فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
X
تبلیغات
رایتل
آموزش مهارت های زندگی
درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی 
قالب وبلاگ

اگر در زندگی زناشویی این ۴۰ گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود.

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

۲- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی*دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

۳- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی*طرفانه قضاوت کنیم.

۴- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن*قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

۵- مثبت*نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه*های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

۶- خوش*بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش*بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می*شود.

۷- یک*دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می*شود و یکدلی به وجود می*آورد.

۸- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می*کند حتی*الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف*های او توجه داریم.

۹- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت*های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت*های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

۱۰- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می*برد ما هستیم.

۱۱- خوش قول باشیم؛ برای حرف*ها و قول*های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش*قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

۱۲- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و … حفظ کنیم.

۱۳- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می*باشد.

۱۴- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می*توانیم مالک قلب*های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

۱۵- محبت*پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

۱۶- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه*های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه*های زندگی را سست می*کند.

۱۷- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

۱۸- به ارزش*های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش*ها از ارکان و ستون*های اصلی خانواده محسوب می*شوند و مقید بودن به ارزش*ها موجب دوام و استحکام خانواده می*شود و اصالت آن را حفظ می*کند.

۱۹- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می*شود خواسته*های خود را به راحتی بیان کند.

۲۰- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می*توانیم به هدف*های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

۲۱- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می*شود.

۲۲- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت*ها و همکاری*هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه*های خاصی نیازمند نیستیم!

۲۳- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته*اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

۲۴- برنامه*ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه*ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می*بخشد.

۲۵- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

۲۶- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می*کردم؟»

۲۷- به خواسته*ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

۲۸- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده*اند «خیرالامور اوسط*ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و…) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می*شویم.

۲۹- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می*تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

۳۰- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می*شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می*کند.

۳۱- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی*های زندگی*مان را می*پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می*شود.

۳۲- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی*کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی*گذارد.

۳۳- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته*تر است.

۳۴- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

۳۵- سختی*ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک*تر می*نماید.

۳۶- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

۳۷- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می*برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

۳۸- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می*شود.

۳۹- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه*دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می*شود. هرگز نباید از نقطه ضعف*ها به عنوان اسلحه*ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

۴۰- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم

[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 14:53 ] [ محمد شاه بنده ]

وقتی اندیشههای پریشان کننده درباره همسرتان و رابطهای که با او دارید پابرجا و محکم میشوند میتوانند ازدواج شما را به مخاطره بیندازند، آیا خود را یک قربانی و یا یک حقبهجانب تلقی میکنید؟ در این صورت بدانید که شرایط را برای کلافه کردن خود مهیا میسازید...


در زندگی زناشویی تا پیش از آنکه شناخت دقیقی از روحیات، حالات، عواطف، نگرشها و ارزشهای طرفین حاصل شود و هریک از طرفین این رابطه نوع انتظارات و توقعات خود را از یکدیگر روشن کنند در معرض عوامل تهدید کننده بسیاری است. در مقاله زیر برخی از این عوامل تهدید کننده و خطرساز و راههای برطرف کردن آنها مرور شده است.



انتقاد

اگر شما یا همسرتان در زمینه انتقاد مشکلاتی دارید بدانید که زندگی زناشویی شما در خطر است. وقتی مورد انتقاد قرار میگیرید احساس میکنید اشکالی در شما وجود دارد از اینرو ممکن است دلگیر شوید و رنجش به دل بگیرید. واکنش مثبت نشان دادن به انتقاد هم هرگز ساده نیست زیرا به شخصیت شما حمله شده است.
اگر با انتقاد کننده موافقت کنید و نظرش را بپذیرید در واقع در حمله به خودتان شریک او شدهاید و اگر انتقاد را نپذیرید حالت تدافعی پیدا میکنید. جواب سازنده دادن به انتقاد بسیار دشوار است.



درمان : 
برای برخورد با آثار مخرب انتقاد باید نظر خود را بهگونهای با همسرتان در میان بگذارید که او آن را حمله به خود تلقی نکند. باید مشخصتر صحبت کنید و حتی*المقدور آن را به شکل گلایه مطرح سازید.




تحقیر و اهانت

تحقیر و اهانت نابودکننده عشق در ازدواج است؛ پس بهتر است که شما و همسرتان به یکدیگر احترام بگذارید و تا حد امکان در مقام تحقیر کردن یکدیگر نباشید. کسی که تحقیر میشود و مورد اهانت قرار میگیرد به احساسی از خشم و بیارزش بودن میرسد. زندگی کردن با کسی که به شما توهین میکند بسیار دشوار است.


درمان : 
زن و شوهر هرکدام از تحقیر و اهانت استفاده میکنند باید این روش را کنار بگذارند و بهجای آن تا حد امکان از روش تاییدآمیز و تعریف و تحسین استفاده کنند. باید کاری کنید که نسبت مثبتها به منفیها در زندگی زناشویی شما افزایش یابد.




رفتار تدافعی

اگر به این نتیجه رسیدید که شما رفتار تدافعی ندارید اما همسر شما از رفتار تدافعی استفاده میکند ممکن است کاملاً با خود صادق نبوده باشید. رفتار تدافعی اغلب یک خیابان دوطرفه است و نشانههایی از ترس و هراس را در خود دارد. به عبارت دیگر کسی که از یک حمله احتمالی، واقعی یا خیالی میترسد رفتار تدافعی اتخاذ میکند.



درمان : 
آرام شدن و آرام گرفتن نخستین کاری است که باید صورت دهید. اگر شما رفتار تدافعی دارید بعید نیست تحت تاثیر رفتار منفی همسرتان کلافه شدهاید. در این صورت لازم است که به خود آرامش بدهید و به اندیشه خود دقیق شوید و نشانههای ناراحتی درونی را پیدا کنید.




سکوت
وقتی که کسی در برابر شما سکوت میکند ممکن است به این نتیجه برسید که همسرتان سرد، بیعاطفه و حتی با احساس برتری است. احساس میکنید که همسرتان به شما واکنش نشان نمیدهد و برای احساساتتان بهایی قایل نیست. احساس میکنید به شما بیاعتنایی میکند و بیتوجه شما را زیرپا میگذارد.
اما سکوتکنندگان اغلب خود را خنثی و بیطرف توجیه میکنند اما خودشان را منفی نمیدانند. کسی که سکوت میکند میخواهد خودش را از ماجرا بیرون بکشد، میخواهد به آرامش برسد و حتی فرار را بر قرار اختیار کند.
اما در مورد ازدواجهایی که زن و شوهر هر دو از سیاست سکوت استفاده میکنند باید گفت که فروپاشی ازدواج در این نوع خانوادهها بسیار زیاد است.



درمان : 
باید قبل از هر کاری، سعی کنید به آرامش برسید. باید بیاموزید که به شکلی غیرتدافعی گوش بدهید و صحبت کنید.




