فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
X
تبلیغات
رایتل
آموزش مهارت های زندگی
درس های زندگی - موفقیت - اجتماعی 
قالب وبلاگ

توجه به پیشرفت روزافزون دانش و فناوری و اهمیت فراوان یادگیری و توانایی حل مسایل و مشکلات پیچیده عصر فناوری، شناخت همه جانبه توانمندی‌های روان‌شناختی، اهمیتی ویژه یافته است. 

در این میان عواملی که در موفقیت فردی در ابعاد تحصیلی، شغلی، زناشویی و ... دخیل هستند بیش از پیش مورد توجه و مطالعه قرار گرفته‌اند. نکته شایان ذکر این است که بر خلاف باور قدیمی و رایج بین عموم مردم، هوش‌بهر یا IQ به تنهایی در موفقیت افراد در ابعاد ذکر شده نقش چندانی ایفا نمی‌کند. مشاهدات و مطالعات حاکی از ان است که بسیاری از افراد که دارای IQ یا هوش‌بهر بالاتر از متوسط هستند در عمل توفیق چندانی در تحصیل و اشتغال ... ندارند.
این موضوع منجر به مطرح شدن این پرسش شده که چه عوامل موثر دیگری در کنار هوش‌بهر تعیین کننده هستند؟
● هوش هیجانی یا (
EQ)
هوش هیجانی (
EQ) به عنوان یکی از عوامل بسیار موثر در موفقیت فردی شناخته شده است. هوش هیجانی یعنی توانایی مهار تمایلات عاطفی و هیجانی خود، درک خصوصی‌ترین احساسات دیگران، رفتار آرام و سنجیده در روابط انسانی و خلاصه همانطور که ارسطو گفته است: «مهارت نادر به حق عصبانی شدن در حد و اندازه معقول، در زمان مناسب، با دلیل موجه و به شیوه شایسته» به عبارت دیگر فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، به خوبی می‌تواند احساسات خود را مهار کند و آنها را به شکل مناسب بیان کند. چنین فردی به دلیل داشتن حس همدلی بالا و کنترل مناسب بر هیجانات خود در روابط بین فردی موفق‌تر است و در نتیجه از امکانات و موقعیت‌های بهتری در زندگی برخوردار می‌گردد.
مفهوم هوش هیجانی توسط گلمن در سال ۱۹۹۵ رواج یافت. محقق دیگری به نام بار. آن در سال ۱۹۹۷ پرسشنامه‌ای را برای سنجش هوش هیجانی (
EQ) تهیه کرد. این پرسشنامه شامل ۱۳۳ مورد و از نوع پرسشنامه خودسنجی بود. در مجموع مورد‌های مطرح شده در پرسشنامه (EQ) پنج بعد اصلی را اندازه می‌گیرند که عبارتند از:
▪ هوش درون فردی
▪ هوش بین فردی
▪ قابلیت انطباق
▪ کنترل استرس
▪ خلق عمومی


ادامه مطلب
[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 13:55 ] [ محمد شاه بنده ]

تکنیک یورش فکری ( Brainstorm ) استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید 

▪ همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است ۹۰ درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، ۱۰ درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود.
▪ هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید.
▪ مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را بر روی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی و یا در رایانه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید.
▪ اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی شما به تحرک واداشته شوند.
۱) تلویزیون نگاه نکنید ، زیرا ذهن شما توسط برنامه های تلویزیون اشغال می شود و دیگر قادر نیستید خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون مغز شما از گوش ها و چشم های شما نشت کرده و خارج می شود .
۲) از مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی از افراد برای تقویت خلاقیت خود از داروهای خاص استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد تنها نظیر افرادی هستند که وابستگی دارویی دارند.
نه - تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه سبب الهام در ذهن شما می شود بلکه آن را انباشته از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد شد ، سلولهای مغزی شما با یکدیگر راحت تر ارتباط برقرار کرده و زمینه برای خلق ایده های نو پدید آید.
▪ مغز شما نیز همانند بدن شما نیازمند ورزش کردن است تا به خوبی فعالیت نماید.در صورتی که مغز ورزش نکند ، به مرور سست و بی فایده می شود.شما از طریق مطالعه کردن ، بحث کردن با افراد باهوش می توانید سلولهای مغزی خود را وادار به ورزش کنید. گفتگو با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای ذهن شما خوب است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران است

[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 15:39 ] [ محمد شاه بنده ]

من هرگز نمی توانم در کنکور قبول شوم؛ من اصلا هیچ استعدادی ندارم؛ من از لحاظ هوش و حافظه جزو افراد متوسط پایین جامعه هستم؛ من دیگر این کار را شروع نمی کنم، زیرا اگر موفق نشوم همه به دیده حقارت به من نگاه خواهند کرد».

