر مورد توجه همسرشان هستند و از جذابیت بیشترى برخوردارند. ناخرسندى و همواره از همه چیز شکایت کردن، مرد را خسته کرده، شور و نشاط زندگى را از او مى گیرد. یکى از راه هاى مهرورزى به مرد، این است که زن، دست از شکایت دائمى از زمین و زمان بردارد.

همان گونه که مردان مى توانند با جمله دوستت دارم، قلب همسر خود را تسخیر سازند و او را صاحب حسى خوشایند کنند، زنان نیز مى توانند با گفتن جملاتی مثل «من در کنار تو آرامش مى یابم» یا «خیلى خوشحالم که مى توانم به تو تکیه کنم»، مرد را سرشار از عشق و محبت کنند و او را بیش از پیش، به خود علاقه مند سازند

 

براى زن خود، حق ناراحت شدن قائل باشید

اگر شما یک مرد هستید، باید به این نکته توجه داشته باشید که زن ها وقتى حاضرند به حرف هاى شما گوش بدهند که برایشان حق ناراحت شدن قائل باشید. یکى از شیوه هاى رایج شروع کردن دعوا بین همسران، بى اعتبار دانستن احساسات و افکار زن است. وقتى مرد مى گوید: «آخه واسه چى ناراحتى» یا «این که ناراحتى نداره» و یا «این موضوع این قدر مهم نیست»، براى زن خیلى گران تمام مى شود و زن، این چنین تلقى مى کند که نمى تواند حتى از احساسات خود صحبت کند

[ چهارشنبه 18 خرداد 1390 ] [ 09:51 ] [ محمد شاه بنده ]

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دستشو
گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست
و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم.
اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد.


هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود,
باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم.
بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم, از من پرسید چرا؟!


اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری
خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی


اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک می
ریخت, می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون اومده و
چرا؟
اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم, چرا که من
دلباخته یک دختر جوان به اسم"دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی
نداشتم.

من و اون مدت ها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس
ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم,
خونه, سی درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یک نگاه به برگه ها
کرد و بعد همه رو پاره کرد.

زنی که بیش از ده سال باهاش زندگی کرده بودم تبدیل به یک غریبه شده بود
و من واقعا متاسف بودم و می دونستم که اون ده سال از عمرش رو برای من
تلف کرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من کرده, اما
دیگه خیلی دیر شده بود و من عاشق شده بودم.

بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه کرد, چیزی که انتظارش رو داشتم.
به نظر من این گریه یک تخلیه هیجانی بود.بلاخره مسئله طلاق کم کم داشت
براش جا می افتاد. فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم که یک
نامه روی میز گذاشته! به اون توجهی نکردم و رفتم توی رختخواب و به خواب
عمیقی فرو رفتم. وقتی بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست, وقتی
اون رو خوندم دیدم شرایط طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی خواست به
جز این که در این مدت یک ماه که از طلاق ما باقی مونده بهش توجه کنم.

اون درخواست کرده بودکه در این مدت یک ماه تا جایی که ممکنه هر دومون به
صورت عادی کنار هم زندگی کنیم, دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در
ماه آینده امتحان مهمی داشت و همسرم نمی خواست که جدایی ما پسرمون رو
دچار مشکل بکنه!

این مسئله برای من قابل قبول بود, اما اون یک درخواست دیگه هم داشت: از
من خواسته بود که بیاد بیارم که روز عروسی مون من اون رو روی دست هام
گرفته بودم و به خانه اوردم. و درخواست کرده بود که در یک ماه باقی مونده
از زندگی مشترکمون هر روز صبح اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت
روی دست هام بگیرمو راه ببرم.

خیلی درخواست عجیبی بود, با خودم فکر کردم حتما داره دیونه می شه.


اما برای این که اخرین درخواستش رو رد نکرده باشم موافقت کردم.

وقتی این درخواست عجیب و غریب رو برای "دوی"تعریف کردم اون با صدای بلند خندید گفت:
به هر باید با مسئله طلاق روبرو می شد, مهم نیست داره چه حقه ای به کار می بره..



مدت ها بود که من و همسرم هیچ تماسی با هم نداشتیم تا روزی که طبق شرایط
طلاق که همسرم تعین کرده بود من اون رو بلند کردم و در میان دست هام
گرفتم.
هر دومون مثل آدم های دست و پاچلفتی رفتار می کردیم و معذب بودیم..
پسرمون پشت ما راه می رفت و دست می زد و می گفت: بابا مامان رو تو بغل
گرفته راه می بره.

جملات پسرم دردی رو در وجودم زنده می کرد, از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و
از اون جا تا در ورودی حدود ده متر مسافت رو طی کردیم.. اون چشم هاشو بست
و به آرومی گفت: راجع به طلاق تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو!

نمی دونم یک دفعه چرا این قدر دلم گرفت و احساس غم کردم.. بالاخره دم در
اون رو زمین گذاشتم, رفت و سوار اتوبوس شد و به طرف محل کارش رفت, من هم
تنها سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم.

روز دوم هر دومون کمی راحت تر شده بودیم, می تونستم بوی عطرشو اسشمام
کنم. عطری که مدتها بود از یادم رفته بود. با خودم فکر کردم من مدتهاست
که به همسرم به حد کافی توجه نکرده بودم. انگار سالهاست که ندیدمش, من از
اون مراقبت نکرده بودم.

متوجه شدم که آثار گذر زمان بر چهره اش نشسته, چندتا چروک کوچک گوشه چماش
نشسته بود,لابه لای موهاش چند تا تار خاکستری ظاهر شده بود!
برای لحظه ای با خودم فکر کردم: خدایا من با او چه کار کردم؟!