اندیشههای پریشان کننده

وقتی اندیشههای پریشان کننده درباره همسرتان و رابطهای که با او دارید پابرجا و محکم میشوند میتوانند ازدواج شما را به مخاطره بیندازند، آیا خود را یک قربانی و یا یک حقبهجانب تلقی میکنید؟ در این صورت بدانید که شرایط را برای کلافه کردن خود مهیا میسازید. طرز فکر شما، حتی اگر درباره آن با کسی صحبت نکنید روی برخوردی که با همسرتان میکنید تاثیر میگذارد.


درمان : 
ابتدا باید این انگارههای فکری را شناسایی کنید. باید هر وقت به سراغتان میآیند مچ آنها را بگیرید. بعد باید بدانید که مجبور نیستید این افکار را باور کنید، میتوانید آنها را تغییر دهید.




فاصله گرفتن و منزوی شدن
اگر احساس میکنید که کلافه شدهاید، ممکن است بخواهید از همسرتان دوری کنید و گاه بیآنکه این را متوجه شوید چنین کاری میکنید. اگر فکر میکنید مسایل زندگی شما جدی هستند، ممکن است امیدتان را به آن از دست بدهید. اگر احساس میکنید صحبت با همسرتان در این مورد بیفایده است در جهت نومیدی و دلسردی حرکت میکنید و اینگونه ممکن است نتوانید بر مشکلات خود غلبه کنید.


درمان : 
مشکلی که در این میان وجود دارد، همان کلافه شدن است. اگر بتوانید این احساسات را در خود ملایم کنید، راه را برای اصلاح شرایط دشوار خود هموار میکنید. تغییر، زمان می برد. یکسره تلاش کنید. عادات قدیمی و افکار کهنه یک دفعه عوض نمی شود. صبر داشته باشید.




توصیه های کلی در مورد حل اختلافات

با رعایت توصیه های زیر می توانید رابطه ای رضایت بخش و دور از تحقیر و سرزنش با همسرتان برقرار کنید :

مشخص حرف بزنید : 
رسیدگی به خبرها و اظهارات عینی و ملموس، آسان تر از رسیدگی به حرفهای انتزاعی و کلی است. با مشخص حرف زدن می توانید افکارتان را روشن کرده و احتمال به توافق رسیدن را بیشتر کنید.


من - پیام بدهید. جمله خود را با ضمیر" من" آغاز کنید و احساساتتان را بیان کنید. به این ترتیب مسئولیت رفتارتان را می پذیرید و از سرزنش کردن همسرتان پرهیز می کنید.


حکم های مطلق را کنار بگذارید : 
به کار بردن کلماتی مثل" همیشه"، "هرگز"، نباید" و .. مشکل را بزرگ جلوه می دهد و جایی برای خطای انسانی نمی گذارد. پس از بیان چنین کلماتی خودداری کنید.


راه حل ها همیشگی نیستند. هیچ راه حلی لزوما مادام العمر و همیشگی نیست. وقتی راه حلها آزمایشی باشند طرفین بیشتر به توافق می رسند. با یکدیگر عهد ببندید به توافق تان عمل کنید. مدتی به آن عمل کنید سپس آن را مورد ارزیابی قرار دهید و در صورت لزوم تغییراتی در آن ایجاد کنید.


هر بار یک مساله را حل کنید : 
بعضی از زن و شوهرها می خواهند در آن واحد چند مشکل را حل کنند. انها با این کار تنش رابطه را بیشتر می کنند. راه حلها را به صورت گام های کوچک اجرا کنید. صبور باشید! هر بار مشکل مشخصی را مطرح کنید.



تغییر، زمان می برد : 
یکسره تلاش کنید. عادات قدیمی و افکار کهنه یک دفعه عوض نمی شود. صبر داشته باشید.

فکر و احساس خود را باز گو کنید. حتی وقتی فکر یا احساس شما غیر واقع بینانه و خودخواهانه به نظر می رسد هم از مطرح کردن آن نترسید. گاهی اوقات پس از طرح فکر و احساس خود از این که می فهمید همسرتان فلان چیز را در مورد شما نمی دانسته تعجب می کنید.


یاد بگیرید عادات خود را کنار بگذارید : 
توجیهات و استدلالهای مخرب و بی ثمر خود را بشناسید و کنار بگذارید. در عوض سعی کنید بفهمید بیشتر درباره چه چیزهایی بگومگو می کنید. مصالحه اثر بخش اگر چه ایده آل نیست ولی از راه حل بی نظیری که به همسری متنفر تحمیل شده باشد، بهتر است . بردن در بحث ها و بگو مگوها، شادی و آرامش نمی آورد

[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 14:52 ] [ محمد شاه بنده ]

1 - دنیایتان را گسترده تر کنید
مطمئناً همسرتان به خاطر اینکار از شما تشکر می کند. با اینکه لازم نیست با هر کسی که از راه برسد ارتباط دوستی برقرار کنید، هیچ دلیلی هم وجود ندارد که نتوانید از آن دیواری که اکثر ما بعد از ازدواج دور خودمان می کشیم عبور کنید و روابطتان را گسترده تر کنید. وقتی اجازه دهید دوستان و خویشاوندان وارد دنیایتان شوند و با آنها معاشرتی سالم داشته باشید، زندگی از آن حالت یکنواختی خارج خواهد شد.



2 - قدردان باشید
شاید کمی کلیشه ای باشد اما خیلی خوب عمل می کند. چند وقت پیش شعری نوشتم که در آن تشکر و قدردانی ام را به خاطر همه کارهایی که همسرم انجام می دهد نشان دهم. وقتی روی کاغذ می بینم که چقدر شوهرم برای تامین خانواده اش زحمت می کشد دیگر برای با صدا غذا خوردن و انداختن کفش های گوشه اتاق ناراحت نمی شوم.


3 - با عشق زندگی کنید
خلاصه بگویم، عشق و شور جنسی عالی است اما بعد از گذشت 10 سال از ازدواج، ممکن است این شور و عشق از بین برود. من فهمیده ام که هر چقدر به شور و عشقم به مسائلی که به شوهرم بر میگردد، توجه کنم، با شور و اشتیاقی بیشتر از قبل به سمت او برمی گردم.


4 -سازگارباشید
همیشه می گویند، باید با آنچه که دارید شاد و خوشبخت باشید نه با چیزهایی که ندارید. برای من این مسئله نه تنها در مورد اشیاء بلکه درمورد خصوصیات شخصیتی هم صدق می کند. مهم نیست که آشپزخانه خانه مان به سبک 50 سال پیش باشد و مبلمان هم دیگر فرسوده شده باشد، همین که می دانم شوهری دارم که نهایت تلاشش را برای خوشحال کردن من و بچه ها می کند برایم کافی است و سپاسگذارم.


5 - از خوشی های ساده لذت ببرید
این یکی از مهمترین عادت هاست که خوشبختی را تضمین می کند. برای من و شوهرم یک شام رویایی در رستورانی مجلل یا یک دست مبلمان تازه این خوشحالی را ایجاد نمی کند ( با اینکه ماهی یکبار برای شام با هم بیرون می رویم و این خودش خیلی است ). با هم و در کنار هم غذا پختن در آشپزخانه و برای ناهار با بچه ها به پیک نیک رفتن برایمان واقعاً لذت بخش است

[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 14:51 ] [ محمد شاه بنده ]

یک مرد فکر می کند همین که در خانه باشد نشان دهنده صمیمیت او با همسرش است، آنها حساب نمی کنند که در زمان حضور در اتاق پای کامپیوتر هستند یا فیلم می بینند یا خواب هستند یا...