این جملات را شاید بارها و بارها از اطرافیان خود شنیده ایم و اگر خوب حافظه خود را به کار گیریم شاید در برهه هایی از زمان به ذهن خودمان این افکار رسوخ کرده باشند.
شکست، آن کابوس شب های امتحان، آن قاتل رویاهای برنده شدن و روی سکوهای قهرمانی رفتن در نظر خیلی از افراد، سراسر همه زشتی و کراهت است. ولی انسان های بزرگ به جای له شدن و خمیدن در زیر پاهای شکست، آن را زیر پا گذاشته و از آن نردبان ترقی ساخته اند.
در این باره انیشتین می گوید؛ «کسی که هرگز مرتکب اشتباه نشده باشد هرگز برای رسیدن به چیزی تلاش نکرده است». شکست واقعی از دیدگاه ماری پیکفورد تنزل به مرتبه های پایین نیست، بلکه پایین ماندن و عدم تلاش برای رسیدن به بالا ست.
شکست ها و مشکلات همان چیزهایی هستند که هنری کیزر به آنها به عنوان فرصت هایی برای یادگیری می نگرد و رابرت اف. کندی در این باره می گوید؛ آنهایی که جرات شکست های بزرگ را دارند به پیشرفت های بسیار بزرگی هم نائل می شوند.
پس مشکلات جزو لاینفک زندگی هستند و انسان به موفقیت نمی رسد جز در سایه تلاش و خداوند بزرگ خلاصه و عصاره زندگی را در دو جمله به انسان تفهیم فرموده است؛ «لقد خلقنا الانسان فی کبر؛ ما نوع انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم. سوره بلد آیه
۴» و «لیس للانسان الا ما سعی؛ انسان هیچ چیزی به دست نمی آورد جز با تلاش».
می گویند که ادیسون برای ساختن باتری،
۲۵ هزار روش مختلف را به کار گرفت. از او در مورد احساسش درباره این تجارب همراه با شکست سوال شد، او در جواب گفت؛ «اکنون بعد از این ۲۵ هزار روش، من می دانم که چرا با هر کدام از آنها باتری ساخته نشد ولی آیا شما نیز می دانید؟»
روان شناسان همیشه در پی پاسخ به این پرسش بوده اند که چرا این همه تفاوت در واکنش افراد به شکست ها وجود دارد؟ چرا یکی در پی شکست خود را می بازد و احساس حقارت می کند و دیگری تا رسیدن به نتیجه دلخواه استقامت می کند. یک پاسخ آنها به این سوال، تفاوت عزت نفس افراد بوده است. عزت نفس به معنی تایید شخص توسط خودش است و یکی از مولفه های مهم خودمختاری به شمار می رود؛ یعنی شخص تا چه اندازه از آزادی عاطفی برخوردار است و تا چه حد قادر است به معیارهای درونی اش پاسخ دهد.
افکار و احساسات افراد درباره خودشان به عنوان یک جنبه مهم عزت نفس مطرح است و نشان دهنده یک جنبه مهم زندگی روان شناختی است. عزت نفس در نوع واکنش افراد به مشکلات تاثیر انکارناپذیری دارد. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند قضاوت های مثبت در مورد خود دارند و صفات مثبت را به خود نسبت می دهند و به هنگام شکست کمتر از پریشانی هیجانی رنج می برند. آنها در مورد خودشان به این نحو می اندیشند که توانایی بالایی دارند و از عهده مسائل برمی آیند و نیز انتظار موفقیت در آنها بالاست.
پاسخ های هیجانی افراد به شکست اعم از شادی، اندوه، یاس و... از عقاید شان درباره عملکردشان تاثیر می پذیرد. برای پیش بینی واکنش هیجانی افراد در مقابل شکست در یک موقعیت باید سطح عزت نفس آنها و عملکردشان در آن موقعیت را در نظر بگیریم.
یعنی اگر عزت نفس فرد بالا باشد و عملکرد خوبی هم داشته باشد واکنش هیجانی بهتر و معقولانه تری خواهد داشت و عکس. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند از تاثیرات منفی شکست راحت تر جدا می شوند، زیرا آنها عقیده دارند که صفات و توانایی های بسیار دیگری دارند و این مسئله توضیح می دهد که چرا آنها به هنگام شکست کمتر احساس پریشانی و استیصال می کنند.
در مقابل افرادی که از عزت نفس پایین برخوردارند جنبه های منفی شکست را بزرگ کرده و بیش تعمیم دهی می کنند با شکست در یک حوزه و در یک جنبه آنها به این نتیجه می رسند که در هیچ چیزی استعداد ندارند. در مقابل افراد برخوردار از عزت نفس بالا، شکست خود را در یک جنبه با استفاده از هنرها و استعدادشان در جنبه های دیگر جبران می کنند. بر اساس تحقیقات تفاوت رفتار والدین منجر به تفاوت عزت نفس در افراد می شود.
● والدین؛ سازندگان عزت نفس فرزندان
والدین نقش بسیار مهمی در شکل گیری بسیاری از خصوصیات فرزندان شان دارند. بسیاری از والدین یک عشق پایدار نسبت به فرزندان شان دارند و این محبت بستگی به خوب بودن و خوب انجام دادن کارها به وسیله فرزندان ندارد یعنی آنها مهر و محبت نامشروط را نثار فرزندان شان می کنند. همان چیزی که راجرز از آن تعبیر به توجه مثبت نامشروط می کند. والدین افراد برخوردار از عزت نفس بالا به موفقیت های فرزندان شان افتخار می کنند و شکست های آنها را با شکیبایی می پذیرند. فرزندان این والدین به عنوان افرادی شناخته می شوند که در کودکی به عشق و محبت مادر خود مطمئن بوده اند.
در مقابل افرادی که از عزت نفس کم برخوردارند خصوصیات یک والد تقبیح کننده و تنبیه کننده را درونی کرده اند که به طور بسیار سخت گیرانه نسبت به اشتباهات و شکست هایشان حساس است و به هنگام موفقیت فرزندانش خوشحالی کمی را نشان می دهد.
این افراد بسیار زیاد مستعد حساسیت درباره شکست ها و رد شدن ها، داشتن تحمل کم در مقابل ناکامی ها، نیاز به داشتن یک زمان طولانی برای بهبود ناامیدی ها و داشتن یک نگاه بدبینانه به زندگی هستند.پس می توان گفت که آمادگی برای خصوصیاتی مثل ناامیدی یا در مقابل آن امیدواری به تجارب خاص و بخصوص رفتار والدین وابسته است.
● قدم برداشتن در راه موفقیت؛
برای رسیدن به موفقیت و نحوه واکنش در مقابل شکست ها، روان شناسان توصیه هایی چند دارند؛
یافتن استراتژی و راهبرد؛ موفقیت شامل
۲۰ درصد مهارت و ۸۰ درصد استراتژی و راهبرد است. برای مثال می دانیم که چگونه مطالعه کنیم ولی مطلب مهمتر طرح و برنامه برای مطالعه است.
یافتن ریشه مشکلات؛ افراد نمی دانند چگونه با مشکلات کنار بیایند زیرا آنها آرامش خود را از دست داده و روی مشکل تمرکز نمی کنند؛ اول باید دلایل ریشه ای مشکل را پیدا کرد و بعد روی راه حل ها متمرکز شد.
● پرسیدن سوالاتی از خود هنگام مواجهه با شکست؛
- چگونه می توانم از مشکل در جهت پیشرفت استفاده کنم؟
- چگونه می توانم به آن از دریچه دیگری نگاه کنم؟
- در هر چیزی جنبه های مثبت می توان یافت جنبه مثبت این مشکل چیست؟
- آیا من واقعا برای راه حل آن تلاش کرده ام؟
- و در نهایت برای بالا بردن عزت نفس و در نتیجه بهبود واکنش های افراد به شکست باید افراد را تشویق کرد که روی صفات مثبت شان متمرکز شوند و به این مسئله اعتقاد داشته باشند که می توانند بسیاری از کارها را به خوبی انجام دهند