روز چهارم وقتی اون رو روی دست هام گرفتم حس نزدیکی و صمیمیت رو دوباره
احساس کردم.

این زن, زنی بود که ده سال از عمر و زندگی اش رو با من سهیم شده بود.

روز پنجم و ششم احساس کردم, صیمیت داره بیشتر وبیشتر می شه, انگار دوباره
این حس زنده شده و دوباره داره شاخ و برگ می گیره.

من راجع به این موضوع به "دوی" هیچی نگفتم. هر روز که می گذشت برام آسون
تر و راحت تر می شد که همسرم رو روی دست هام حمل کنم و راه ببرم, با خودم
گفتم حتما عظله هام قوی تر شده. همسرم هر روز با دقت لباسش رو انتخاب می
کرد. یک روز در حالی که چند دست لباس رو در دست گرفته بود احساس کرد که
هیچ کدوم مناسب و اندازه نیستند.با صدای آروم گفت: لباسهام همگی گشاد
شدند.
و من ناگهان متوجه شدم که اون توی این مدت چه قدر لاغر و نحیف شده و به
همین خاطر بود که من اون رو راحت حمل می کردم, انگار وجودش داشت ذره ذره
آب می شد. گویی ضربه ای به من وارد شد, ضربه ای که تا عمق وجودم رو
لرزوند. توی این مدت کوتاه اون چقدر درد و رنج رو تحمل کرده بود, انگار
جسم و قلبش ذره ذره آب می شد. ناخوداگاه بلند شدم و سرش رو نوازش کردم..
پسرم این منظره که پدرش , مادرش رو در اغوش بگیره و راه ببره تبدیل به یک
جزئ شیرین زندگی اش شده بود.
همسرم به پسرم اشاره کرد که بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو
در آغوش فشرد.

من روم رو برگردوندم, ترسیدم نکنه که در روزهای آخر تصمیم رو عوض کنم.
بعد اون رو در آغوش گرفتم و حرکت کردم. همون مسیر هر روز, از اتاق خواب
تا اتاق نشیمن و در ورودی.دستهای اون دور گردن من حلقه شده بود و من به
نرمی اون رو حمل می کردم,
درست مثل اولین روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در اغوش گرفتم به
سختی می تونستم قدم های آخر رو بردارم.

انگار ته دلم یک چیزی می گفت: ای کاش این مسیر هیچ وقت تموم نمی شد.
پسرمون رفته بود مدرسه, من در حالی که همسرم در اغوشم بود با خودم گفتم:
من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و نزدیکی در زندگی مون
توجه نکرده بودم.

اون روز به سرعت به طرف محل کارم رانندگی کردم, وقتی رسیدم بدون این که
در ماشین رو قفل کنم ماشین رو رها کردم, نمی خواستم حتی یک لحظه در
تصمیمی که گرفتم, تردید کنم.

"دوی" در رو باز کرد, و من بهش گفتم که متاسفم, من نمی خوام از همسرم جدا بشم!

اون حیرت زده به من نگاه می کرد, به پیشانیم دست زد و گفت: ببینم فکر نمی
کنی تب داشته باشی؟
من دستشو کنار زدم و گفتم: نه! متاسفم, من جدایی رو نمی خوام, این منم که
نمی خوام از همسرم جدا بشم.

به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم.

زندگی مشترک من خسته کننده شده بود, چون نه من و نه اون تا یک ماه گذشته
هیچ کدوم ارزش جزییات و نکات ظریف رو در زندگی مشترکمون نمی دونستیم.
زندگی مشترکمون خسته کننده شده بود
نه به خاطر این که عاشق هم نبودیم بلکه به این خاطر که اون رو از یاد برده بودیم.

من حالا متوجه شدم که از همون روز اول ازدواج مون که همسرم رو در آغوش
گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم که تا لحظه مرگ همون طور اون رو در آغوش
حمایت خودم داشته باشم. "دوی" انگار تازه از خواب بیدار شده باشه در حالی
که فریاد می زد در رو محکم کوبید و رفت.

من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم.
یک سبد گل زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم.
دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد گل تون می نویسید؟
و من در حالی که لبخند می زدم نوشتم :

از امروز صبح, تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم, تو روبا پاهای
عشق راه می برم, تا زمانی که مرگ, ما دو نفر رو از هم جدا کنه.


***

جزئیات ظریفی توی زندگی ما هست که از اهمیت فوق العلاده ای برخورداره,
مسائل و نکاتی که برای تداوم و یک رابطه, مهم و ارزشمندند.

این مسایل خانه مجلل, پول, ماشین و مسایلی از این قبیل نیست.

این ها هیچ کدوم به تنهایی و به خودی خود شادی افرین نیستند.

پس در زندگی سعی کنید:
زمانی رو صرف پیدا کردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی تون کنید.
چیزهایی رو که از یاد بردید, یادآوری و تکرار کنید و هر کاری رو که باعث
ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون می شه, انجام
بدید..
زندگی خود به خود دوام پیدا نمی کنه.
این شما هستید که باید باعث تداوم زندگی تون بشید.
اگر این داستان رو برای فرد دیگه ای نقل نکنید هیچ اتفاقی نمی افته,
اما یادتون باشه که اگه این کار رو بکنید شاید یک زندگی رو نجات بدید

[ چهارشنبه 18 خرداد 1390 ] [ 09:38 ] [ محمد شاه بنده ]

<<    1      2      3      4      5   

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 79896
بک لینک طراحی سایت