تا به حال شنیده اید که زبانی که زنان حرف می زنند متفاوت از زبانی است که آقایان استفاده می کنند. مثلا وقتی یک خانم می گوید « حرفش را نزن، اصلا برایم مهم نیست »، در واقع می خواهد به طرف مقابل بفهماند که نه تنها موضوع برایش مهم است بلکه باعث ناراحتی اش هم شده است. اما کمتر مردی است که این موضوع را بداند و تعبیر درستی از آن داشته باشد، حالا این موضوع ساده را به تمام وجوه زندگی تعمیم دهید تا درک کنید زنان چه رازهای بزرگی هستند. مردانی که نتوانند راز شخصیت زنان را کشف کنند خواه ناخواه دچار اشتباه های بزرگی در قبال آنها می شوند تا جایی که ممکن است زندگی و رابطه شان تحت الشعاع قرار بگیرد. در این مطلب شما را با ۹مورد از این اشتبا هات رایج مردها آشنا می کنیم تا شاید کمی به مردها کمک شود که رفتار همسرشان را رمزگشایی کنند.
تفاوت هایی از دوران غارنشینی
بیشتر زوج ها اگر بخواهند رابطه ای موفق داشته باشند به حرف زدن اهمیت زیادی می دهند، اما با این همه حرف زدن باز هم مردها می گویند که فکر می کنند زنان یک راز بزرگ هستند و نمی توان از کار آنها سر درآورد و همین عدم شناخت باعث می شود که اختلاف عقیده ای کوچک مثل جارو کردن خانه یا چیدن ظرف ها در ماشین ظرفشویی منجر به دعوایی اساسی شود و به جاهایی برسد که طرفین شروع کنند از همه چیز و حتی خانواده های هم ایراد گرفتن.در این مواقع نمی توان گفت هر دو طرف بی تقصیرند ولی شاید تقصیر چندانی نداشته باشند و همه اینها ناشی از تفاوت دیدگاه هایشان باشد. باید بدانید خانم ها و آقایان بیشتر از آنکه فکرش را بکنید با هم متفاوت هستند. دکتر آلیسون آرمستانگ، روانشناس کالیفرنیایی می گوید: این تفاوت ها از همان دوران غارنشینی تا زندگی های مدرن امروزی در زندگی زنان و مردان وجود داشته است.

اشتباه یک : چرا مردها حرف خانم های شان را گوش نمی کنند؟

به نظرتان آشنا نمی آید؟ بیشترین شکایت خانم ها این است که مردشان به حرف آنها گوش نمی دهد.
متاسفانه مردها قدرت یک گفت وگوی ساده و عاشقانه را دست کم می گیرند.خانم ها طی گفت وگو دوپامین یا همان هورمون لذت در بدن شان بالا می رود و در نتیجه طی این گفت وگو ارتباط قوی تر می شود اما برای بیشتر مردها گفت وگو اینقدر اهمیت ندارد.مردها متوجه نمی شوند که خانم ها حرف می زنند تنها برای اینکه احساس کنند به طرف مقابل وصل هستند، آنها فکر می کنند که همسرشان حرف می زند که خواسته اش را مطرح کند.از طرف دیگر مردها به طور غریزی می خواهند مشکلات همسرشان را حل کنند، حتی اگر خانم از او کمک نخواهد.


راه حل : یک عبارت هست که می تواند برای خانم ها معجزه کند: « برای من از خودت بیشتر بگو» و اگر شما می خواهید واقعا او را خوشحال کنید، بگویید: « من به حرف هایت علاقه مندم »اشتباه دوم : مردها پیشنهاد کمک نمی دهند
خانم های شاغل بیشتر اوقات روزشان را در دفتر کار سپری می کنند و بعد هم باید مشغول غذا پختن و رسیدگی به خانه شوند، آیا به نظر شما این توقع زیادی است که زنی انتظار داشته باشد بدون اینکه از همسرش بخواهد ظرف ها را بشوید؟
وقتی یک زن کمک می خواهد یا به کمک نیاز دارد، ممکن است به طور مستقیم خواسته اش را مطرح نکند و هیچ کس هم انتظار ندارد که یک خانم هیچ وقت به کمک احتیاج نداشته و مانند یک شیرزن از کسی انتظاری نداشته باشد.
قبول کنید که این فراتر از توانایی یک زن معمولی است، مردی که قدرت جارو کردن در استحکام یک رابطه را متوجه نشود به احتمال زیاد با همسرش مشکل خواهد داشت، مردها باید بدانند که امور خانه در روحیه همسرشان به شدت تاثیر می گذارد.


اما چگونه؟ برای بیشتر زن ها، کارهای خانه و تمیز بودن آن نقش مهمی در احساس شان نسبت به زندگی دارد و اینکه همسرشان در این امر به آنها کمک کند می تواند به زندگی امیدوارشان کند.
راه حل: اول از همه شما به عنوان یک مرد باید با دیدن تلویزیون و فیلم ها متوجه شوید که یک زن چه کارهایی انجام می دهد
احتمالا خواهید دید که بیشتر اوقات خانم ها آرام و قرار ندارند، اگر همسر شما نیز چنین است هر چه سریع تر به کمکش بشتابید و دوم اینکه مردها نیاز دارند که کلمه « کمک » را از پیشنهادهای خود حذف کنند. یک زن برای اینکه توانایی اش را نشان دهد جواب طبیعی اش به پیشنهاد کمک « نه » است؛یعنی می گوید « ممنون خودم انجام می دهم » پیشنهاد می کنیم به عنوان شوهر از او بپرسید « آیا کاری هست که بتوانم انجام دهم؟ »

نکته مهم : از قانون طلایی « ارتباط موفق » چیزی شنیده اید
بارها و در جاهای مختلف درباره تفاوت های زن و مرد صحبت شده ولی برای بیشتر مردها رفتار زن ها همچون یک راز است و شاید غفلت از همین تفاوت ها گاهی باعث می شود یک موضوع کوچک و یک اختلاف نظر جزئی تبدیل به یک دعوای بزرگ و دلخوری زیاد شود. قانون طلایی برای حل این مشکل این است؛ همان گونه که دیگران با شما رفتار می کنند با آنها رفتار کنید، مردها معمولا همان گونه که دوست دارند همسرشان با آنها رفتار کند با او رفتار می کنند و همین باعث به وجود آمدن اختلافات می شود چون زن ها و مردها متفاوتند.

اشتباه سوم : او با شما فرق دارد

آیا تا به حال دیده اید که بعضی از مردها وقتی می خواهند خیلی همسرشان را خوشحال کنند به او وسایلی چون ایکس باکس هدیه می دهند، چون همان کاری را می کنند که دوست دارند همسرشان انجام دهد. وقتی مردی هدیه می دهد بیشتر به نیازهای خودش فکر می کند نه اینکه همسرش چه وسیله ای نیاز دارد و در نهایت همین رفتار اثر خود را در زندگی نشان می دهد.
البته این فقط یک ویژگی مردانه نیست، همه مردم به طور طبیعی فکر می کنند دیگران نیز خواسته هایی شبیه خودشان دارند، چون همه فکر می کنند دیگران هم شبیه آنها هستند.
مردان و زنان عموما خواسته هایی همساز دارند اما اگر زن و شوهری اینگونه نباشند مشکلات زیادی برایشان پیش می آید.