[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 15:38 ] [ محمد شاه بنده ]
اگر مغزهای ما کامپیوتر بودند، به راحتی یک چیپ به آن اضافه می کردیم و حافظه مان را ارتقا می دادیم، اما مغز انسان از پیشرفته ترین ماشین ها نیز پیچیده تر است پس برای بهبود آن به تلاش بیشتری نیاز است. درست مانند ماهیچه های بدن، توانایی شما برای به یاد آوردن چیزها با تمرین حافظه و تغذیه آن با یک رژیم مناسب و دیگر عادت های سالم زندگی کردن افزایش می یابد. مراحلی هستند که شما با طی کردن آنها حافظه تان را تقویت کرده و ظرفیت آن را بازیابی می کنید. اول بهتر است بدانیم چگونه به یاد می آوریم؟
● حافظه چیست؟
به بیان ساده، حافظه فعالیتی ذهنی است که طی آن اطلاعاتی که آموخته ایم یا تجربه کرده ایم، فراخوانی می شوند. این تعریف ساده پروسه پیچیده ای را پوشش می دهد که بخشهای مختلفی از مغز را در بر می گیرد و از راههای مختلف به ما خدمت می کند.
حافظه می تواند کوتاه مدت و بلندمدت باشد، در حافظه کوتاه مدت ذهن شما اطلاعات را برای چند ثانیه یا چند دقیقه ذخیره می کند. مثل مدت زمانی که شما یک شماره تلفن را می گیرید یا در بین قیمتهای تعداد زیادی کالا جستجو می کنید و انها را با هم مقایسه می کنید. این حافظه ضعیف است و البته به همین منظور ساخته شده است.
مغز شما به زودی پیغام "دیسک فول" می دهد اگر هر شماره تلفنی را که می گیرید یا هر موضوعی را که در تلویزیون می بینید به خاطر بسپارید. مغز شما به گونه ای است که بطور متوسط هفت آیتم را به خاطر بسپرد، به همین دلیل است که شما برای چند دقیقه شماره تلفن جدید را بخاطر می آورید اما برای هر بار خرید آنلاین باید کارت اعتباری را جلوی خود نگه دارید.
حافظه بلندمدت شامل اطلاعاتی است که شما برای حفظ کردن آن خودآگاه یا ناخودآگاه تلاش به خرج می دهید. بخاطر اینکه شخصاً برای شما مهم است (برای مثال اطلاعاتی درباره خانواده و دوستان)،شما به آن نیاز دارید(مثل طرز عملکردی شغلی، ماده ای که مشغول مطالعه و آزمایش روی آن هستید) یا تاثیر عاطفی دارد(اولین باری که ماهیگیری کردید، روزی که عموی شما فوت کرد).
برخی از اطلاعاتی که در حافظه بلندمدت ذخیره می شوند برای بازخوانی نیاز به تلاشی خودآگاه دارند. خاطرات اتفاقی که خاطراتی شخصی هستند درباره تجربیات شما در زمانهایی خاص. خاطرات معنایی (اطلاعات حقیقی و واقعی که به زمان و مکان مربوط نمی شوند) که می توانند هر چیزی باشند مانند نام سیاره ها و رنگ موی فرزندتان. نوعی از حافظه بلندمدت مربوط به مهارتها و امور روزمره ای است که شما اغلب اجرا می کنید و نیاز به بازخوانی هوشیارانه ندارند.
بخشهای اصلی مغز که بویژه در تشکیل و حفاظت حافظه مهم هستند.
هیپوکامپوس یک ساختار اولیه در مغز به تنهایی بزرگترین نقش را در پردازش اطلاعات حافظه به عهده دارد.
بادامه، قسمتی بادامی شکل در نزدیکی هیپوکامپوس، پردازش احساسات را به عهده دارد و خاطراتی را که شامل احساسات می شوند در حافظه حک می کند.
قشر مخی لایه خارجی مغز بیشترین حافظه بلندمدت را در نواحی مختلف نگهداری می کند (بر اساس اینکه آن اطلاعات شامل چه پردازشی می شوند: زبان ی، ورودی حسی، حل مشکل و...)
علاوه بر این حافظه ارتباط بین اجزای شبکه مغز یعنی نورون ها را نیز شامل می شود.
● مراحل تشکیل و نگهداری در حافظه
مغز طی سه مرحله عملیات تشکیل و نگهداری خاطرات را انجام می دهد:
▪ اکتساب: اطلاعات جدید از طریق راه های میان نرون ها وارد مغز شده و به منطقه اختصاصی خود می رسد. کلید رمزگذاری اطلاعات برای نشستن در حافظه، تمرکز است. اگر شما با توجه و علاقه روی اطلاعات تمرکز نکنید، آنوقت مثال بارز: از این گوش وارد می شود و از گوش دیگر بیرون می رود، خواهید بود! به همین دلیل است که معلمان همیشه از دانش آموزان می خواهند که به درس توجه کنند.

ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 15:29 ] [ محمد شاه بنده ]

کارتون پینوکیو ۳۰۰۰ را دیده اید؟ آن پینوکیوی چوبی دوران بچگی ما حالا به یک روبات تبدیل شده و برای این که خوب را از بد تشخیص بدهد و به آدمیزاد تبدیل شود، باید چیزهایی از محیط یاد بگیرد. جمله بامزه ای که او در مقابل هر مواجهه ای با اطلاعات جدید به زبان می آورد، این است: «در حافظه ثبت شد»! اما گاهی اوقات، او اطلاعات متناقضی دریافت می کند و نمی داند کدام را در حافظه نگه دارد. 

این اتفاقات کارتونی کم وبیش در دنیای واقعی هم وجود دارد; اما این قضیه در مورد ما آدم ها کمی پیچیده تر است. دنیای حافظه، دنیای گسترده ای است که در این مطلب برآنیم تا سری به این دنیای پیچیده بزنیم.
● اپیزود اول: الفبای حافظه
برای بررسی مقوله حافظه، ضرورت دارد با برخی اصطلاحات و مفاهیم اولیه در این بحث آشنا شوید. از مفاهیمی نظیر حافظه های کوتاه مدت و بلندمدت، تحکیم و تداخل حافظه، حافظه روندی و حافظه های نام ها و چهره ها به عنوان الفبای بحث حافظه یاد می کنند.
۱) حافظه کوتاه مدت:
خیلی ها فکر می کنند حافظه کوتاه مدت یعنی حافظه چند روز اخیر. برای همین، وقتی از یک نفر می پرسیم تازگی ها چه کتابی خوانده ای او در جوابمان می گوید یادم نیست; بلافاصله فکر می کنیم طرف، حافظه کوتاه مدتش مشکل دارد. اما این تصور، اشتباه است.
حافظه کوتاه مدت، خیلی کوتاه تر از این حرف ها است. مثال کلاسیک این حافظه، یادداشت کردن شماره تلفن است: شماره ای را از دوستتان می پرسید فقط برای این که آن شماره را در دفترتان یادداشت کنید. همین! مثال کلاسیک ترش تنظیم ساعت است.
شما از فردی در خیابان می پرسید ساعت چند است و فقط به اندازه ای که ساعت تان را تنظیم کنید، زمان دقیق به یادتان می ماند. برای حافظه کوتاه مدت یک عدد جادویی وجود دارد و آن عدد
۷ است. در واقع، بیشتر آدم ها نمی توانند بیشتر از ۷ به علاوه و منهای ۲ ماده را به ذهن بسپارند (یعنی ۵تا۹ ماده) و برای همین است که ما هیچ وقت یک شماره تلفن را با ۸ عدد جداگانه به ذهن نمی سپاریم. ما معمولا آن را به چند واحد ۲یا۳ رقمی تبدیل می کنیم. خیلی از اطلاعات روزمره ما مرتبا وارد این حافظه و از آن خارج می شوند.
اطلاعات مربوط به این حافظه اگر برای ما مهم نباشند، همیشه ناپایدار و موقتی هستند. اما وقتی که بخواهیم چیزی را برای طولانی مدت به یاد بسپاریم، پای حافظه بلندمدت به میان می آید.
۲) حافظه بلندمدت:
اگر اطلاعاتی که از محیط خود می گیریم استفاده طولانی مدت داشته باشند، حافظه کوتاه مدت را باید آن قدر فعال نگه داریم تا به حافظه بلندمدت تبدیل شود. البته اینکار همیشه آن طور که ما می خواهیم انجام نمی شود. به همین خاطر، در درس های کاملا حفظی، به سختی نمره
۲۰ می گیریم. این به دلیل پدیده هایی مثل تحکیم و تداخل است.
۳) تحکیم حافظه:
به فرآیند تبدیل شدن حافظه کوتاه مدت به حافظه بلندمدت، «تحکیم حافظه» می گویند. در واقع، مغز برای این که بتواند اطلاعاتی را که در آن تلنبار می شود را سازمان دهی کند; به یک دوره
۱۵تا۶۰ دقیقه ای احتیاج دارد. این زمان که دوره «تحکیم حافظه» نام دارد، بهتر است در حالی بگذرد که اطلاعات جدیدی به ذهن وارد نشود.
۴) تداخل:
یکی از اصطلاحات کلیدی برای فهم حافظه انسانی، تداخل است. وقتی یک سری از اطلاعات را به ذهن می سپاریم، ذهن به دوره تحکیمی نیاز دارد تا به آن ها سازمان بدهد اما ما مرتبا اطلاعات جدیدی به ذهن وارد می کنیم. به این کار ما می گویند: «تداخل بعدی.» البته همیشه همان سری اطلاعات اول، یک جورهایی مانع یادگیری سری دوم می شوند که به آن می گویند: «تداخل قبلی.» جالب است بدانید که ثابت شده مهم ترین دلیل فراموشی، همین تداخل بعدی می باشد.
۵) حافظه روندی:
تا این جا هر چیزی درباره حافظه گفته شد، تشابه انسان و کامپیوتر را به ذهن می آورد; اما «حافظه روندی» از عجایبی است که فقط آدمیزاد دارد. ما به کمک این حافظه، چیزهایی را می آموزیم به اسم «مهارت;» مهارت هایی مثل رانندگی یا دوچرخه سواری که با تمرین و تکرار به دست می آیند. جالب اینجاست که این مهارت ها ناخودآگاهند. مثلا همین الان سعی کنید به خاطر بیاورید که دقیقا چه طوری در تاکسی می نشینید؟
واقعیت این است که حافظه روندی آن قدر پیچیده است که مغز ما آن را به طور اتوماتیک انجام می دهد و خودآگاهمان را به زحمت نمی اندازد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 15:24 ] [ محمد شاه بنده ]

 یکی از ارکان اساسی آموزش و یادگیری داشتن حافظه ای کار آمد است، همه شما دوست دارید حافظه ای قوی داشته باشید و اگر بخواهید مطمئنا می توانید حافظ خود را تقویت کنید.