راه حل : مردها نیاز دارند درباره احتیاجات همسرشان بیشتر بدانند، اینکه چطور باید او را حمایت کنند و اینکه او چگونه شوهری را دوست دارد؟
به دست آوردن این اطلاعات خیلی سخت نیست تنها کافی است از همسرتان سؤال کنید. به خانم تان اجازه دهید که به راحتی با شما ارتباط برقرار کند و توقعاتش را بگوید.
اشتباه چهارم : چرا او ساکت است؟
مردها فکر می کنند وقتی همسرشان یک روز با آنها صحبت نمی کند حتما در حال جریمه کردن آنهاست اما حقیقت این است که روحیه او آسیب دیده و نمی تواند صحبت کند. گاهی همین سکوت مردها را به اشتباه می اندازد و باعث می شود وضعیت را بدتر کنند. مرد می خواهد به زن اجازه دهد تا خودش حالش خوب شود اما باید بداند طولانی شدن سکوت زن می تواند عواقب بدی به دنبال داشته باشد. مردها فکر می کنند سکوت خوب است و حال زن را خوب می کند اما برای زن این سکوت، آرامش پیش از توفان است.


راه حل : وقتی یک زن ساکت است، باید مرد از او علت سکوتش را بپرسد، مردها باید همیشه همسرشان و احساسات او را چک کنند
باید بدانید که عبارت معجزه آسا در این مواقع این است « عزیزم در ذهنت چه می گذرد؟ » در این مواقع باید مرد بیش از همیشه خود را دلسوز نشان دهد چون در این صورت زن احساس امنیت می کند و راحت تر احساسات واقعی اش را مطرح می کند.
اگر نمی دانید چگونه گفت وگو را شروع کنید می توانید بگویید «من نمی دانم چه کاری کرده ام، اما خیلی متاسفم که ...»

اشتباه پنجم : مردها دلایلشان را توضیح نمی دهند

این یک شکایت رایج زن ها نسبت به مردهاست، چرا همسرم آنچه را که فکر می کند، به من نمی گوید. در عصر حجر مردها برای شکار نیاز داشتند تا جایی که می توانند کالری ذخیره کنند، اما امروز مردها، کلمات را برای خودشان نگه می دارند و سعی می کنند احساساتشان را پنهان کنند. وقتی خانمی به همسرش پیشنهاد می دهد که به سینما بروند ممکن است مرد بدون هیچ توضیحی تنها بگوید « نه!» هرچند در ذهن خود دلایل روشنی دارد مثل اینکه جای پارک پیدا نمی شود یا خیلی خسته است و... اما چون خانم ها این دلایل را نمی دانند دچار سوء تفاهم می شوند. مثلا زن فکر می کند که همسرش دوستش ندارد و نمی خواهد با او وقت بگذراند.


راه حل : باید با همسرتان بیشتر صحبت کنید
مردهایی که تصمیم هایشان را برای همسرشان توضیح می دهند حدود ۱۰۰برابر بیشتر از مردهای دیگر در زندگی موفق هستند، این مردها حتی اگر با همسرشان مخالفت کنند چون برای او توضیح می دهند، تنش به وجود نمی آورند.



اشتباه ششم : مردها فکر می کنند حضور فیزیکی در خانه کافی است
یک مرد فکر می کند همین که در خانه باشد نشان دهنده صمیمیت او با همسرش است، آنها حساب نمی کنند که در زمان حضور در اتاق پای کامپیوتر هستند یا فیلم می بینند یا خواب هستند یا... برای مردها تنها فعالیت های ۲ نفره می تواند نشان دهنده صمیمیت باشد، در این فعالیت های ۲ نفره حضور ۲ نفر برای مرد آرامش بخش است.
اما برای زن ها اینگونه نیست، او برای اینکه احساس آرامش کند باید مطمئن شود که همسرش به لحاظ احساسی، فیزیکی و ذهنی با او همراه است.

راه حل: ۳ کار را فراموش نکنید زن ها برای داشتن یک رابطه موفق نیاز دارند که هم صحبت کنند، هم توجه کافی دریافت کنند و هم با همسرشان ارتباط حسی و فیزیکی داشته باشند و در نتیجه این حالات احساس صمیمیت بیشتری می کنند.



اشتباه هفتم : مردها می گویند همسرشان به آنها توجه کافی ندارد
باید بدانید که خانم ها به راحتی می توانند چند کار را با هم انجام دهند و این جزو طبیعت آنهاست، اما مردها اینگونه نیستند. به عنوان مثال یک خانم هم می تواند تلفن جواب دهد، هم به غذا سرکشی کند و هم با شوهرش درباره یک موضوع مهم صحبت کند، اما در این مواقع مرد فکر می کند همسرش به او بی توجه است. مردها به دنبال توجه کامل هستند و می خواهند وقتی حرف می زنند همسرشان هیچ کاری نکند، در صورتی که نمی دانند که همسرشان به حرف ها با توجه کامل گوش می کند. با همه این حرف ها یک مرد چطور می تواند توجه کامل همسرش را جلب کند؟


راه حل : بهترین کار این است که هنگام صحبت دست های همسرتان را در دست بگیرید، با این راه دیگر گمان نمی کنید که او نسبت به حرف هایتان بی توجه است.

اشتباه هشتم : مردها بیشتر به خودشان توجه می کنند تا همسرشان
یکی از رایج ترین اشتباهات مردان هنگام ارتباط با همسر یا نامزدشان این است که اصلا به نیازهای عاطفی متفاوت همسرشان توجه نمی کنند و بیشتر توجه آنها به احساسات خودشان است. از طرف دیگر برای زنان نیز چندان مهم نیست که مردان درباره آنها چه فکر می کنند، همه آنچه برای آنها اهمیت دارد احساس خودشان نسبت به مرد زندگی شان است. یک زن چندان توجه نمی کند که شما چقدر می خواهید او را تحت تاثیر قرار دهید. اگر شما خودتان فکر می کنید همسر یا نامزد خوبی هستید، در احساسات او تاثیر خاصی ندارد. او چندان توجه نمی کند که شما در دلتان به چه فکر می کنید.

راه حل : اگر می خواهید همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید، سعی کنید احساساتش را بیشتر بشناسید از او درباره احساساتش بپرسید تا راه های خوشحال کردنش را پیدا کنید.

اشتباه نهم : کسل بودن!
یک مرد باید در زندگی اش احساس شوق و اشتیاق داشته باشد (در کنار همسری که دوستش دارد) وگرنه روز به روز کسل تر می شود. این مورد می تواند کار یا فعالیت فرهنگی یا... باشد. وقتی شما به نیازهای خودتان توجه کافی داشته باشید و سعی کنید استعداد های بالقوه خودتان را شکوفا کنید و با انجام دادن کاری که دوست دارید شاداب باشید، مسلما در کنار همسرتان نیز زندگی بهتری خواهید داشت و بهتر می توانید او را خوشحال کنید

[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 14:51 ] [ محمد شاه بنده ]

« اختلاف » بخش جدایی ناپذیر زندگی زناشویی است و به خودی خود برای زندگی زناشویی خطرناک نیست، آنچه می تواند خطرناک باشد نحوه مواجهه همسران با اختلافاتشان است. اگر اختلافات به درستی حل نشود می تواند زندگی زناشویی را دچار بحران های جدی کند. زوجین در مواجه با این اختلافات و تعارضات معمولا سه نوع برخورد دارند:


1 - از صحبت کردن در باره اختلافات اجتناب می کنند و معتقدند مشکل خود به خود حل خواهد شد .


2 - واکنش های هیجانی و افراطی بروز می دهند؛ برای مثال با یکدیگر دعوا می کنند و درگیری های مکرر ایجاد می شود.


اما به کارگیری هر یک از روش های گفته شده نه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه تنش و نارضایتی را در خانواده بیشتر می کند و مشکلات و اختلافات روز به روز پیچیده تر می شود.


راه حل سوم :
اما برخی از همسران از راه حل دیگری برای حل اختلافات خود استفاده می کنند :


3 - اختلافات و تعارضات بین خود رابه صورت اصولی و منطقی حل می کنند. حل اختلافات زناشویی قواعد واصولی دارد که در ادامه به مهم ترین آن اشاره می شود:


_ زمان و مکان مناسبی را برای صحبت در باره اختلافتان در نظر بگیرید
وقتی که خسته، گرسنه یا عصبانی هستید زمان مناسبی برای گفت و گو و حل مشکل نیست. همچنین در محیط های پر سر و صدا و یا در حضور دیگران به ویژه فرزندانتان از بحث کردن اجتناب کنید.


_ احساس منفی خود را بیان کنید
گاهی اوقات زوجین هنگام اختلاف و مشکل به جای بیان ناراحتی و خشم خود، آن احساس را به نمایش می گذارند. مثلا اخم می کنند، حرف نمی زنند، داد و فریاد می کنند و... نکته مهم این است که اگر ناراحتی خود را به زبان نیاورید، همسرتان متوجه نمی شود که شما چه احساسی دارید. به جای نمایش احساسات با رفتارهای ناسنجیده با کلمات مناسب احساس خود را بیان کنید. با بیان احساسات خود، زمینه مناسبی را برای حل مشکلی که چنین احساساتی را در شما به وجود آورده است، فراهم می کنید.


_ مراقب کلام خود باشید
تحقیر ، توهین، تهدید، سرزنش و پرخاشگری نکنید. اگر صدایتان بلندتر شده یا تند و با پرخاشگری صحبت می کنید کمی مکث کنید تا آرام شوید و سپس به صحبت هایتان ادامه دهید .


_ اختلافات گذشته را به میان نکشید
آن چه که در شرایط معمول مانع از حل اختلاف می شود آن است که معمولا پس از بروز یک اختلاف، زوجین مشکلات قبلی و قدیمی را هم به میان می آورند. این موقعیت تنها باعث پیچیده تر شدن مشکلات می شود، طوری که دیگر هیچ راهی برای حل مشکل اصلی باقی نمی ماند. سعی کنید هر دفعه درباره یک موضوع بحث کنید و تنها روی آن موضوع تمرکز داشته باشید.


_ مسئله ای که بر سر آن اختلاف نظر دارید را دقیقا مشخص کنید
مشکل اصلی را پیدا کنید و دقیقا بدانید که در باره چه موضوعی با همسرتان بحث می کنید و اختلاف اصلی چیست. بازکردن و تشریح مشکل به شما و همسرتان یک نمای کلی از مسئله می دهد. تعریف دقیق و روشن مسئله گام مهمی برای حل آن است.


_ به خواسته های خود و همسرتان توجه کنید
دقت کنید هر دو چه می خواهید؟ هر دو نیازها و خواسته هایتان را بیان کنید. سعی کنید نظراتتان را به همسرتان تحمیل نکنید. مشکل را از زاویه دید همسرتان نیز ببینید و خواسته ها و نگرانی هایش را در باره مشکل موجود درک کنید.


_ در باره این که چگونه هر یک از شما در ایجاد مشکل موجود سهیم هستید، صحبت کنید
بسیاری از زوجین در هنگام بحث کردن، سعی می کنند ثابت کنند که مقصر نیستند و حق با آنان است و علت مشکلات ایجاد شده همسرشان است و او مقصر اصلی است. دقت کنید هیچ مشکلی با متهم شناختن همسرتان حل نخواهد شد و تنها با این عمل او را در موضع دفاع قرار می دهید و اختلافتان پیچیده تر می شود. صادقانه سهم خود را در ایجاد و تداوم مشکل بررسی کنید و در باره آن با همسرتان صحبت کنید، این رفتار شما باعث می شود او نیز اشتباه های خود را در ایجاد مشکل راحت تربیان کند.


_ مشخص کنید که هر یک از شما برای حل مشکل چه اقداماتی را انجام می دهد
به همسرتان نگویید او چه کار می تواند بکند، در عوض به او بگویید که چه کاری از دست خودتان ساخته است. سوالاتی مانند؛ " فکر می کنی چه کمکی از دست من بر می آید؟" و " دوست داری من چه کار کنم؟" کمک کننده است. بعد از آن که برای مشکلات تان راه حلی پیدا شد و هر دو با آن موافق بودید ، ببینید چگونه توانستید به جای طفره رفتن و پرخاشگری علت اصلی مشکل تان را پیدا کنید و به راه حل مناسبی دست یابید. صحبت در باره این موضوع باعث می شود که هر دوی شما بیاموزید درزمان بروز مشکل چگونه با یکدیگر برخورد کنید و به نتیجه دلخواه دست یابید

[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 14:49 ] [ محمد شاه بنده ]


۱. به عواطف او احترام بگذارید


بگذارید گریه کند

زنان همیشه قدردان مردهایی هستند که به عواطف و احساسات شان اهمیت می دهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است و اگر گریه می کند به او دستمال تعارف کنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت رابطه می شود.

۲. اهمیت آنچه می پوشید


با نظر او لباس بپوشید

مدها می آیند و می روند اما توجه یک مرد به طرز پوشش خود باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یک زن حائز اهمیت است. باید سعی کنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را می پسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار شما روشن باشد به خواسته اش توجه کنید. لباس پوشیدن شما آنطور که همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان است. مردان باید بدانند که بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان می گویند این یکی از اولویت های ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث می شود مردها قوی تر و جالب تر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید که این رنگ به مهربان تر نشان دادن شما کمکی نمی کند.

۳. از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمی افتد

یک مرد سنتی باشید

زمانی که پای عواطف به میان می آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترک. آنها به خوبی می توانند از پس کارهایی همچون باز کردن در یا جابه جا کردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می کنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همکاری دارند و توقع دارند شما این کارها را برای او انجام دهید.

۴. اشتباهات خود را پنهان نکنید


شجاع باشید، اعتراف کنید

می خواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند که با ملاحظه و متفکر باشد، به خصوص وقتی می دانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه می تواند اعم از بدخلقی یا بی توجهی به آنها به دلیل خستگی از کار باشد. آنها مشتاقند ببینند که شوهرشان سعی در جبران آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباه تان اعتراف کنید.