در مورد تقویت حافظه به موارد زیر توجه کنید:
▪ هدف:
هدف خود را از خواندن مشخص کنید که برای چه منظور می خوانید؟ برای افزایش معلومات، برای انجام یک تحقیق و یا به صورت تدریجی برای دادن امتحان، اگر برای امتحان می خوانید امتحان تشریحی است یا تستی؟ اگر برای امتحان تستی می خوانید باید جزئی ترین مطالب را هم بخوانید واگر امتحان تشریحی است باید کلی بخوانید.
▪ اعتماد به خود:
به حافظه خود اعتماد داشته باشید تا به شما کمک کند. اعتراف به این که حافظه ام ضعیف است سرآغاز تنبل شدن حافظه است.
▪ علا قه:
موضوعات مورد علا قه راحت تر به خاطر سپرده می شود، پس سعی کنید خود را به دروس علا قه مند سازید.
▪ سلامتی:
عقل سالم در بدن سالم است، پس رژیم غذایی درستی داشته باشید تا حافظه ای قوی ونیرومند پیدا کنید، عناصری مانند کلسیم، فسفر و ویتامین های گروه
B نقش مهمی در کارآیی مغز دارد، لذا مصرف شیر، پنیر، تخم مرغ، جوانه گندم، بادام، فندق، کنجد، سبزیجات و حبوباتی مثل عدس توصیه می گردد.
▪ اکسیژن کافی:
یکی از علل کم کاری حافظه نرسیدن اکسیژن به مغز است، در هنگام مطالعه پنجره اتاق را کمی باز بگذارید، تا هوای تازه جریان یابد یکی از روش های تامین اکسیژن سلولهای مغز استفاده از تنفس عمیق است.
▪ دقت:
برای داشتن حافظه خوب باید دقت بالا یی داشت.
▪ تمرکز:
سعی کنید هنگام مطالعه خسته نباشید. اگر احساس خستگی می کنید کمی استراحت کنید بعد مطالعه را شروع کنید. پس از یادگیری نیز حتما استراحت کنید تا آموخته های شما در حافظه پایدار بماند و از تداخل یادگیری بعدی جلوگیری شود. هنگام مطالعه تمامی حواس خود را بر روی مطالعه متمرکز کنید.
▪ آرامش:
اضطراب بیش از حد نه تنها موجب فراموشی می شود، بلکه آفت سلا متی است. برای جلوگیری از فراموشی و اختلا ل در کارایی حافظه، شرایط محیط یادگیری را از هیجان خالی کنید، چون در وضعیت آرامش امواج آلفا که بین
۱۳-۸ هرتز است در مغز منتشر می شود در این حالت انسان می تواند از حداکثر نیروی مغزی خود بهره جوید.
▪ خواب کافی:
بی خوابی موجب پریشانی حافظه می شود، خواب کافی باعث تقویت حافظه می گردد.
▪ برنامه ریزی:
برنامه ریزی درسی موجب می شود که هر درس را در زمان مخصوص به خود بخوانیم و این نظم به مکانیسم حافظه در به خاطر سپاری مطالب کمک می کند.
▪ مدت یادگیری:
کار بدنی را شاید بتوان درحالت خستگی انجام داد اما کارهای فکری نیاز به وضعیت جسمی و مغزی مناسب تری دارد. یکی از علت های خستگی مغزی بودن مدت مطالعه و خواندن طولا نی مدت است که افت شدیدی را در به خاطر سپاری به دنبال خواهد داشت بنابراین روش نیم ساعت مطالعه +
۵ دقیقه استراحت را هرگز فراموش نکنید.
▪ یادگیری با فاصله:
بین یادگیری ها فاصله بیندازید تا از پراکندگی دقت شما جلوگیری شود وبه خاطر سپاری در حافظه بهتر صورت گیرد. مثلا اگر می خواهید
۶ ساعت فیزیک بخوانید آن را به سه قسمت دو ساعته تقسیم کنید و هر یک روز در میان ۲ ساعته مطالعه کنید.
▪ تصمیم به خاطر سپردن:
اگر تصمیم بگیرید به خاطر بسپارید و در مواقع ضروری به یادآورید این کار شدنی است اگر با خود عهد ببندید که باید مطلبی را یاد بگیرد، یقینا موقع مطالعه دقت بیشتری خواهید داشت.
▪ خوب درک کردن:
اگر مطلبی را به جای حفظ کردن بفهمید بهتر در حافظه می ماند و کمتر فراموش می شود. در واقع حفظ کردن مطالب، زنگ خطری برای فراموش کردن آنهاست. پس هرگز بدون درک صحیح مطالب سعی در حفظ کردن آنها نداشته باشید چون فقط مطالبی به حافظه بلند مدت سپرده می شوند که به درستی فهمیده شوند.
▪ تکرار:
برای این که مطلبی به مدت طولا نی در حافظه بماند باید ابتدا، آن مطلب مرور گردد و همچنین این مرور در فواصل زمانی معین انجام گیرد.
▪ استفاده از انواع حافظه:
در هنگام مطالعه از سه حافظه خود (بینایی، شنوایی و حرکتی) یک جا استفاده کنید. یعنی از نگاه کردن (بصری) تکرار عبارات با صدای بلند (شنوایی) و یادداشت برداری (حرکتی).
▪ تصویرسازی:
در هنگام خواندن مطالب سعی کنید تصویر ذهنی از آن برای خود بسازید. اگر بتوانید تصاویر مطلب خوانده شده را در ذهن ایجاد کنید، خیلی راحت تر می توانید آنها را به خاطر بسپارید (مثلا با به کار بردن کلمه اسب شکل این حیوان را در ذهن مجسم کنید).
▪ وسایل کمک آموزشی:
استفاده از فیلم، اسلا ید، چارت، شکل و امکانات آزمایشگاهی و ... یادگیری را تسریع و تسهیل می کند.
▪ روش جز» و روش کلی:
در روش جز» به جز» متن را به صورت بند بند یاد بگیرید یعنی ابتدا بند اول را به خاطر بسپارید سپس بند دوم را. در روش کلی تمام متن را به طور کامل مطالعه کنید پس از آن سعی کنید متن را برای خود با دیگران تکرار کنید و دوباره متن را به طور کامل از اول تا آخر بخوانید.
▪ ارتباط دادن بین مطالب:
مطالب هر چه بیشتر به هم مرتبط باشند بهتر در حافظه ثبت می شوند. لذا در هنگام مطالعه تا حد ممکن بین مطالب خوانده شده ارتباط برقرار کنید.
▪ سازماندهی:
نظم دادن به اطلا عات به خاطر سپاری آنها را آسانتر می کند، مطالبی را که می خوانید به صورت منظم در آورده و آنها را طبقه بندی کنید. اگر بدون نظم و دسته بندی پشت سر هم بخوانید احتمال این که فراموش کنید بسیار زیاد است. مثلا مواد غذایی زیر را باید به یاد داشته باشید. (گوشت، کره، شنبلیله، خامه، تخم مرغ، ترب، شیر، تربچه، ماهی، ماست، جعفری، سرشیر) برای به خاطر سپاری آنها بهتر است آنها را دسته بندی کنید:
▪ مواد پروتئینی:
گوشت، مرغ، ماهی، میگو
▪ لبنیات: کره، خامه، شیر، ماست
▪ سبزیجات:
شنبلیله، ترب، تربچه، جعفری
برجستگی و نمایان سازی: اگر نکته ای برجسته تر از سایر نکات باشد بهتر در حافظه می ماند. یک فرد قد بلند بین دیگران نمایان تر است. از این اصل در مطاله هم می شود استفاده کرد. مثلا هنگام خواندن، زیر نکات مهم را خط بکشید تا به واسطه اصل برجستگی نکات مهم سریعتر به خاطر سپرده شوند (ابتدا باید خوب بخوانید و درک کنید سپس آنهایی را که مهم تشخیص می دهد خط بکشید تا در هنگام مرور سریعتر آن نکات به چشم آیند).
● تقدم و تاخر:
مطالبی را که در ابتدا می خوانیم بهتر در حافظه می ماند (تقدم) و همچنین مطالبی که در آخر می خوانیم راحت تر به خاطر سپرده می شوند و بیشترین فراموشی مربوط به مطالب میانی است. برای جلوگیری از فراموشی باید صفحات کمتری را مطالعه کرد. در واقع با استراحت های کوتاه مدت در حین مطالعه می توانید اصل تقدم و تاخر را رعایت کنید. اگر
۲ ساعت پشت سر هم مطالعه کنید بین مطالب اولیه و آخری فاصله زیادی می افتد و احتمال فراموشی افزایش می یابد.
▪ تقطیع:
آستانه حافظه کوتاه مدت هر شخص
۲+۷ ماده است یعنی تا ۲+۷ قطعه را می توان به خاطر سپرد مثلا ده حرف (ن ازوم آش ن اد) را می توان به یک قطعه تبدیل کرد که حفظ آن راحتتر شود (مثل دانشآموزان)
▪ تدابیر یادیار:
استفاده از ترفندهایی که به واسطه آن بتوان به موضوع اصلی پی برد، مثلا برای یادآوری تخم مرغ، کره، نان و ... می توان از چراغ روشنائی سردر خانه روبه رو استفاده کرد. مثلا تصور تخم مرغ بزرگی که به تیر چراغ برق تکیه داده یا نانی که بر سر در خانه روبه رو قرار گرفته است.
▪ تداعی:
برای به خاطر سپاری بهتر باید بین مطالب ارتباط و تداعی خوبی برقرار کنید. (تجاسم مطلب) برای به خاطر سپاری بهتر می توانید مطلب مورد نظر را به صورت بزرگ و مسخره در ذهن مجسم کنید یا رنگ های مختلف به آن بدهید. مثلا مداد و ماشین (ماشینی که راننده اش مداد است) یا ماشین و گنجشک (درماشینی نشسته بودم گنجشکی که لباس افسر را پوشیده بود جلویم را گرفت) و .

 

[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 15:10 ] [ محمد شاه بنده ]

هرچند مغز ما قویترین رایانه در سیاره زمین محسوب می‌شود اما این رایانه قدرتمند نیز گاهی به خطا می‌رود. ما انسانها بیشتر وقت خود را صرف انباشتن چیزهای مختلف و بی‌فایده به داخل مغزمان می کنیم.

مهم نیست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم این عضو نیاز به جبران و احیای خود دارد تا بتواند قالب و توانایی خود را حفظ کند.
پژوهشگران روش‌های مختلفی را برای سوپرشارژ کردن و افزایش کارآیی مغز ارائه کرده‌اند که در این مقاله ساده‌ترین آنها ارائه شده تا هر فردی بتواند به محض احساس نیاز، به آنها دسترسی داشته باشد و آنها را بکار بسته و از مزایای آن بهره‌مند شود:
▪ بادام بخورید
بادام حافظه را تقویت می‌کند و اگر در ترکیب با شیر قبل از رفتن به رختخواب و یا پس از برخاستن از خواب به هنگام صبح مصرف شود تاثیر بهتری دارد.
▪ آب سیب بنوشید
پژوهشگران دانشگاه ماساچوست لوول نشان داده‌اند؛ آب سیب تولید نوعی انتقال دهنده عصبی حیاتی موسوم به استیلکولین را در مغز افزایش داده و از این طریق قدرت حافظه را نیز تشدید می‌کند.
▪ خوب بخوابید
تحقیقات نشان می‌دهد که حافظه بلند مدت در طول خواب با پخش مجدد تصاویر تجربه شده در روز تقویت می‌شود.
▪ از تفریحات ساده لذت ببرید
استرس قدرت مغزی ما را تحلیل می برد. ذهنی که در استرس گرفتار شده بیشتر منابع حافظه ما را مصرف می کند و به این ترتیب ذهنی ضعیف و کودن برای ما باقی می گذارد. سعی کنید برای خود عادتهای ساده تفریحی در طول روز تعیین کنید تا بتوانید به کمک آنها استرس را از ذهن خود پاک نمایید. برخی از این تفریحات ساده و مفید برای ذهن و بدن و روان عبارتند از: گوش دادن به موسیقی مورد علاقه، بازی با کودکان، قدردانی از دیگران، پیاده روی، دوچرخه سواری و یا شنا به طور روزانه، کار کردن با یک وبلاگ و بالاخره شرکت در کلاس‌های یوگا و سلامت به طور روزانه.
▪ ذهن خود را ورزش دهید
همانطور که ورزش جسمی برای بهره‌مندی از یک بدن قوی و سالم ضروری است ورزش ذهنی نیز به همین اندازه حائز اهمیت است تا بتوانید ذهنی تیز و فعال داشته باشد. آیا تا به حال توجه کرده‌اید که چرا کودکان قدرت مغزی قوی‌تری نسبت به افراد بالغ دارند؟ چون کودکان ذهنی بازیگوش دارند و یک چنین ذهنی توان حافظه را بالا می‌برد. برای رسیدن به چنین توانایی می‌توانید پازل یا جدول حل کنید، در کارهای گروهی داوطلب شوید، با دیگران تعامل کنید، به یک سرگرمی مانند مطالعه، نقاشی یا حتی تماشای پرندگان مشغول شوید، یک مهارت جدید یا یک زبان جدید بیاموزید.
▪ یوگا یا مدیتیشن انجام دهید
یوگا و مدیتیشن استرس را تخلیه می‌کند. استرس قاتل حافظه است اما یوگا و مدیتیشن با کاهش استرس، پایین آوردن فشار خون، کاهش سرعت تنفس، کاهش سرعت متابولیسم و آزاد کردن تنش از ماهیچه‌ها، ذهن را تقویت می‌کنند.
▪ مصرف مواد قندی را کاهش دهید
قند غذا نیست بلکه شکلی از کربوهیدرات است که یک انرژی واهی تولید می‌کند. مصرف زیاد مواد قندی باعث بروز علائم عصبی و رنج آور، ضعف حافظه و سایر اختلالات عصبی می شود. غذاها را بدون افزودن شکر مصرف کنید و از مصرف نوشیدنی‌های شیرین یا مقدار زیادی شکر یا قند با کافئین پرهیز کنید.
▪ از گندم سبوس دار استفاده کنید
گندم سبوس‌دار حاوی لسیتین است. این ماده مشکل سخت شدن سرخرگ‌ها را آسان می‌کند و از این طریق موجب بهبود عملکرد مغز می شود.
▪ شب‌ها غذای سبک بخورید
خوردن غذای زیاد و سنگین در شب باعث بروز استرس طولانی مدت و احساسی به هنگام خواب می‌شود. توصیه می‌شود غذای سنگین را در روز مصرف کنید که بدن تحرک بیشتری دارد. شبها با خوردن غذای سبک و میوه یا سبزی می‌توانید خواب بهتری داشته باشید. خواب خوب شب به معنی تقویت قوای مغز است.
▪ قدرت تخیل خود را تقویت کنید
یونانی‌ها اصل خیال پردازی را برای به خاطر سپردن همه چیز یاد می‌گیرند. این تکنیک احتیاج دارد که فرد یک تخیل واقعی و رنگی را ایجاد کند که بتوان آن را به یک موضوع یا شی خاص ارتباط داد. اگر شما تمام حواس خود شامل لامسه، بویایی، چشایی، شنوایی و بینایی را درگیر خیال پردازی کنید می‌توانید جزئیات بیشتری از یک موضوع را به خاطر بیاورید. این کار به تقویت حافظه شما کمک می‌کند.
▪ خشم خود را کنترل کنید
غذاهای تهیه شده از آرد سفید، مصرف زیاد نشاسته یا نان سفید می‌تواند منجر به بروز حساسیت‌های عصبی شود. در نتیجه مصرف این قبیل مواد غذایی پرخاشگری و برخی از رفتارهای افسردگی را موجب می شود. در عوض سبزی تازه بخورید. آب زیاد بنوشید و یوگا یا مدیتیشن انجام دهید تا احساسات سمی مانند خشم و استرس از شما دور شود.
▪ ویتامین ب کمپلکس مصرف کنید
این ویتامین حافظه را تقویت می‌کند. از غذا و سبزیجات غنی از این ویتامین مصرف کنید. لازم به ذکر است که مواد غذایی نشاسته‌ای و نان سفید تاثیر مطلوب این ویتامین برای حفظ سلامت حافظه را خنثی می‌کند

 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 16:01 ] [ محمد شاه بنده ]

تحقیقات جدید نشان می دهد که ورزش مغز به طور منظم به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل، مثل آلزایمر را کاهش می دهد.