۵. نقش حلال مشکلات را بازی نکنید


گوش کنید، راه حل ارائه ندهید

وقتی چیزی همسرتان را آزار می دهد او گوش شنوای شما را می خواهد نه نصیحت. مردها فکر می کنند باید همه چیز را حل کنند، زیرا عموما تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یک زن گوش سپردن به حرف هایش مانند معجزه ای عمل می کند که به عمیق تر شدن رابطه کمک می کند.

۶. سر تکان دادن کافی نیست


با دقت گوش کنید

خانم ها واقعا دوست دارند بدانند که به حرف هایشان توجه می کنید. کافـــی نیست سر تکان دهید و وقتی مکث می کنند منتظرند عکس العمل شما همراه با توجه کامل باشد. مثلا اگر از کارفرمای خود شکایت می کنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما بشنوند از قبیل: متاسفم که روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد سعی کنید در ارائه راه حل شتاب نکنید.

۷. تقلید می تواند نشانه علاقه باشد


نشانه عشق

همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقه اش را به شما نشان می دهد. مثلا او ممکن است غذایی را که باب میل شماست سفارش دهد یا لباس به رنگ مورد علاقه تان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.

۸. به یک بار گفتن اکتفا نکنید


چند بار بگویید، نه یک بار

بد نیست گاهی ویژگی های فردی مثبت او را گوشزد کنید. مثلا از زیبایی اش تعریف کنید و بدون اینکه به شما بگوید تغییرات ظاهری اش را تحسین کنید. تغییراتی از قبیل کاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند کوچک هم باشد برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به شما علاقه مند می کند.

۹. از رابطه تان صحبت کنید


فرصتی برای صحبت

وقتی او می خواهد سر صحبت در مورد روابط تان را باز کند لزوما قرار نیست مشکلی را مطرح کند. روانشناسان معتقدند که زنان دوست دارند در مورد همبستگی در زندگی مشترک، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور کلی راجع به زندگی گهگاهی حرف بزنند که این نشانه خوبی است. یک صحبت صادقانه دونفره می تواند یک زوج را به هم نزدیک تر می کند.

۱۰. با او چشم در چشم صحبت کنید


چشم در مقابل چشم

شما به عنوان یک مرد ممکن است ترجیح بدهید در کنار همسرتان نشسته و با او صحبت کنید اما او اغلب ترجیح می دهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین مکالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یک زوج خواهد شد.

۱۱. لحظه را از دست ندهید


گاهی شما فرمان را در دست بگیرید

نگذارید او همیشه پیش قدم شده و سرحرف را باز کند. اگر به شما فرصت صحبت کردن می دهد سعی کنید از آن استفاده کرده و بحث را هدایت کنید هرچند موضوع ساده ای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او بسیار حائز اهمیت است.

۱۲. حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست


چرا شاعر نمی شوید

همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمی کند ۲ ماه از ازدواج تان گذشته باشد یا ۲۰ سال. تقدیم یک شاخه گل، دعوت به یک شام ساده، چند بیت شعر، حتی اگر کلیشه ای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر می شود. به گفته روانشناسان زنان از ابراز علاقه هایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند کرد.

[ یکشنبه 29 بهمن 1391 ] [ 17:04 ] [ محمد شاه بنده ]

برخی زوج ها با درایت و برنامه ریزی دقیق صاحب فرزند می شوند، عده ای از همسران هم بدون اندیشه و غیرمسئولانه و برخی هم تصمیم می گیرند هیچگاه صاحب فرزندی نشوند.

صرف نظر از اینکه شما در کدام دسته جای می گیرید، یک چیز مسلم است و آن این است که داشتن فرزند و پرورش آن شغل و مسئولیتی تمام وقت و طولانی مدت و البته، پر هزینه و طاقت فرسا است.

در واقع، فرزند با خود شادی های بسیاری به همراه می آورد اما در عین حال چالش های فراوانی نیز پیش روی شما قرار می دهد. فرزند روابط، فعالیت های روزمره، شغل، وضعیت ملای و سبک زندگی شما را دستخوش تغییر خواهد کرد. ما در این نوشته به شما کمک می کنیم تا دریابید آیا آمادگی خوشامدگویی به عضوی جدیدی در خانواده خود را دارید یا خیر.

۱ ممکن است باعث ایجاد مشکلات ارتباطی بیشتر بین شما و همسرتان شود.

آیا رابطه ای با ثبات با شریک خود دارید؟ آیا بچه دار شدن توانایی ترمیم و یا تحکیم یک زندگی زناشویی متزلزل را دارد؟ خیر. این افسانه است. شما باید قبل از اینکه صاحب فرزندی شوید خود و شریکتان را به خوبی بشناسید. باید خالصانه به یکدیگر علاقه مند باشید و رابطه میان شما صمیمانه و کاملا باثبات باشد. باید آینده رابطه شما روشن، مطمئن، قابل پیش بینی و نویددهنده باشد. در غیر این صورت ورود یک تازه وارد بر مشکلات ارتباطی شما می افزاید.

۲ گاهی شما را از نظر مالی در فشار خواهد گذاشت.

آیا از توان مالی برخوردارید؟ یک کودک با وابستگی های مالی فراوانی به این دنیا وارد می شود که این وابستگی ها با گذشت زمان افزایش می یابند. هزینه های نگهداری و پرورش کودک بی شمار است که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: هزینه زایمان، هزینه های درمانی (مراجعه به پزشک و تهیه دارو)، نیازهای تغذیه ای و پوشاک، اسباب بازی، مدرسه و شهریه های متعدد دیگر، اوقات فراغت، دانشگاه و ازدواج، بنابراین لازم است شما از پشتوانه مالی، شغلی با درآمد مکفی و پایدار و پس انداز خوبی برخوردار باشید.

۳ نیاز به وقت بیشتری خواهید داشت. آیا وقت کافی در اختیار دارید؟

بسیار خوب، شما از لحاظ مالی تامین هستید اما پول نمی تواند نیازهای احساسی و عاطفی فرزند شما را برآورده کند. کودک شما نیازمند حضور شماست که هیچ چیز را نمی توان جایگزین آن کرد، حتی گرانقیمت ترین و مجلل ترین لباس ها و اسباب بازی ها را. این در مورد پدر و مادر هر دو به یک اندازه صدق می کند و حائز اهمیت است. اگر مشغله کاری زیادی دارید، بهتر است تا کمی فارغ بال نشده اید، از بچه دار شدن صرف نظر کنید.

۴ ممکن است باعث اختلاف نظر بیشتر شما با همسرتان شود.