خبرنگار پزشکی، دکتر امیلی سنای، می گوید، وقتی صحبت از فواید ورزش منظم مغز پیش می آید، هیچ پاسخ قاطعی وجود ندارد. اما، او اعتقاد دارد، شواهد زیادی نشان می دهد که فعالیت های تقریحی تحریک کننده ذهن خطر بیماری های مربوط به زوال عقل را کاهش داده و با بالا رفتن سن، به حفظ توانایی شناختی کمک می کند.
در ژورنال پزشکی نیو انگلند، محققان به بررسی فعایت های تفریحی افراد سالخورده طی بیست سال، پرداختند تا ببینند این افراد به زوال عقل مبتلا می شوند یا خیر. این تحقیق همچنین نتیجه درگیر کردن و چالش ایجاد کردن برای مغز را با انجام فعالیت هایی مثل حل کردن جدول، بازی شطرنج یا ورق، مطالعه، نوشتن تفریحی، و نواختن آلات موسیقی، نیز بررسی کرد. علاوه بر این، محققان تاثیر فعالیت های فیزیکی روی مغز، مثل تنیس یا گلف، شنا، رقص و کار خانه را نیز مرور کردند.
با این تحقیقات، محققان متوجه شدند که افرادیکه بیشتر به فعالیت هایی مثل مطالعه، بازی شطرنج، نواختن آلات موسیقی و رقص مبادرت می کردند، کمتر به بیماری های زوال عقل مبتلا می شدند.
این تحقیق نشان داد که یک فعایت در هفته، تا %
۷ احتمال بروز زوال عقل را کاهش می دهد. این کاهش خطر ابتلا به بیماری های زوال عقل، برای آنها که در فعایت های بیشتری در هفته شرکت می کردند، تا %۶۳ افزایش یافت.
جامعه پزشکی اطمینان کافی ندارد که چرا فعالیت ذهنی، برای مغز فایده دارد اما یک اشاره بر این که چالش های ذهنی، سلول های مغزی را سالم نگه داشته و آنها کمتر در معرض بیماری و تخریب قرار می گیرند.
دکتر سنای می گوید، یک تئوری دیگر این است که فعالیت های تحریک کننده ذهن به ارتقاء اندوخته شناخت کمک می کند، بنابراین برای جایگزین کردن سلول های از بین رفته، سلول های مغزی بیشتری وجود دارد.
این تحقیق عنوان نمی کند که چه فعالیت هایی برای مغز بهتر از فعالیت های دیگر است. دکتر سنای می گوید، یک تحقیق فرانسوی نشان داده است که بافندگی، باغبانی، مسافرت، و انجام کارهای معمولی نیز احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل را پایین می آورد. و بااینکه فعالیت های فیزیکی تاثیر چندانی در این تحقیق نشان ندادند، اما شواهدی وجود دارد که فواید آن را روی مغز به طرق مختلف ثابت می کند.
افراد سالمند با بالا رفتن سن بیشتر در معرض این گونه بیماری ها قرار می گیرند اما برخی عقیده دارند که این چالش ها باید در سنین پایینتر برای مغز فراهم شود. دکتر سنای می گوید، چالش های مغزی به هیچکس صدمه نمی زند، اما یادتان باشد، قبل از اینکه روی سن رقص بروید، حتماً با پزشکتان مشورت کنید.
● چطور مغزتان را فعالیت دهید: جدول حل کنید
جدول از زمان های قدیم راه بسیار خوبی برای گذر وقت بوده است. این سرگرمی برای اولین بار در سال
۱۹۱۳ در انگستان به وجود آمد؛ روزنامه نگار، سر آرتور واینه از لیورپول، بود که اولین جدول را در روزنامه به چاپ رساند. طی سالها، این جدول ها شکل و شمایل های مختلفی به خود گرفته اند، اما ایده اصلی هنوز مانند سابق است. هم اکنون، تحقیقات ثابت می کند که حل کردن جدول، مغز را سالم نگه می دارد و از بروز بیماری هایی مثل آزایمر و از این قبیل، جلوگیری می کند.

ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 15:52 ] [ محمد شاه بنده ]

از آنکه خود را مبتلا به آلزایمر بدانید ، این مطلب را بخوانید : متخصصان می گویند برخی خطاهای حافظه طبیعی هستند . 

محققان بر این باورند که حافظه دومین چیزی است که با افزایش سن رو به زوال می گذارد . پس اولی چیست ؟
یادم نیست ! وقتی شما هم به پایان این نوشته برسید فقط بخشی از آن را بخاطر خواهید آورد . اما نگران نباشید تنها شما اینطور نیستید .
مطالعات نشان داده اند که زوال خفیف حافظه کاملاً طبیعی است بویژه با افزایش سن این پدیده مشاهده می شود . اگر گاهی مسائل خیلی ساده را فراموش می کنید نشانه ابتلا به بیماری آلزایمر نیست . تعداد زیادی از افراد هستند که مانند شما گاهی نمی دانند کلیدشان را کجا گذاشته اند و نمی توانند نام یکی از اشخاصی را که بتازگی ملاقات کرده اند بخاطر آورند .
حافظه عبارت از توانایی بخاطر آوردن وقایع و رویدادهای زندگی است و این فرآیند سه مرحله دارد :
۱) مرحله اول : کدگذاری . زمانی انجام می شود که فرد اطلاعاتی را دریافت می کند .
۲ )مرحله دوم : یکی کردن - این عمل زمانی صورت می گیرد که مغز اطلاعاتی را که کدگذاری می کند دریافت کرده و آن را به گونه ای پردازش می کند که در نواحی مشخصی در مغز ذخیره شود .
۳) مرحله سوم : بازآوری - زمانی است که فرد اطلاعات ذخیره شده در مغز را یادآوری می کند .
اما تمایز بین زوال طبیعی حافظه و بیماری آلزایمر برای یک فرد غیرمتخصص آسان نیست چرا که نوع حافظه ای که در موقعیت های روزمره تحت تأثیر قرار می گیرد همان نوعی است که در مراحل اولیه آلزایمر آسیب می بیند .
● زمان : بدترین دشمن حافظه
نترسید ، زوال حافظه و پیری مغز بخش طبیعی از روند افزایش سن است . اغلب افراد در آغاز دهه پنجم زندگی گمان می کنند حافظه شان رو به زوال است و به دلیل آنکه از راهکارها و ابزار بیشتری برای یادآوری مسائل استفاده می کنند نسبت به این مسئله زیادی هشیار می شوند .
اما زوال حافظه حتی پیش از
۵۰ سالگی هم ممکن است روی دهد . بسیاری افراد حتی در دهه ۲۰ و ۳۰ زندگی یک نام ، زمان قرار ملاقات یا مطلبی را که سرزبانشان است فراموش می کنند . پروفسور زولا حافظه را فریب کار و زمان را بدترین دشمن آن معرفی می کند . در واقع کمی پس از دریافت اطلاعات حافظه رفته رفته رو به زوال می گذارد . بعضی چیزها بلافاصله از ذهن محو می شوند ، بعضی مطالب دیرتر فراموش می شوند و بسیاری عوامل شامل ماهیت موضوع ، اهمیت آن ، سطح استرس و غیره بر حافظه تأثیر می گذارند .
گاهی اوقات شما درباره چگونگی وقوع اتفاقی که به گذشته مربوط می شود با فرد دیگری بحث می کنید . علت این است که شما فکر می کنید آن را بوضوح بخاطر می آورید ، اما مطالعات نشان می دهند پس از مدتی ، افراد وقایع را آنطور که روی داده بخاطر نمی آورند . انحراف حافظه که یکی از عوارض جانبی گذشت زمان است . این پدیده ای است که طی آن با گذشت زمان توانایی ما برای بخاطر اوردن وقایع تقلیل می یابد و هر چه این فاصله زمانی وقوع حادثه و بیاد آوردن آن بیشتر شود احتمال فراموشی نیز بیشتر خواهد شد .