آیا به مشکلات احتمالی آینده اندیشیده اید؟ آیا در مورد نوع و روش تربیتی با همسرتان توافق دارید؟ اگر شما و شریکتان متعلق به دو مذهب، فرهنگ، کشور یا حتی طبقه اجتماعی متفاوت باشید، این تفاوت ها می تواند طی پرورش کودک زمینه ساز مشاجرات و کشمکش های فراوانی شود. نیازی نیست شما در مورد همه چیز هم عقیده باشید اما ضروری است بر سر اینکه چگونه در آینده مصالحه و سازش خواهید کرد توافق پیدا کرده باشید. بنابراین پیش از بچه دار شدن درباره نحوه پرورش کودک با شریکتان صحبت کنید و به توافقات اصولی دست یابید. هر دوی شما در این زمینه باید از آمادگی جسمی، روحی و مالی کافی برخوردار باشید.

۵ باید بیشتر به سلامت خود اهمیت دهید.

آیا از سلامت کامل جسم و روان برخوردارید؟ شما و شریکتان قبل از بارداری باید کاملا سالم باشید. پیش از بارداری باید معانیه کامل شوید تا وجود بیماری های خطرناک از قبیل ایدز در شما منتفی شود. اگر به دیابت و فشار خون بالا مبتلا هستید، باید تحت نظر متخصص فرزند خود را به دنیا آورید.

همچنین آزمایش های ژنتیک قبل از بارداری از اقدامات بسیار ضروری و حیاتی است. سلامت روان شما و شریکتان نیز اهمیت بالایی دارد. برای مثال، بسیاری از مادران پس از تولد فرزندشان دچار افسردگی پس از زایمان می شوند.

از دلایل عمده آن نداشتن آمادگی برای مادر شدن، ناتوانی در درک حقایق زندگی، توقعات نامعقول و نبود برنامه ریزی قبلی است. به عبارت ساده تر، آنها نمی دانند چه می کنند و چه باید بکنند.

۶ نیازمند کسب دانش در زمینه فرزند پروری خواهید بود.

آیا از دانش کافی در زمینه پرورش کودک بهره مند هستید؟ فرزندپروری یک علم است. شما باید از مراحل رشد و تکامل کودک، نحوه مراقبت از کودک و روانشناسی کودک و نوجوان آگاهی کامل داشته باشید. شما باید بدانید چگونه با یک کودک خردسال و یا نوجوان رفتار و تعامل کنید. شما به منظور تادیب و تربیت فرزندتان باید از صلاحیت و دانش کافی برخوردار باشید.

۷ حمایت اجتماعی بیشتری طلب خواهید کرد.

آیا شما از حمایت اجتماعی و عاطفی کافی برخوردار هستید؟ پرورش کودک بدون یاری دوستان و خانواده کاری بس دشوار و طاقت فرسا است. بنابراین مطمئن شوید از حمایت اجتماعی کافی برای نگهداری و پرورش فرزندتان بهره مند هستید.

۸ باعث تغییراتی در جسم و وزنتان می شود.

آیا شما آمادگی ظهور تغییرات جسمی در بدنتان را دارید؟ حاملگی وزایمان با اضافه وزن در مادران همراه است (به ویژه در ناحیه شکم). این اضافه وزن ممکن است همیشگی یا گذرا باشد. به هر صورت برای بازگشت به وضعیت اولیه حداقل نه ماه زمان لازم است. بنابراین، زوج های جوان باید آمادگی پذیرش این تغییرات ظاهری را داشته باشند.

۹ تا مدتی خواب راحت کمتری خواهید داشت.

آیا برای بی خوابی های شبانه آمادگی دارید؟ بی خوابی های شبانه، از هم گسیختگی در الگوهای خواب، نبود وقت کافی برای رسیدگی به خودتان، رابطه جنسی کمتر و تفریح و اوقات فراغت کمتر از جمله مشکلات پیش روی شماست که باید با آنها کنار آیید.

۱۰ ممکن است فرزندتان آنطور که شما می خواهید نشود.

آیا می توانید فرزند خود را همانگونه که هست بپذیرید؟ شما باید احتمال تولد نوزادی با نقص های جسمی و روانی را مد نظر داشته باشید (هر چند اغلب آنها قابل پیشگیری است). ممکن است نوزاد شما آنطور که در رویاهایتان می پروراندید نباشد. ممکن است از زیبایی دلخواه شما برخوردار نباشد یا حتی ممکن است مرده متولد شود. اگر پسر یا دختر بودن کودک برایتان مهم است، بهتر است قید بچه دار شدن را بزنید، چون ممکن است چیزی برخلاف آرزویتان رقم بخورد.

بنابراین، اگر بر مبنای دلایل غلط و غیرمنطقی و در نظر نگرفتن موارد فوق صاحب فرزند شوید، لذت شیرین پدر و مادر شدن تبدیل به پشیمانی برای شما وهمسرتان خواهدشد.

خلاصه آنکه برای بهره بردن از نعمت وجود فرزند، برای آینده خود برنامه ریزی کنید و محیط و فضایی سالم، بارآور، مطمئن و عاری از تنش برای رشد و بالندگی او فراهم آورید. از افرادی که به تازگی صاحب فرزند شده اند مشکلات مرتبط با نگهداری کودک را جویا شوید و صادقانه ببینید می توانید از عهده آنها برآیید یا نه.

در نهایت اینکه هوشیار باشید که بچه دار شدن در آغاز زندگی مشترک می تواند استرس و فشار روحی زیادی به شما و شریکتان تحمیل کند. بنابراین، سعی کنید اگر مانع جدی وجود ندارد تا دو سال پس از ازدواجتان صاحب فرزند نشوید

[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 17:21 ] [ محمد شاه بنده ]