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 15:40 ] [ محمد شاه بنده ]

تا به حال اتفاق افتاده است که نام کسی را که سابقاً ملاقات کرده بودید فراموش کنید؟ یا فلان وسیله را کجا گذاشته اید یا آیا در ماشین را قفل کردید یا نه؟ مطمئناً چنین اتفاقاتی برای شما هم افتاده است. اما اگر این از دست دادن حافظه مکرراً اتفاق بیفتد و شما توانایی تمرکزتان را از دست بدهید چه می شود؟ 

متاسفانه، از دست رفتن حافظه و بالا رفتن سن رابطه ای مستقیم دارند. در اوایل ۲۰ سالگی، مغز شروع به از دست دادن بعضی سلول های عصبی می کند و بدن کمتر مواد شیمیایی مورد نیاز مغز برای درست کار کردن را تولید می کند.
خوشبختانه، شما کارهای زیادی می توانید انجام دهید تا این جریان را کندتر کنید. در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم که با رعایت آن می توانید حافظه تان را تقویت کنید.
۱) غذاهای سالم بخورید
استفاده از یک رژیم غذایی سالم و مناسب نه تنها برای جسمتان مفید است، بلکه برای مغز و حافظه تان نیز لازم است. بر طبق نظرات آکادمی عصب شناسی در امریکا، خوردن میوه ها و سبزیجاتی که حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان هستند مثل توتها، مرکبات، اسفناج، هویج، کلم بروکلی، گوجه فرنگی و سیب زمینی شیرین می تواند تا
۱۱ درصد احتمال سکته را پایین تر بیاورد.
تحقیق دیگری نشان می دهد که آنتی اکسیدان ها و پلی فنول های موجود در ذغال اخته، کران بری و انگور می تواند توانایی ارتباط سلول های مغزی را با یکدیگر بالا برده و خطر آسیب رسیدن به آنها را پایین می آورد.
به جز میوه و سبزیجات، مواد دیگری مثل کارکامین و همچنین ویتامین های
B مثل نیاکتین و اسید فولیک نیز در این زمینه کمک کننده هستند و خطر ابتلا به آلزایمر را پایین می آورند.
۲) از نوشیدن مشروبات الکلی خودداری کنید
همه می دانند که نوشیدن مشروبات الکلی باعث از دست دادن حافظه به طور موقت می شود. اما محققین دریافته اند که می تواند عوارض طولانی مدت نیز داشته باشد و روی سلول های مغزی تاثیر می گذارد. تاثیر موقتی آن رابطه ای نزدیک با میزان مصرف نوشیدنی دارد. هرچه میزان بیشتری بنوشید، حافظه تان کندتر خواهد شد.
۳) جسمتان را ورزش دهید
همه ی ما میدانیم که برای روی فرم نگاه داشتن هیکل و بدنمان باید ورزش کنیم. اما آیا می دانستید که ورزش کردن باعث تقویت حافظه تان نیز می شود؟
ورزش های قلبی-عروقی مانع از دست رفتن حافظه می شود. پزشکان بر این عقیده اند که این به این دلیل است که ورزش گردش خون را در مغز بالا می برد و نمی گذارد که بافت های عصبی مغز با بالا رفتن سن به سرعت از بین بروند.
حتماً لازم نیست که دونده ی دوی ماراتن باشید تا حافظه تان تقویت شود. ورزش های جسمی-فکری نیز می تواند با از دست رفتن حافظه مقابله کند.
۴) فکرتان را ورزش دهید
ورزش دادن به فکرتان به رشد مغزتان کمک می کند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول های عصبی مغزتان را ترغیب می کنید تا ارتباطات جدید ایجاد کنند که به آنها اجازه می دهد با هم در ارتباط باشند. این مسئله به جز بالا بردن قدرت یادآوری ظرفیت حافظه را هم بالا می برد و مانع از دست رفتن حافظه می شود.
کارهای بسیاری می توانید برای ورزش دادن و فعال کردن مغزتان انجام دهیید. کارهای ساده ای مثل حل جدول، بازی شطرنج و مطالعه کردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش های جدید مثل یادگیری زبانی خارجی یا یک آلت موسیقی نیز می تواند مفید باشد.
۵) از مکمل های تقویت حافظه استفاده کنید
علم خیلی وقت است که فایده ی بعضی مکمل های غذایی مثل روی و اسید فولیک را برای تقویت حافظه دریافته است. مکمل های دیگری نیز شناخته شده اند که می توانند به تقویت حافظه کمک کرده و مانع از دست رفتن حافظه با بالا رفتن سن شوند.
ترکیبات این مکمل ها از این قرار است:
آنتی اکسیدان ها که رادیکال های آزاد مخرب را از بین می برند و گیاهانی که سلول های عصبی را از آسیب محافظت می کنند.
مواد مغذی که اکسیژن و گلوکز مغز را بالا می برند.
گیاهانی که به تولید انتقال دهنده های عصبی کمک می کنند.
مکمل های که باعث تقویت حافظه می شوند از این قبیل اند:
▪ گینکو بیلوبا
نام گیاهی بسیار مشهور است که از سالیان دور به عنوان دارویی سنتی برای تقویت حافظه استفاده می شده است. خاصیت آنتی اکسیدانی قوی دارد و می تواند از آسیب رسیدن به رگ های خونی در مغز جلوگیری کند. همچنینی می تواند جریان خون در مغز را نیز بالا ببرد و با حفظ قابلیت ارتجاعی رگ ها، اکسیژن و مواد مغذی را به سلول ها برساند.
▪ ویتامین های
B
از ویتامین های
B در بسیاری از عملیات متابولیک بدن استفاده می شود و برای سلامتی عمومی بدن بسیار لازم هستند. در رابطه با مغز دو تا از این ویتامین ها اهمیت بیشتری پیدا می کنند: ویتامین B۱۲ و اسید فولیک. ویتامین B۱۲ برای حفظ غلاف میلین، ماده ی سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب را می پوشاند و باعث میشود که به درستی کار کنند.
اسید فولیک هم ماده ی بسیار موثری برای مغز است که باعث بهتر کار کردن انتقال دهنده های عصبی می شود. اگر میزان اسید فولیک مغز کم شود، احتمال از دست رفتن حافظه بیشتر می شود.
▪ اسیدهای آمینه
اولین کار آمینو اسیدها این است که به عنوان سدی برای پروتئین ها عمل کند. اما انواع بخصوصی از آنها برای تقویت مغز هم کاربرد دارند. به طور مثال تاورین
L یک محافظ عصبی قوی است که از سلول های عصبی در مواجه به استرس و فشارها محافظت می کند. پیروگلوتامین L نیز برای متابولیسم سلول های عصبی کاربرد دارند و DMAE نیز مشاهده شده است که باعث تقویت حافظه ی کوتاه مدت می شود.
▪ همیشه هوشیار باشید...
تقویت حافظه باید یکی از کارهای روزانه تان باشد. به یاد داشته باشید که ورزش در این زمینه کمک بسیار زیادی به شما می کند. حواستان باشد که مکمل هایتان را هم حتماً استفاده کنید

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 15:19 ] [ محمد شاه بنده ]

<<    1      2      3    >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 76964
بک لینک طراحی سایت