همانطور که می دانیم زنان و مردان دارای تفاوت های بسیاری هستند و آگاهی ازاین تفاوت ها در بهبود روابط بسیار مؤثر است. همچون آهن ربا، تفاوت های افراد می تواند باعث جذب آنان به یکدیگر شود. با بالا رفتن درک و آگاهی می توانیم به این تفاوت ها احترام بگذاریم و توجه خاصی داشته باشیم.
تفاوت های بین مردان و زنان حقیقتاً می توانند مکمل یکدیگر باشند و به هر یک از طرفین فرصتی دهند تا به تعادل برسند. اگر ما روحیه کاملاً پرخاشگری داشته باشیم جذب فردی می شویم که آرام تر و خونسردتر از ما باشد. با ارتباط برقرار کردن با فرد آرام و خونسرد، ما به طور ناخودآگاه با خصوصیات و کیفیت های این گروه آشنا می شویم.
در واقع تفاوت های بین افراد باعث می شود آنان به سوی یکدیگر جذب شوند و این همان احساسی است که ما آن را عشق تعبیر می کنیم. معمولاً دختران جوان دوست دارند فردی را شریک زندگی خود انتخاب کنند که فاقد خصوصیات بـَدِ خودشان باشد.بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یک عشق واقعی است. تجربه ثابت کرده است که انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یک رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
تفاوت های بین افراد، بُعد دیگری را نیز ایجاد می کند؛ بدین معنا که وقتی زن و شوهری تفاوت های بین یکدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یکدیگر نداشته باشند، در این صورت شباهت ها و همانندی های بسیاری را نیز در دیگری درک می کنند. گرچه هر کدام از ما منحصر به فرد هستیم ولی در بیشتر جنبه ها به هم شباهت داریم. این تضاد ما را به یک حقیقت شگفت انگیز در روابط رهنمون می کند. به عبارت دیگر شریک زندگی شما ترکیبی از تفاوت ها و تشابهات مکمل است. زن و شوهرهای واقعاً عاشق، مفهوم این ترکیب را بسیار خوب می دانند.نمونه های ذیل گفته های این افراد است:
ما با یکدیگر بسیار فرق داریم ولی آنچه که ما را به یکدیگر پیوند می زند این است که هر دوی ما خیلی احساساتی هستیم.
ما در بسیاری جنبه ها با یکدیگر تفاوت داریم. من طلوع آفتاب را دوست دارم ولی همسرم از غروب آفتاب خوشش می آید. او رؤیایی است ولی من واقع بین هستم. او از هر حادثه ای نگران نمی شود ولی من دائماً نگران هستم. با این وجود ما در بسیاری جنبه ها یکی هستیم. به طوری که حرف و عملمان در زندگی یکی است و انگار دارای یک طول موج می باشیم.گاهی اوقات من عاشق همسرم هستم و گاهی اوقات از او خسته می شوم. وقتی عاشق او نیستم به این خاطر است که در آن لحظه توانایی ابراز عشق و محبت به او را ندارم. در این مواقع احساس خوبی ندارم زیرا می دانم برای بهبود رابطه و داشتن یک زندگی خوب باید با هم باشیم و یکدیگر را حمایت کنیم.
بیشتر مشکلات ما کاملاً متفاوت از یکدیگر است، ولی شباهت ما در این است که هر دوی ما مشکلات زیادی داریم. ما یاد گرفته ایم برای غلبه بر مشکلات به یکدیگر کمک کنیم بدون آنکه به دیگری احساس بی ارزشی دست دهد. فکر می کنم اگر همسرم انسان کاملی بود و مشکلی نداشت احساس من طور دیگری بود به طوری که می خواستم همیشه او را شکست دهم.
مدت دو سال از زندگی ما بسیار عاشقانه گذشت. بعد از مدتی آتش عشق و محبت ما فروکش کرد. حالت رمانتیک زندگی از بین رفت. وقتی یک روز صبح از خواب بلند شدم احساس کردم ما دو انسان متفاوت از یکدیگر با شباهت های بسیار کم هستیم. بسیار غصه خوردم و از زندگی مأیوس شدم ولی بعد از مدتی فهمیدم که این عشق واقعی نیست.عشق واقعی یعنی تقسیم احساسات و درک ناراحتی هایمان. من عاشق یک شخص واقعی شدم تا عاشق شخصیتی که می خواستم از او بسازم.
در همه این مثال ها عشق در طی زمان با پذیرش و درک از یکدیگر توسعه و رشد پیدا کرد. با این روش هدف از عشق هماهنگ کردن تفاوت های بین زن و شوهر و ساختن یک رابطه مثبت و پایدار است.
شاید بسیاری از خانواده های امروزی با عشق واقعی بسیار فاصله داشته باشند. بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یک عشق واقعی است. تجربه ثابت کرده است که انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یک رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
عشق واقعی و عشقی که امروزه تمام روان شناسان مسائل خانواده متفق القول بر آن صحه می گذارندپذیرش و احترام به تفاوت طرف مقابل است. مطمئن باشید اگر تمام کره زمین را نیز بگردید همسری که در تمام جنبه ها همانند شما باشد پیدا نخواهید کرد. تنها با پذیرش تفاوت های همسرتان خواهید توانست در ساختن یک زندگی خوب قدم های مثبتی بردارید

[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 16:44 ] [ محمد شاه بنده ]

 1 - برای همدیگر وقت صرف می‌کنیم‌. 

2 - به همه می‌گویم که دوستش دارم‌.

3 - برای قدردانی از محبت‌هایش‌، نامة عاشقانه‌ای برایش می‌نویسم‌.
4 - در جمع از او تعریف می‌کنم‌.
5 - وقتی غمگین است سعی می‌کنم ناراحتی‌اش را بفهمم و او را درک کنم‌.
6 - همیشه در اتفاقات خوب و مهم زندگی او را سهیم می‌کنم قبل از این که دیگران چیزی بدانند.
7 - در همه مراحل زندگی باهم برنامه ریزی می‌کنیم‌.
8 - همواره مراقبش هستم و به نیازهایش توجه خاصی نشان می‌دهم‌.
9 - آرامش را در همه حال حفظ می‌کنم‌.
10 - باورهایم را نسبت به او همواره حفظ می‌کنم‌.
11 - پس از به پایان رسیدن روزهای پرتحرک‌، شب‌ها همه چیز را برایش تعریف می‌کنم‌.
12 - اولین کسی هستم که تولدش را تبریک می‌گویم‌.
13 - به کارهایی که برایم انجام می‌دهد توجه می‌کنم و قدردان محبت‌های او هستم‌.
14 - ازدواجمان را از موهبت‌های الهی می‌دانم‌.
15 - برای سلامتی‌اش صدقه می‌دهم‌.
16 - در یک مکان یادداشتی محبت‌آمیز برایش پنهان می‌کنم و او را راهنمایی می‌کنم تا پیدایش کند.
17 - در همه لحظات زندگی با گذشت رفتار می‌کنم‌.
18 - سعی می‌کنم که همیشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌.
19 - کارهایی که نشان دهندة محبتم نسبت به اوست برایش انجام می‌دهم‌.
20 - هرگاه از او خیلی عصبانی هستم به نکات مثبتش هم فکر می‌کنم‌.
21 - اگر احساس کنم از وسایل شخصی‌اش چیزی کم دارد ولی خودش نمی‌خرد، حتماً برایش تهیه می‌کنم‌.
22 - همه هدایایی را که به من داده است‌، از صمیم قلب دوست دارم‌.
23 - همیشه دل آرام یکدیگر هستیم‌

[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 16:43 ] [ محمد شاه بنده ]

یک رابطه زناشویی موفق به عوامل ذیل بستگی دارد:
۱) سلام کردن به یکدیگر
۲) تشکروقدردانی نسبت به همدیگر
۳) خسته نباشید ،سلامت باشید وخداقوت به همدیگر
۴) دعا کردن نسبت به همدیگر
۵) تقسیم کار وهمکاری در منزل
۶) استفاده از کلمات لطفا-ببخشید،معذرت می خواهم ،بفرمائید ونظر شما
۷) نگاه محبت امیز به هم
۸) نگاه اول به هم همراه با درک و فهم یکدیکر
۹) تاکیدبررجوع نکردن به خطاهای گذشته و فکر کردن به حال اینده
۱۰) انگشت گذاشتن روی حساسیت های وی‍ژه همدیگر
۱۱) احترام وتحمل سلائق وعقاید همدیگر
۱۲) استفاده نکردن از کلمات تو،باید،حتما،که بصورت دستوری و توهین می باشد
۱۳) برنامه ریزی کردن در زندگی ودر دست گرفتن مدیریت زمان
۱۴) دوری از احساسات ورجوع به اگاهی ،منطق ،عقل ،حکمت ،عزت ومصلحت
۱۵) قبول تفاوت های همدیگر ودر نظر گرفتن تفاوتها در رفتار یکدیگر

[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 16:41 ] [ محمد شاه بنده ]

<<    1      2      3      4      5    >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 76964
بک لینک طراحی سایت